خاطرات اکبر هاشمی - ۳ دی ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 11:41کد خبر27928

بعد از نماز و گرفتن اخبار و صرف صبحانه، عازم میدان مانور پایگاه نیروى هوایى براى شرکت در مراسم صبحگاه نیروهاى مسلح شدیم. بعد از مراسم سخنرانى کردم و از همان جا به اسکله نیروى دریایى رفتیم. ناوها و ناوچه هاى زیادى پهلو گرفته بودند که با شرایط خطر حمله

بعد از نماز و گرفتن اخبار و صرف صبحانه، عازم میدان مانور پایگاه نیروى هوایى براى شرکت در مراسم صبحگاه نیروهاى مسلح شدیم. بعد از مراسم سخنرانى کردم و از همان جا به اسکله نیروى دریایى رفتیم. ناوها و ناوچه هاى زیادى پهلو گرفته بودند که با شرایط خطر حمله هوایى، اجتماع این همه کشتى در یک نقطه درست نیست.

از یک ناو جنگى و یک ناوچه کلاس پیکان که مجهز به موشک [زمین به زمین] هارپون است، بازدید کردیم. سپس به کارگاه رفتیم. توضیحى درباره تعمیر جایروسکپ و ساخت اهداف کاذب دریایى، براى انحراف موشک هاى دشمن بازدید کردیم.

سپس به محل [نیروگاه] انرژى اتمى [بوشهر] رفتیم. مسئول آنجا توضیحى درباره وضع کلى داد. عمده کار حفظ وضع موجود است و مایلند اجازه تکمیل بعضى از فازهاى کار داده شود. ناهار را در مهمانسراى نیروى هوایى خوردیم و پس از کمى استراحت و مصاحبه تلویزیونى با هواپیما به سوى امیدیه پرواز کردیم. چون خطر داشت، از سطح پایین پرواز مى کردیم. [سرهنگ هوشنگ صدیق ] فرمانده نیروى هوایى، خلبانى هواپیما را به عهده داشت.

مغرب به پایگاه رسیدیم. ارتباط با قرارگاه مقدم نداشتیم. معلوم نبود که امشب حمله آغاز مى شود یا خیر؟ آقاى سنجقى را به منطقه فرستادیم. نزدیک ساعت ده خبر دادند که عملیات با نام کربلاى چهار آغاز شده است؛ غافلگیر شدیم. فوراً آقاى [منصور] ستارى براى انتقال هاک عازم شد و به قرارگاه غرب به نیروى زمینى ارتش هم اطلاع دادیم. محسن رضایى و محسن رفیق دوست، تلفنى خبر از موفقیت اولیه دادند. بعد از ساعت دوازده شب خوابیدم. بیدارم کردند و گفتند عراق حمله را اعلام کرده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا