تا ساعت هشت صبح کار کردم و سپس به جلسه علنى رفتم. جلسه تا ظهر یکسره ادامه داشت. ظهر براى تماشاچیان که حدود پانصد نفر بودند و از شهرستان ها آمده بودند، صحبت کردم. عقد ازدواج یکى از کارکنان مجلس را بستم. آقاى آقارحیمى نماینده شهربابک آمد و از کاندیدا
تا ساعت هشت صبح کار کردم و سپس به جلسه علنى رفتم. جلسه تا ظهر یکسره ادامه داشت. ظهر براى تماشاچیان که حدود پانصد نفر بودند و از شهرستان ها آمده بودند، صحبت کردم. عقد ازدواج یکى از کارکنان مجلس را بستم. آقاى آقارحیمى نماینده شهربابک آمد و از کاندیدا شدن امام جمعه شهربابک در مقابل ایشان ناراحت بود و پیشنهاداتى هم داشت. آقاى [علیرضا] محجوب و اعضاى خانه کارگر آمدند و راجع به مشکلات حزب و کارگران گزارش هایى دادند؛ سازماندهى خوبى کرده اند و خودشان را در مقابل جناح دیگر حزب، دارند قوى مى کنند. گروهى از تشکیلات حزب - که در بنیاد شهید هستند - آمدند؛ مخالف جناح به قول خودشان محافظه کار بودند. از کیفیت برخورد آنان با دولت شکایت داشتند. نصیحت کردم و تأکید روى اتحاد نمودم.
امروز در اثر سرماخوردگى و خستگى، کمى تب داشتم؛ قرص خوردم و در جلسه عصر حزب هم شرکت نکردم. عصر و اول شب گزارش ها را خواندم و کارهاى دفتر را انجام دادم. آقاى [مرتضى] الویرى آمد و از آینده انتخابات دماوند نگران و از مخالفت آقاى عسکراولادى ناراحت بود. شب در دفتر [آیت الله]آقاى خامنه اى جلسه داشتیم. کارهاى نیروى زمینى و گزارش هاى قدیمى مطرح شده بود و [آیت الله]آقاى خامنه اى گفتند آقاى اتابکى [دادستان انقلاب ارتش] درباره فرمانده جدید نیروى هوایى ملاحظاتى دارد. شب به خانه آمدم.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام