خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ دی ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 10:40کد خبر26731

صبح زود به مجلس رفتم. بحث مجلس در لایحه اجراى اصل 49 بود. ظهر در دفترم چند ملاقات داشتم. آقاى سیدمحمد آل احمد آمد؛ مشکلات دارد. آقاى [محمدکاظم موسوى] بجنوردى آمد و طرح تدوین دایره المعارف اسلامى را ارایه کرد و از من براى راه افتادن آن یارى مى خواست؛

صبح زود به مجلس رفتم. بحث مجلس در لایحه اجراى اصل 49 بود. ظهر در دفترم چند ملاقات داشتم. آقاى سیدمحمد آل احمد آمد؛ مشکلات دارد. آقاى [محمدکاظم موسوى] بجنوردى آمد و طرح تدوین دایره المعارف اسلامى را ارایه کرد و از من براى راه افتادن آن یارى مى خواست؛ بلندپروازانه، ولى لازم است. اطمینان زیادى لازم دارد که این مسئولیت را تحمل کند.

مسئول روابط عمومى مجلس آمد و براى برگزارى مراسم سالگرد مجلس و مسایل حزب، مشاوره شد. گروهى از مردم گنبدکاووس آمدند؛ از امام جمعه شکایت و از نماینده گنبد آقاى نوروزى حمایت کردند. دکتر میلانى [نماینده تبریز] آمد، براى حل مشکل مسکن در تبریز کمک مى خواست.

عصر گروهى از مسئولان واحدهاى سپاه آمدند. براى آنها درباره جنگ صحبت کردم. [آقاى هادى باریک بین] امام جمعه و جمعى از روحانیون قزوین آمدند؛ راجع به خط به قول خودشان محافظ کار حزب، اعتراض داشتند و از عدم پوشش صداوسیماى استان زنجان در قزوین شکایت مى کردند. آقاى طاهرى امام جمعه اصفهان آمد و خبر از قانع شدن از توضیحات وزیر معادن درباره عزل رییس فولاد مبارکه داد؛ قبلاً اعتراض کرده بودند. راجع به توجه مردم اصفهان به جبهه گفت و از من به خاطر عدم تسلیت رسمى در شهادت فرزندش در جبهه، گله داشت.

آقاى [محسن] رفیق دوست وزیر سپاه پاسداران آمد و درباره اسلحه سازى و بعضى خریدهاى جنگ مشورت کرد.

اول شب [محفوظ على بیبا] نخست وزیر [جمهورى دموکراتیک عربى] صحرا و هیأت همراه آمدند. گزارشى از وضع صحرا و جنگ با مراکش داد و من توضیحاتى خواستم. اطلاعات خوبى گرفتم. سپس کارهاى دفترم را انجام دادم و به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا