خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ تیر ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/18 - 20:48کد خبر26923

بعضى افراد که مى خواستند در جلسه دیدار امام شرکت کنند و کارت ملاقات نداشتند، به اسم منزل ما، از موانع [بازرسى] عبور مى کردند. در روزهاى ملاقات امام، چنین مواردى داریم. به حسینیه جماران رفتم، تقریباً همه شخصیت ها و سران ارگان ها بودند. اول، طبق معمول

بعضى افراد که مى خواستند در جلسه دیدار امام شرکت کنند و کارت ملاقات نداشتند، به اسم منزل ما، از موانع [بازرسى] عبور مى کردند. در روزهاى ملاقات امام، چنین مواردى داریم. به حسینیه جماران رفتم، تقریباً همه شخصیت ها و سران ارگان ها بودند. اول، طبق معمول آقاى رییس جمهور صحبت کردند و [عید فطر را] تبریک گفتند. سپس امام به مناسبت عید فطر و ... صحبت فرمودند. از زیرزمین حسینیه، پنجره اى به حیاط ما باز مى شود که معمولاً در این گونه جلسات، براى فرار از ازدحام حضار، از آن راه وارد خانه مى شوم.

آقایان [مسیح] مهاجرى و [سید محمدرضا] بهشتى [از حزب جمهورى اسلامى] آمدند. درباره اختلافات دو جریان [سیاسى] در حزب و جامعه و مجلس صحبت شد. گفتند، طبق توصیه من، کوتاه آمده اند، ولى هنوز از طرف مقابل، عکس العمل مناسبى ندیده اند. گفتم باید دولت آقاى موسوى مواظب باشد و آنها را جذب کند. فعلاً اکثر آنها از کارهاى اجرایى حذف شده اند و طبیعى است که مخالف باشند و برخورد خوبى نداشته باشند.

شب، احمدآقا تلفنى گفت، امام از رادیو اسراییل شنیده اند که عراق ادعا کرده، شش کشتى و یک هواپیماى ایران را زده است؛ امام معمولاً رادیوهاى بیگانه را گوش مى دهند. امروز، کاروان کشتى ها را در بندر ماهشهر داشته ایم. [به احمدآقا] گفتم یک کشتى غرق شده، یکى آسیب دیده و سه کشتى به گل نشسته است. عصر، تلویزیون تماشا مى کردم؛ تئاترى در مورد «صید شدن صیاد» داشت که به نظرم آمد، هنرمندان رندى کرده اند؛ باید رسیدگى شود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا