بعد از نماز صبح، متن خطبه عربى را نوشتم و براى ترجمه فرستادم. در جلسه علنى، لایحه انتخابات مطرح بود؛ چند ماده تصویب شد. ظهر آقاى اخترى آمد و راجع به طرح تعاونى اعتراضاتى داشت. آقاى فرهمندزاده استاندار سابق گیلان آمد و از آقاى احسانبخش [امام جمعه
بعد از نماز صبح، متن خطبه عربى را نوشتم و براى ترجمه فرستادم. در جلسه علنى، لایحه انتخابات مطرح بود؛ چند ماده تصویب شد. ظهر آقاى اخترى آمد و راجع به طرح تعاونى اعتراضاتى داشت. آقاى فرهمندزاده استاندار سابق گیلان آمد و از آقاى احسانبخش [امام جمعه رشت] و روحانیون گیلان گلایه داشت. گروهى از داوطلبان اعزام به جبهه از شهر راور کرمان آمده بودند. براى آنها صحبت کردم.
عصر، جمعى از اعضاى لشکر امام حسین (ع) سپاه و تیپ انصارالحسین آمدند. براى آنها صحبت کردم. دبیران حزب جمهورى اسلامى از شهرستان ها - که براى سمینار در تهران هستند - آمدند. براى آنها هم درباره اختلافات بحث کردم. نماز مغرب و عشا را با آنها به جماعت خواندیم.
اول شب، امام جمعه ماهشهر آمد و راجع به وکیل آینده مجلس از این شهر مشورت کرد. براى کتابخانه آنجا از سهم امام از من اجازه گرفت. با استفاده از اختیارى که امام به من داده اند، این گونه مراجعات هم کم نیست. راجع به راهنماهاى کشتی هایى که به ماهشهر مى آیند و اخیراً تخلف کرده اند و تنبیه شده اند، وساطت مى کرد. گفتم کار زشتى کرده اند. مستحق عفو نیستند، مگر اینکه مسلم شود که دیگر کارشکنى نمى کنند. کارهاى دفترم را انجام دادم و اخبار را گرفتم و سپس به خانه آمدم.
آخر شب، تلفنى با آیت الله منتظرى احوال پرسى کردم. مشغول شام خوردن بودند. گفتند همسرشان به دعاى کمیل رفته اند و ایشان را تنها گذاشته اند؛ حاضرى مى خوردند- نان و ماست موسیر - خبر دادم که عفت، فردا به قم و زیارت ایشان مى رود.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام