خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ دی ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 11:47کد خبر27940

تا ساعت نه صبح در دفترم به انجام کارها و خواندن گزارش ها پرداختم. آقاى دکتر [موسى] زرگر آمد. اهمیت بیمارستان سینا را گفت و خواستار تحویل ساختمان وزارت آموزش و پرورش بود. این ساختمان از طرف شوراى انقلاب به بیمارستان سینا واگذار شده است. دکتر محمدزاده

تا ساعت نه صبح در دفترم به انجام کارها و خواندن گزارش ها پرداختم. آقاى دکتر [موسى] زرگر آمد. اهمیت بیمارستان سینا را گفت و خواستار تحویل ساختمان وزارت آموزش و پرورش بود. این ساختمان از طرف شوراى انقلاب به بیمارستان سینا واگذار شده است. دکتر محمدزاده و دکتر لاله از اساتید دانشگاه شهید بهشتى آمدند. [دخترم] فاطى شاگرد آنها است و برایشان وقت گرفته است. از مشکلات برنامه ریزى و نفوذ غیرانقلابى ها گفتند.

آقاى بهرامى از دادگاه لاهه آمد. نگران پرونده هاى تابعیت مضاعف است. از کم کارى دفتر و آقاى افتخار جهرمى شاکى بود و از آینده دادگاه نگران است. آقاى ریاضى آمد. گزارش خریدهاى نظامى را داد. آقاى ترکان آمد. از پروژه نوسازى و تولید وسایل دفاع شیمیایى و پیشرفت کار ساخت موشک و مهمات گزارش داد. براى گرفتن ارز و ریال بیشتر استمداد کرد. آقاى رفیق دوست براى دریافت پول بیشتر براى جنگ آمد.

اخوى محمد [رییس سازمان صداوسیما] آمد و از ارز جنگ، براى بازسازى ابزار آسیب دیده امکانات رادیو، تلویزیون در جنگ، سهمیه اى خواست. آقاى [غلامعباس] زائرى براى مسأله ارز مسافرت نمایندگان آمد. آقاى صفایى آمد و وضع باختران را گفت.

عصر آقاى رى شهرى آمد. گفت نامه اى به امام نوشته و پیشنهاد کرده سیدهادى [هاشمى داماد آیت الله منتظرى] به یکى از شهرهاى دور تبعید شود و تحت نظر باشد. نظر من این است که مأموریت به یکى از کشورهاى خارجى - مثلاً از طرف وزارت ارشاد - داده شود.

شب به خانه رفتم. کاظم - همشیره زاده - و حسین آقا مرعشى [برادر همسرم] براى کارهاى دیگران مراجعه نمودند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا