خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ دی ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 10:40کد خبر26735

تا ساعت ده و نیم صبح در خانه مطالعه مى کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. خطبه اول را در جمع بندى خطبه هاى دو ساله در عدالت اجتماعى در بعد اقتصاد و خطبه دوم را راجع به کنفرانس کشورهاى اسلامى ایراد کردم. نزدیک ساعت دو بعد از ظهر، طبق معمول

تا ساعت ده و نیم صبح در خانه مطالعه مى کردم. براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. خطبه اول را در جمع بندى خطبه هاى دو ساله در عدالت اجتماعى در بعد اقتصاد و خطبه دوم را راجع به کنفرانس کشورهاى اسلامى ایراد کردم. نزدیک ساعت دو بعد از ظهر، طبق معمول به خانه رسیدم. بعد از ناهار، طبق معمول تا ساعت چهار استراحت کردم و سپس گزارش ها را خواندم.

آقایان محسن رضایى و [على] شمخانى آمدند و راجع به عملیات آینده و کارهاى لبنان مذاکره کردیم. احتمال عدم هماهنگى و عدم همکارى لازم در عملیات آینده را مى دهند. نصیحت کردم که از طریق همکارى و گذشت، وحدت ایجاد کنند و اعتماد و اطمینان ارتشی ها را جلب نمایند. خبر از ضربه کارى به ضدانقلاب در کردستان دادند. سپس آقاى [عبدالمجید] معادیخواه آمد و براى نیازهاى بنیاد تدوین تاریخ [انقلاب اسلامى] کمک خواست. نرسیدم اخبار را بگیرم. عفت هم از قم برگشت و از پذیرایى آقاى منتظرى ممنون است.

احمدآقا تلفنى پیشنهاد کرد که حزب [جمهورى اسلامى]، سمینارى در خصوص ابعاد علمى و عرفانى امام برگزار کند؛ پسندیدم. با [آیت الله]آقاى خامنه اى مطرح کردم، ایشان هم استقبال کردند و نشان از حسن نیت احمدآقا نسبت به حزب دانستند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا