خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ خرداد ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
5 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 05:33کد خبر32122

در اخبار، ادامه بحران گروگان گیری در روسیه و تسلیم شدن دولت و در اخبار داخلی، مسایل مربوط به سفر من، مورد توجه است. ساعت هفت و نیم صبح به کارخانه کمباینسازی و آبیاری بارانی رفتیم که به روش مدیریت کپی سازی قطعات در کارخانه های دیگر و مونتاژ، توسط گروهی

در اخبار، ادامه بحران گروگان گیری در روسیه و تسلیم شدن دولت و در اخبار داخلی، مسایل مربوط به سفر من، مورد توجه است. ساعت هفت و نیم صبح به کارخانه کمباینسازی و آبیاری بارانی رفتیم که به روش مدیریت کپی سازی قطعات در کارخانه های دیگر و مونتاژ، توسط گروهی از بسیجیان تأسیس شده است. خیلی جالب است. یکی از بهترین کمباین ها، با قیمت ارزان تر و ارزبری کمتر از سه هزار دلار تولید میشود. بعد از بازدید و استماع گزارش [آقای عیسی کلانتری]، وزیر کشاورزی و مهندس مکرم، صحبت تشویقآمیزی کردم . ابتکارات خوبی است.

به محل مرکز تحقیقات مبارزه با مرض های دامی، در کنار روستای پیام [=یام] در دره سرسبز نزدیک شهر مرند پرواز کردیم. در مسیر، استاندار توضیحاتی دربارة طبیعت غنی دشت تبریز داد که با احداث سد جدید بر رودخانه تلخهرود، تأمین آب می شود. این مرکز تحقیقات، در زمان رژیم سابق، برای مرکز اسکی در کنار پیست اسکی، در نظر گرفته شده

بود و امروز توسط جهادسازندگی، به یک مرکز تحقیقات نیرومند برای ساخت واکسن ها و قرص ها و مواد اصلی اینها، وابسته به مؤسسه سرمسازی رازی، تبدیل شده است. آقایان فروزش و محمدی، توضیحات خوبی دادند و از خط تولید بازدید کردیم. گفتند اینجا بهترین آب و هوا در کشور را دارد.

از آنجا به حومه مرند پروازکردیم. بهره برداری از سد کوچک شهید [موسی] کلانتری، با توضیحات مسئولان کشاورزی آغاز شد. نُه میلیون مترمکعب ظرفیت دارد که آب های فصلی سیلابی را جمع می کنند و دو هزار هکتار را با شیوه آبیاری بارانی پوشش می دهند. پیمانکار آن [قرارگاه سازندگی خاتمالانبیاء] سپاه است.

به شهر مرند پرواز کردیم. مردم انتظار داشتند که در خیابان ها استقبال مردمی باشد و جمع زیادی در مسیر احتمالی و در عین حال، اجتماع عظیمی در محل زمین تهیه شده برای مصلی داشتند. [آقای رضا محمدیوند]، امام جمعه با کسالت قلبی، خیرمقدم گفت و فرماندار، گزارش وضع پیشرفت ها و خدمات را داد. نگذاشتند [آقای ابراهیم صراف]، نماینده شهر صحبت کند. به خاطر او قرار شده، سایر نمایندگان هم صحبت نکنند؛ برخلاف معمول سایر سفرها که همه جا، نمایندگان خیرمقدم می گفتند، در این سفر، فرماندارها حرف می زند و لذا معمولاً گزارش کارهای انجام شده است و امام جمعه ها هم، معمولاً تعریف از انقلاب و من میکنند. من هم سخنرانی مفصلی ایراد کردم .

بلافاصله به سوی شبستر پرواز کردیم. آقای [حمید] میرزاده و آقای [عیسی]کلانتری را برای شروع بهره برداری طرح برداشت آب از رود ارس در منطقه جلفا، برای هفتهزار هکتار زمین اعزام کردم. در مسیر، آقای [علی عبدالعلیزاده]، استاندار اطلاعات می داد. اطلاعاتش خوب است و مسلط بر امور استان است. در شبستر هم اجتماع مردم، فوق حد انتظار بود و گفتند خیلی بیشتر از زمان سفرهای گذشته مسئولین از اطراف آمده بودند. امامجمعه و فرماندار، گزارش خوبی دادند و من هم گرم و امیدوارکننده صحبت کردم . ویژگی اینجا این است که شبستری های مهاجر به تهران و ترکیه و جاهای دیگر، پول به شهرستان میآورند و سرمایه گذاری می کنند و بهتر از جاهای دیگر است. فقط مشکل کمبود آب دارند که باید از آذربایجان غربی متصل شود؛ وعده سرعت عمل دادم. آقای شبستری؛ امام جمعه تبریز هم اهل اینجاست و با ما بود و توضیحات خوبی می داد. دختری دکلمه خوبی داشت و سرود خوبی خواندند.

سپس با ماشین به شهر کوچک خامنه، واقع در یک فرسخی شبستر، برای افتتاح گازرسانی شهری رفتیم. مطابق قرار، اکثر مردم خامنه، به اجتماع شهر شبستر رفته بودند و اینجا برای پرهیز از تصور تبعیض به خاطر رهبری که اهل اینجا هستند، قرار برنامه مردمی نداشتیم، ولی عده ای جمع شده بودند. پس از استماع گزارش مدیرعامل شرکت گاز، صحبت کوتاهی در اهمیت گازرسانی نمودم و مشعل را روشن کردم. با هلی کوپتر از بندر شرفخانه بازدید کردیم؛ به خاطر استفاده مردم از جاده شهید کلانتری، بیرونق است. ساعت سه و نیم بعد از ظهر به تبریز رسیدیم.

پس از ناهار و استراحت و نماز و مطالعه اخبار، برای افتتاح کارخانه کاشی سازی [تبریز] رفتیم که بخش خصوصی، با ظرفیت یکونیم میلیون مترمربع تولید کاشی در سال، ساخته است. استماع گزارش و بازدید از خط تولید انجام شد. سپس برای افتتاح به کارخانه چاپرنگ رفتیم که بخش خصوصی ساخته و بیشتر برای صادرات است. ماشینآلات را از هند گرفته اند؛ هر دو کارخانه جالب است.

برای دیدن نمایشگاه بزرگ صنعتی تبریز رفتیم. نمایشگاه خوبی ساخته اند؛ بعد از تهران، در ایران، رتبه دوم را دارد. حدود 240 واحد صنعتی و کشاورزی در نمایشگاه شرکت کرده اند. در اجتماع حضار، [آقای علی عبدالعلیزاده]، استاندار گزارش خوبی داد. باران خفیفی هم می بارید. من هم صحبت کوتاهی در اهمیت صادرات و تولید داشتم و تأکید بر ادامه سیاست ارزی نمودم . سپس چند ساعت از غرفه ها بازدید کردیم. جالب و بیش از حد انتظارم بود. خیلی خسته شدم. تا ساعت یازده شب طول کشید. آنها هم ممنون بودند. عجیب است که راضی بودند و مشکلی را مطرح نمی کردند. عمدتاً صادرات دارند. صادرات خشکبار، صنایع غذایی و تبدیلی، وسعت خوبی یافته است. به استانداری برگشتیم. در مسیر، اجتماع وسیع مردم در چند کیلومتر، برای ابراز محبت در آن موقع شب، خیلی عجیب به نظرم آمد.

نماینده سلطان قابوس، [پادشاه عمان]، همراه با اخوی محمد، [قائممقام وزیرامورخارجه] برای ابلاغ پیام سلطان آمدند. در ملاقات خصوصی گفت، یکی از دیپلماتهای ایران، با گروهی قصد ترور یکی از مقامات خارجی را دارند؛ گفتم احضارش کنند. وگفت، سلطان مایل است، در دوره آتی شورای همکاری خلیج فارس که بحث ریاست اوست، در جهت رفع کدورت بین ایران و امارات حرکت کند و از من کمک خواسته بودند. پیشنهادهایی دادم. قرار شد، محمد اخوی، نماینده مخصوص برای روابط باشد. مذاکرات طولانی، نزدیک یک ساعت شد. ساعت یک بامداد خوابیدم. عفت و همراهان به منطقه های دیگر رفته بودند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا