خاطرات اکبر هاشمی - ۱ مرداد ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/18 - 23:39کد خبر26960

صبح زود، تاریخ زندگى امام صادق(ع) را براى خطبه هاى نمازجمعه مطالعه کردم. براى زیارت امام، به دفتر امام رفتم. آقاى [آیت الله] خامنه اى هم آمدند. با هم خدمت امام رفتیم. وضع جبهه و نظرات فرماندهان را در مورد عملیات آینده گزارش دادیم. از ایشان نظر خواستیم.

صبح زود، تاریخ زندگى امام صادق(ع) را براى خطبه هاى نمازجمعه مطالعه کردم. براى زیارت امام، به دفتر امام رفتم. آقاى [آیت الله] خامنه اى هم آمدند. با هم خدمت امام رفتیم. وضع جبهه و نظرات فرماندهان را در مورد عملیات آینده گزارش دادیم. از ایشان نظر خواستیم. نظر ایشان این بود که به فرماندهان اجرا کننده [عملیات] زیاد فشار نیاوریم که بر خلاف نظرشان، مجبور به اقدام شوند. با آنها مذاکره کنیم؛ یا قانع شوند و یا قانع شویم. با این نظر امام، فشار روى من هم کم مى شود.

با آقاى [آیت الله] خامنه اى هم در مورد ممنوع کردن رزم شبانه در اطراف تهران - که شب ها باعث ناراحتى مردم مى شود - صحبت شد. همچنین براى اقدام در مورد پیشنهادى که آقاى [محسن] نوربخش آورده، که با دادن یک تانک پیشرفته [روسى] به انگلیسى ها، نیازمندى هاى صعب الحصول را بگیریم؛ قرار شد آقاى [آیت الله] خامنه اى لیست را تهیه کنند.

آقاى [رضا] سیف اللهى فرمانده سپاه اصفهان هم آمد؛ در جهت جذب آقاى [جلال الدین] طاهرى [امام جمعه اصفهان] و همکارى حزب [جمهورى اسلامى] با ایشان، تذکراتى داد. گفتیم آقاى [آیت الله] خامنه اى با ایشان قرار گذاشته بودند که در انتخابات اصفهان با حزب ائتلاف کنند، ایشان طفره مى روند. نقطه آغاز خوبى براى همکارى است. فائزه هم به خانه آمد؛ به خاطر کمک به عفت، که مریض است.

حزب اللهى ها دیروز و امروز در تهران علیه خانم هایى که حجاب را مراعات نمى کنند، تظاهرات کرده اند. درگیرى هایى هم به وجود آمده است. دو سه نفر از پاسداران من هم در این تظاهرات شرکت کرده بودند و از اینکه از مأموران کمیته [انقلاب اسلامى]، کتک هم خورده بودند، گله مى کردند؛ بعضى ها نگران هرج و مرج بودند.

عصر به مجلس رفتم. جلسه کانون واحد حزب [جمهورى اسلامى] مجلس بود. درباره وضع آینده کانون، صحبت کردم و مطالب سیاسى براى نمایندگان گفتم. حدود صد نفر در جلسه شرکت داشتند. خیلى ها طرح اصلاح آیین نامه داخلى را باعث تضعیف مجلس مى دانستند. من دفاع کردم و گفتم قابل اصلاح است. فرمانده نیروى دریایى و ناخدا بایندر آمدند و گزارش امکانات نیرو را براى عملیات آینده دادند. شب، در مجلس ماندم و کارها را انجام دادم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا