خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آذر ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 11:35کد خبر27910

بعد از نماز تا ساعت هشت صبح، گزارش ها را خواندم. سپس در جلسه ستاد قرارگاه خاتم شرکت کردم. سپاه و ارتش برنامه عملیات آینده خود را با پرده پوشى به منظور حفظ اطلاعات گفتند. مشکل کمبود توپخانه است که به نحوى حل کردم. تقسیم پدافند هوایى، هلى کوپترها و چیزهاى

بعد از نماز تا ساعت هشت صبح، گزارش ها را خواندم. سپس در جلسه ستاد قرارگاه خاتم شرکت کردم. سپاه و ارتش برنامه عملیات آینده خود را با پرده پوشى به منظور حفظ اطلاعات گفتند. مشکل کمبود توپخانه است که به نحوى حل کردم. تقسیم پدافند هوایى، هلى کوپترها و چیزهاى دیگر هم انجام شد. زمان عملیات هم مشخص گردید. جلسه خوبى بود.

ظهر آقاى حسنى سعدى و جانشین نیروى زمینى آمدند. از تقسیم توپخانه اظهار نارضایى کردند و براى انتقال دختر جانشین از دانشکده پزشکى اهواز به دانشگاه تهران استمداد نمودند.

عصر [آقاى عبدالکریم کروما] وزیر خارجه سیرالئون براى ملاقات آمد. صحبت ها کلى بود. دکتر ولایتى آمد و براى تحویل زمین هاى شهرک دیپلماتیک [در اراضى عباس آباد تهران] براى سفارتخانه ها استمداد کرد. سرهنگ جلالى [وزیر دفاع] آمد و براى خرید کامیون کمک خواست.

امروز عراق شهر اهواز را به شدت بمباران کرده و گویا بیش از یکصد نفر شهید شده اند و خرابى زیاد بوده است. دستور مقابله به مثل داده شد. براى اولین بار نیروگاه نکا [در استان مازندران] بمباران شده که بعید مى دانستیم بتوانند آن را بمباران کنند.

شب قرار بود با فرماندهان سپاه جلسه داشته باشیم که به علت عدم نیاز لغو شد. شب در مجلس ماندم و کار جنگ و کارهاى دفترم را انجام دادم. کمى هم تب دارم. نخست وزیر تلفنى و با نگرانى، درباره انهدام نیروگاه نکا و بمباران اهواز صحبت کرد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا