خاطرات اکبر هاشمی - ۱ دی ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 11:41کد خبر27926

نماز صبح را در قطار خواندیم و ساعت شش ونیم در اندیمشک پیاده شدیم و به پادگان نیروى زمینى رفتیم. مقدارى در کنار رودخانه در پادگان قدم زدم. بعد از صرف صبحانه و شنیدن اخبار صبح براى احتیاط از خطر بمباران، به زیرزمینى بسیار عمیق و وسیع که قبلاً انبار

نماز صبح را در قطار خواندیم و ساعت شش ونیم در اندیمشک پیاده شدیم و به پادگان نیروى زمینى رفتیم. مقدارى در کنار رودخانه در پادگان قدم زدم. بعد از صرف صبحانه و شنیدن اخبار صبح براى احتیاط از خطر بمباران، به زیرزمینى بسیار عمیق و وسیع که قبلاً انبار کارخانه لاستیک پادگان بوده، رفتیم. مرتباً وضعیت قرمز اعلان مى شود.

فرماندهان نیروى زمینى و اعضاى ستاد قرارگاه خاتم در جلسه شرکت کردند. قرارگاه غرب و فرماندهان واحدهاى عمل کننده، طرح و مانور عملیات آینده ارتش را گفتند. تا ظهر طول کشید. اواخر جلسه فرماندهان سپاه هم رسیدند. به نظر مى رسد طرح و مانور معقولى دارند و امید موفقیت براى آن هست. گرچه آقایان [رحیم] صفوى و [غلامعلى] رشید از سپاه، اعتقاد به پیروزى آن ندارند.

عصر به سوى قرارگاه فرماندهى سپاه که در جاده ماهشهر آبادان است، راه افتادیم که درباره عملیات آینده صحبت کنیم. دو روز عقب انداخته اند و خطر لو رفتن و هوشیارى دشمن مى رود. ساعت هشت رسیدیم و تا ساعت یازده شب، جلسه طول کشید. مشکل کار، تنظیم برنامه با شرایط جوى و جزر و مد است.

سپس به سوى پایگاه امیدیه حرکت کردیم و ساعت یک بامداد رسیدیم. به خاطر دو ساعت حرکت با ماشین در جاده هاى شلوغ، خیلى خسته شدیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا