خاطرات اکبر هاشمی - ۳ دی ۱۳۶۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/23 - 16:35کد خبر28341

اول وقت به مجلس رفتم. دیشب عراق به ترمینال لارک در تنگه هرمز حمله کرده و چند کشتی نفتی آسیب دیده اند . باران می بارید. جلسه علنی با تاخیر شروع شد. چون هر دو نایب رئیس در سفر بودند، تا ظهر در جلسه ماندم. در تنفس آقای سعیدیان آمد و برای اصلاح ترکیب شورای

اول وقت به مجلس رفتم. دیشب عراق به ترمینال لارک در تنگه هرمز حمله کرده و چند کشتی نفتی آسیب دیده اند . باران می بارید. جلسه علنی با تاخیر شروع شد. چون هر دو نایب رئیس در سفر بودند، تا ظهر در جلسه ماندم. در تنفس آقای سعیدیان آمد و برای اصلاح ترکیب شورای سرپرستی نمایندگان آقای منتظری در دانشگاه ها مشورت کرد؛ آنها همگی منتسب به یک خط هستند.

ظهر آقای سنجقی، برای امور جنگ آمد. آقای خاکپور، معاون فرمانده زرهی سپاه آمد. او از تفرق تانک ها و نفربرها در واحدها شاکی بود و معتقد است باید در تشکیلات منسجمی متمرکز شوند.

آقازاده وزیر نفت آمد. درباره پتروشیمی و گاز کنگان نظراتی دادم. او خواستار -معافیت امکانات نفت از حکم 20 درصد برای جبهه شد. بعد از خواب [نیمروزی[، از ساعت سه تا هشت شب در دفترم کار کردم. از آقایان شمخانی و رضایی درباره عملیات خبر گرفتم . آنها منتظر کار مهندسی هستند. به آقای]محمد[فروزنده و]غلامرضا] فروزش تاکید کردم که در کارشان تسریع شود.

به خانه آمدم. یاسر از پادگان آموزشی آمده است؛ خوشحال شدم. مهدی هم طرحی ارائه می دهد که با جمعی از دوستانش که از فرزندان مسؤولان هستند، رابط بین من و فرماندهان گردان ها در خط عملیات باشند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا