خاطرات اکبر هاشمی - ۹ بهمن ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 05:34کد خبر27563

همراه فرماندهان سپاه و ارتش به خدمت امام رسیدیم. من صحبت کردم و اعلان آمادگى براى شروع حمله را نمودم و از ایشان خواستم که راهنمایى و نصیحت کنند. مخصوصاً در مورد همکارى صمیمانه سپاه و ارتش امام هم خوب صحبت فرمودند. قرار شد خبر ملاقات داده نشود، چرا که

همراه فرماندهان سپاه و ارتش به خدمت امام رسیدیم. من صحبت کردم و اعلان آمادگى براى شروع حمله را نمودم و از ایشان خواستم که راهنمایى و نصیحت کنند. مخصوصاً در مورد همکارى صمیمانه سپاه و ارتش امام هم خوب صحبت فرمودند. قرار شد خبر ملاقات داده نشود، چرا که دشمن از آن بهره بردارى اطلاعاتى در مورد عملیات خواهد نمود. از امام خواستم که تقاضاى ملاقات آقاى سیدعلى محمد دستغیب را بپذیرند؛ نگرانند که در شیراز اختلاف ایجاد شود.

احمدآقا هم با من به مجلس آمد. جلسه شور قرارگاه خاتم الانبیا تشکیل شد و از ساعت ده تا ساعت چهار بعد از ظهر یکسره ادامه داشت. درباره هماهنگى محورهاى عملیاتى و سپاه و ارتش و تدارکات و ساعت شروع حمله و چیزهاى دیگر بحث کردیم، خوب بود. ساعت چهار در جلسه هیأت رییسه شرکت کردم و برنامه یک هفته تعطیل ایام فجر و زمان انجام لایحه بودجه کل کشور را تعیین کردیم.

ساعت چهار ونیم براى شرکت در جلسه چهارشنبه شب سران قوا در حضور آیت الله منتظرى به طرف قم حرکت کردیم. همگى آمدند و بیشتر به مطالب آقاى منتظرى گوش دادیم. ایشان انتقادات و پیشنهادهایى درباره وضع توزیع و اقتصاد به طور کلى و عملکرد قوه قضاییه و جنگ داشتند که مخلوطى از مطالب درست و نادرست است. قرار شد در جلسات بعد روى هر یک بحث کنیم. حال شان خوب است و از شوراى مدیریت حوزه گله داشتند. شام را چلوکباب خوردیم و ساعت ده ونیم شب به طرف تهران حرکت کردیم. ساعت دوازده به مجلس رسیدم. خسته بودم و فورى خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا