خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ خرداد ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
6 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 05:33کد خبر32123

بعد از نماز و استماع اخبار و خواندن گزارش ها و مطالعه برنامه های امروز سفر، ساعت هفت و نیم صبح، به پادگان سپاه رفتیم. در مراسم صبحگاه مشترک نیروهای مسلح، بعد از دیدن سان، استماع گزارش فرمانده ارشد منطقه و مراسم صبحگاه، سخنرانی دلگرمکننده برایشان داشتم .

بعد از نماز و استماع اخبار و خواندن گزارش ها و مطالعه برنامه های امروز سفر، ساعت هفت و نیم صبح، به پادگان سپاه رفتیم. در مراسم صبحگاه مشترک نیروهای مسلح، بعد از دیدن سان، استماع گزارش فرمانده ارشد منطقه و مراسم صبحگاه، سخنرانی دلگرمکننده برایشان داشتم .

سپس به محل استادیوم ورزشی پنجاه هزار نفری در حال ساخت رفتیم؛ خیلی وسیع است و بیش از سیصد هکتار در منطقه تپه ماهوری وسعت دارد. بعد از استماع گزارش مدیرکل تربیت بدنی، صحبت کوتاهی کردم. اسم ورزشگاه را «یادگار امام» گذاشتیم.

به سوی میانه پرواز کردیم. در مسیر، از کنار قله های رشته کوه سهند گذشتیم که پوشیده از برف است. آقایان استاندار و وزیر نیرو، توضیحات خوبی دربارة وضع آب دره ها و حوزه های آبریز در مسیر دادند. در محل سد آیدوغموش، در جنوب غربی میانه فرود آمدیم. مدیرکل آب استان و مدیر شرکت مشاور، توضیحات خوبی از حوزه آبریز و رودخانه قزلاُوزن دادند که نزدیک دو میلیارد مترمکعب آب را از سر شاخه های استان های آذربایجان، زنجان و کردستان به دریای خزر می ریزد. با رسوباتی که از خاک های باارزش زمین ها با خود برمی دارد، مصداق کامل «طلای قرمز»، معنای لفظی «قزلاُوزن» است. طرح ها برای جلوگیری از مشکلات سد، برای مشروب کردن شهر میانه و آبیاری ده هزار هکتار از اراضی آن است. با انفجاری، اعلان شروع کار اجرایی سد شد. جای بسیار مناسبی

است که ارزان تمام می شود. جمعی از روستاییان اطراف، برای ملاقات و تشکر جمع شده بودند. برای آنها و برای حضار جهت طرح سد، صحبت کوتاهی کردم .

از آنجا به محل طرح آبیاری روستای کلوچه خالصه، در کنار رودخانه قزلاُوزن رفتیم. مدیران وزارت نیرو و کشاورزی توضیح دادند. از دو رودخانه، برای هشتصد هکتار زمین یکپارچه شدة روستا، آب پمپاژ می شود. از شیوه آبیاری بارانی استفاده میکنند. حدود پانصد میلیون تومان هزینه شده است که یک سوم آن را کشاورزان داده اند. قرار است از این نوع طرح ها، به تعداد زیاد در اطراف رودخانه اجرا شود که آب ها کمتر هرز رود و مردم بهره بگیرند.

به شهر میانه پرواز کردیم. در محل فرود هلی کوپترها، اجتماع مردم عجیب بود. از اطراف محاصره بود و امکان عبور نبود. در بام های اطراف محل، یکی از بام ها شکست و فروریخت، ولی آسیبی ندیدند. به ناچار از مسیر دیگری، غیر از مسیر تعیین شده به محل سخنرانی رفتیم. اجتماع بسیار خوبی داشتند. [آقای حُججی]، امامجمعه و [آقای یعقوب عزیززاده فهیمی]، فرماندار خیرمقدم گفتند و گزارش دادند. در این سفر، بر خلاف سفرهای دیگر، قرار شده نمایندگان صحبت نکنند. من هم صحبت مفصلی، در مورد استعدادها و عمران شهر میانه کردم . شهر قدیمی مهمی است، ولی محروم و عقب مانده است. اختلاف آقای [میرسجاد] حججی، امام جمعه و نماینده سابق با مسئولان از عوامل کمکاری گذشته است.

در بازگشت، در مسیر مشخص شده برگشتیم که در محل زینبیه- مدرسه بمباران شده در زمان جنگ توسط عراقی ها که هفتاد شهید داشت- تومار طولانی با زینت گل ها درست کرده بودند که از آن عبور کنیم و فاتحه خواندیم و نیز کنار گلزار شهدا رفتیم.

به محل کارخانه نورد و فولاد آذربایجان رفتیم. بعد از ناهار و نماز و استراحت، مدیران در مورد کارخانه توضیح دادند؛ با ظرفیت سیصد و پنجاه هزارتُن نورد مفتول، از 5 میلیمتر تا 16 میلیمتر که اکنون نداریم. یکی از خواسته های مهم مردم، عبور آزاد راه ترانزیتی از میانه است؛ فعلاً قرار نیست از آنجا برود.

به سوی شهر سراب پرواز کردیم. تعداد زیاد حوضچه های آب در تپه ماهور ها، با بندهای خاکی به وجود آمده که برای آبخیزداری و استفاده از آب، قابل توجه است و جزو سیاست های خوب جاری است. در مسیر، در مورد معادن غنی پرلیت و نفلینسینیت منطقه توضیح دادند. در سراب، استقبال خیابانی هم بود و در جمع مردم که خیلی پُرنشاطاند، بعد از استماع گزارش [آقای عباس کمالی]، امام جمعه، فرماندار و تمجیدهای فراوان آنها، من سخنرانی کردم که مطابق معمول، شامل سوابق درخشان و استعدادهای منطقه و خدمات عمرانی دولت و طرح های آینده بود.

به شهر بُستانآباد پرواز کردیم. در فضای باز بیمارستان 96 تختخوابی در دست ساخت، کنار اجتماع بسیار پُرشکوه مردم فرود آمدیم. از بیمارستان، با توضیحات [آقای عباس آخوندی]، وزیر مسکن و شهرسازی بازدید کردیم. در اجتماع مردم، پس از استماع سخنان فرماندار و [آقای محمدباقر مدرس]، امام جمعه، سخنرانی کردم . ویژگی شهرستان بُستانآباد این است که 90 درصد مردم در روستاها هستند و وضع تولیدی و اقتصادی خیلی خوبی دارند.

به تبریز پرواز کردیم و به محل جدید مجتمع فلزکاران شهر تبریز رفتیم که با ششصد واحد فنی خدماتی، توسط تعاونی فلزکاران، با هزینه ششصد میلیون تومان احداث شده است. قرار است همه آنها از سطح شهر به اینجا منتقل شوند؛ کار خوبی است. پس از گزارش [آقای غلامرضا شافعی]، وزیر تعاون و مدیر طرح، صحبت کوتاهی کردم. پشه زیادی بود و اذیت می کردند.

در مسیر تا استانداری، استقبال عظیم مردم، باز باعث تعجب شد. در شورای اداری استان، [آقای علی عبدالعلیزاده]، استاندار و مهندس [اسماعیل] جبارزاده، رییس مجمع نمایندگان استان صحبت کردند. دربست توضیح خدمات عمرانی دولت و تعریف از رییسجمهور بود؛ برعکس گذشته ها که معمولاً طرح مشکلات و نیازها بود و این نشان موفقیت برنامه اول است. من هم توضیحاتی دربارة سیاست های کلی و برنامه های آینده دادم. دیروقت خوابیدم. عفت هم با همراهان، به منطقه مرند و جلفا رفته بود.

خورشید به کوه برگذاشته بود که پرواز کردیم. بعد از مغرب در دانشگاه تبریز فرود آمدیم. بلافاصله در اجتماع دانشگاهیان و فرهنگیان وارد شدیم. ساعت ها منتظر مانده بودند. مایل بودم، اول نماز بخوانیم که به خاطر تأخیر صرفنظر کردیم. [آقای محمدعلی حسینپورفیضی]، رییس دانشگاه [تبریز]، صحبتش را شروع کرد. یکی از دانشجویان، با صدای بلند، شروع به اذان گفتن کرد؛ لابد به علامت اعتراض، به عدم اقامه نماز اول وقت. رییس دانشگاه، پاسخ داد که چون جای مناسب برای نماز جمع ندارند و وقت هم گذشته، علیرغم میل رییسجمهور، این گونه شد.

صحبت طولانی و کممحتوایی داشت. گفتند از جناح چپ است. خیلی زیاد از من و برنامه دولت تجلیل کرد و گفت، مادرش سه روز روزه نذر کرده که در برنامه های مسافرت، به من آسیبی نرسد. صحبت مفصلی کردم و تحلیلی از سیاست های دولت و برنامه برای کسب استقلال واقعی، با حفظ آرمان ها دادم که سخت مورد استقبال حضار قرار گرفت و خیلی تمجید کردند.

آقای جهرمی، معاون آقای هاشمی [گلپایگانی، وزیر فرهنگ و آموزش عالی] که از تهران آمده بود، گفت همه مسایل کشور، تحت تأثیر جاذبه اخبار این سفر به آذربایجان است. خوابگاه دانشجویان را افتتاح کردیم؛ خوب است.

در مسیر تا استانداری، استقبال برنامه ریزی نشده مردم عجیب بود. در ساعت یازده شب، در استانداری، قاریان قرآن به شام دعوت داشتند که برنامه هم اجرا کردند. کمک شان کردم. با خستگی مفرط بعد از دوازده شب خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا