خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ خرداد ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/26 - 14:34کد خبر29267

بعد از نماز صبح کمى خوابیدم. براى مصاحبه یادداشت برداشتم. ساعت شش و نیم صبح براى شرکت در غبارروبى ضریح مقدس به حرم مطهر رفتم؛ اواخر کار رسیدم. آقایان [واعظ]طبسى، [محمدرضا] مهدوى کنى، دکتر روحانى، فردوسى پور و بیژنى بودند. بعد از زیارت به مقر برگشتم. مصاحبه

بعد از نماز صبح کمى خوابیدم. براى مصاحبه یادداشت برداشتم. ساعت شش و نیم صبح براى شرکت در غبارروبى ضریح مقدس به حرم مطهر رفتم؛ اواخر کار رسیدم. آقایان [واعظ]طبسى، [محمدرضا] مهدوى کنى، دکتر روحانى، فردوسى پور و بیژنى بودند. بعد از زیارت به مقر برگشتم. مصاحبه رادیو و تلویزیونى و مطبوعاتى انجام دادم و به فرودگاه رفتم. به سوى تهران پرواز کردیم.

ساعت یازده و نیم به دفترم رسیدم. بخشى از کارها را انجام دادم. عفت و یاسر هم ناهار به دفتر آمدند. عصر در جلسه شوراى اقتصاد شرکت کردم. درباره صادرات و واردات تصمیم گیرى شد. سرشب مهندس [محمد]غرضى، [وزیر پست و تلگراف و تلفن] آمد. زمینى براى احداث بیمارستان براى وزارتخانه خواست، همچنین مطالبه [تاسیس]دانشگاه براى [شرکت]مخابرات دارد.

بخشى دیگر از کارهاى عقب مانده را انجام دادم. دکتر روحانى، [دبیر شورای عالی امنیت ملی]آمد و گزارش مذاکرة [سیروس]ناصرى با برزان تکریتى را داد؛ برزان گفته است به جاى قرارداد الجزایر، معاهده جدید باید بست که قاطعانه از طرف ناصرى رد شده است. همچنین بر صرف نظر از بند 6 قطعنامه 598 [در خصوص تعیین آغازگر جنگ]، اصرار داشته که نپذیرفته ایم.

اصلاحاتى در متن نامة جوابیه دوم با پیشنهاد وزارت خارجه انجام شد. دیروقت به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا