خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ تیر ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/18 - 21:16کد خبر26932

از آقاى یزدى [نایب رییس مجلس] خواستم جلسه را اداره کنند. براى سخنرانى به سمینار مشترک روحانیون، ناظران و مدیران حج به استادیوم یکصد هزار نفرى [آزادى] رفتم. در سالن کشتى، جلسات تشکیل شده است؛ احساسات گرمى ابراز داشتند. سالن عظیمى است. روحیه امروزى باعث شده

از آقاى یزدى [نایب رییس مجلس] خواستم جلسه را اداره کنند. براى سخنرانى به سمینار مشترک روحانیون، ناظران و مدیران حج به استادیوم یکصد هزار نفرى [آزادى] رفتم. در سالن کشتى، جلسات تشکیل شده است؛ احساسات گرمى ابراز داشتند. سالن عظیمى است. روحیه امروزى باعث شده این گونه ساخت و سازها در تهران و مراکز شهرستان ها متوقف شود. من هم مفصلاً صحبت کردم. خسته شدم، دیگر به جلسه علنى نرفتم. چند اعتبارنامه در مجلس تصویب شد؛ در مورد اعتبارنامه آقاى [رحمت الله] رحمتى نماینده قمشه، مخالفت ها و موافقت ها، جنبه خطى داشت نه [رعایت] قانون و عدالت خواهى.

ظهر، آقاى [اسدالله] بادامچیان آمد. اجازه اعلان جلسه کانون حزب [جمهورى اسلامى] در مجلس را خواست؛ موافقت کردم. آقاى [محمد] صالحى از [حقوقدانان] شوراى نگهبان آمد و از سیاست شوراى نگهبان در مورد دولت که به تضعیف آن مى انجامد، اظهار نگرانى کرد و براى کار بیشتر - که فراغ وقتش را پر کند - ابراز آمادگى کرد. خانم [مریم] بهروزى آمد و از تضعیف واحد خواهران حزب [جمهورى اسلامى] توسط سازمان زنان گفت و درباره حجاب و دولت سئوال داشت.

یک معلول قطع نخاعى که ازدواج کرده است، آمد. به همسرش به خاطر ایثارش هدیه اى دادم. آقاى صفرى نماینده دماوند آمد؛ از حرکات رقیب خود و طرفدارانش شکایت داشت.

عصر، آقاى کریمى نورى آمد و مطابق معمول، تحلیلى درباره جنگ و دولت ارایه داد؛ نقادى کردم. [حجت الاسلام انوارى] امام جمعه بیجار آمد؛ از نماینده بیجار شکایت داشت و هدایایى براى کمک به جبهه آورد. [جمعى از اعضاى] انجمن اسلامى معلمین آمدند. از آقاى پرورش [وزیر آموزش و پرورش] شاکى بودند و پیشنهاد تغییر وزیر را داشتند؛ از اول چنین بود. گفتم آقاى پرورش، خودشان مى خواهند استعفا بدهند؛ فرد مناسبى پیدا نشده است.

به [آقاى میرحسین موسوى] نخست وزیر و [آیت الله خامنه اى] رییس جمهور درباره معرفى وزراى جدید، تأکید کردم. [ناخدا یکم اسفندیار حسینى] فرمانده نیروى دریایى و [مسئول] عقیدتى سیاسى آمدند. براى آنها مفصلاً صحبت کردم. آقاى ناصر بروارى نماینده کرد پارلمان عراق - که در ایران پناهنده است - آمد و از کمى تحرک مجلس اعلاى انقلاب [اسلامى] عراق شکایت داشت. رییس جمهور، اطلاع دادند که یک نفتکش انگلیسى [به نام بریتیش رینون] حادثه دیده است. شب به منزل آمدم. عفت هم به دیدار همسر امام رفته بود. مى گفت چشم ایشان ناراحت است و توصیه شده براى معالجه به خارج از کشور بروند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا