خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ دی ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 05:20کد خبر27543

تا ساعت هشت صبح در دفترم کار کردم. قبل از دستور درباره شهادت سلیمان خاطر مصرى و مسایل مصر و لیبى و آمریکا و اسراییل صحبت کردم. بعد از تنفس به دفترم آمدم. ظهر رییس زاده معاون روابط عمومى [مجلس] آمد و تذکرات سیاسى داد. عصر براى بسیجیان شیراز که براى تمرین

تا ساعت هشت صبح در دفترم کار کردم. قبل از دستور درباره شهادت سلیمان خاطر مصرى و مسایل مصر و لیبى و آمریکا و اسراییل صحبت کردم. بعد از تنفس به دفترم آمدم. ظهر رییس زاده معاون روابط عمومى [مجلس] آمد و تذکرات سیاسى داد. عصر براى بسیجیان شیراز که براى تمرین شنا در استخرهاى تهران از جبهه آمده اند، سخنرانى کردم.

آقاى میرزاطاهرى سفیر جدیدمان در تایلند براى خداحافظى آمد و سپس آقاى على حجتى [کرمانى] آمد. تذکراتى داشت و خواهان کار بود. به اخوى محمد گفتم در صداوسیما کار کنند. تا ساعت هشت کار کردم و سپس به خانه آمدم. تا آخر شب با تلویزیون مشغول بودیم.

مهدى و یاسر که مى خواهند فردا با من به جبهه بیایند، براى گرفتن اجازه از مدرسه در تلاش اند؛ مخصوصاً یاسر.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا