خاطرات اکبر هاشمی - ۸ دی ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 05:19کد خبر27532

به مجلس رفتم. در جلسه علنى تا تنفس ماندم. پیشرفت خوبى نداشت. ظهر دکتر [عبدالله] جاسبى و مسئولان شرکت کفش ملى آمدند. براى حل مشکل شرکت با بانک کمک خواست. عصر [آقاى راشد عبدالله النعیمى] وزیر خارجه امارات و هیأت همراه به ملاقات آمدند. درباره توسعه روابط و

به مجلس رفتم. در جلسه علنى تا تنفس ماندم. پیشرفت خوبى نداشت. ظهر دکتر [عبدالله] جاسبى و مسئولان شرکت کفش ملى آمدند. براى حل مشکل شرکت با بانک کمک خواست.

عصر [آقاى راشد عبدالله النعیمى] وزیر خارجه امارات و هیأت همراه به ملاقات آمدند. درباره توسعه روابط و خطر [حزب] بعث عراق و لزوم عدم حمایت شوراى همکارى خلیج فارس با عراق صحبت کردم. مسئولان [امور] پرورشى آموزش و پرورش آمدند. براى آنها صحبت کردم. تا ساعت هشت در دفترم کار کردم.

دو سه مراجعه درباره سفر نخست وزیر به مشهد داشتم. قرار بود ایشان ناهار را در منزل امام جمعه باشند. آقاى [آیت الله] خامنه اى و آقاى [واعظ] طبسى این [کار] را تضعیف آقاى طبسى مى دانند. به نخست وزیر تذکر دادم. ایشان چون احساس کرد که وجه المصالحه اختلاف مشهد مى شود، سفر را لغو کرد.

شب به خانه آمدم. در شمال تهران، برف حسابى باریده و در جنوب باران. از آیت الله [موسوى] اردبیلى خواستم که نمازجمعه آینده را اقامه نمایند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا