خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ دی ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 11:47کد خبر27938

عفت از رفسنجان تلفن کرد. گفت هنوز معلوم نیست جنازه شهید مهدى شریفیان – همشیره زاده ام - به نوق رسیده باشد. منتظر رسیدن خبر بودند که به نوق بروند. با آقاى [آیت الله] خامنه اى صحبت کردم و نتایج سفر را گفتم. احمدآقا آمد. نتیجه سفرم را به ایشان گفتم که خدمت

عفت از رفسنجان تلفن کرد. گفت هنوز معلوم نیست جنازه شهید مهدى شریفیان – همشیره زاده ام - به نوق رسیده باشد. منتظر رسیدن خبر بودند که به نوق بروند. با آقاى [آیت الله] خامنه اى صحبت کردم و نتایج سفر را گفتم. احمدآقا آمد. نتیجه سفرم را به ایشان گفتم که خدمت امام بگویند. اظهار نظر کرد که بهتر است آقاى سید هادى هاشمى آزاد شود. من هم موافقم. خبر دادند که سیدمهدى هاشمى بعضى از اعترافات خود را پس گرفته است.

بیشتر وقت را به انجام کارهاى عقب مانده چند روز سفر و قرائت گزارش ها اختصاص دادم. نامه اى به همشیره طیبه در تسلیت شهادت فرزندش مهدى در کربلاى چهار نوشتم.

عصر آقاى [عبدالمجید] معادیخواه براى کارهاى بنیاد تاریخ آمد؛ ترمینال کامپیوترى گرفته و خرج ماهانه دارد. اول شب آقاى محمدى عراقى آمد. گزارشى از وضع واحدها در جنوب داد و پیشنهادهایى داشت. در مورد جنگ رقم مفقودان کربلاى چهار را تا امروز در حدود دو هزار نفر گفت. قبلاً بیشتر گفته شده، مثل اینکه کم کم پیدا مى شوند. معمولاً بعد از عملیات چنین است.

با آقایان فیروزآبادى، ریاضى، رفیق دوست، دکتر روحانى و سنجقى درباره نیازهاى جنگ مذاکره کردم. در گزارش هاى امروز، خبر مهمى نداشتیم. عراق هم بعد از عملیات کربلاى چهار از شرارتش کاسته است؛ روشن نیست چرا؟

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا