خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ آذر ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 11:38کد خبر27922

تا ساعت نه ونیم صبح در جلسه ماندم و سپس در دفترم با آقایان دکتر هادى درباره مسایل بیت آقاى منتظرى صحبت شد. یوسف پور و شهاب نمونه عکس هاى ماهواره اى تجارتى از عراق را آوردند. براى خرید نقشه کامل عراق بودجه خواستند. ظهر آقاى [محمدجواد] لاریجانى [معاون

تا ساعت نه ونیم صبح در جلسه ماندم و سپس در دفترم با آقایان دکتر هادى درباره مسایل بیت آقاى منتظرى صحبت شد. یوسف پور و شهاب نمونه عکس هاى ماهواره اى تجارتى از عراق را آوردند. براى خرید نقشه کامل عراق بودجه خواستند.

ظهر آقاى [محمدجواد] لاریجانى [معاون بین الملل وزارت امور خارجه] آمد. گزارش سفر به پاکستان را داد و درباره مسایل افغانستان، کویت و آمریکا مشورت کرد. یکى از فرماندهان سپاه - که پایش در جنگ قطع شده - آمد. از دوستان [پسرم] مهدى است. به او کمک کردم.

عصر آقاى منصورى همراه با ذوفن آمدند و درباره مهاجران ایرانى به سایر کشورها صحبت کردند. پیشنهاد محبت و برخورد سازنده داشتند. موافقت کردم. حدود یک میلیون ودویست هزار نفر ایرانى در خارج است. خطرهاى مهاجران افغانى به ایران را نیز گفتند.

مسئولان مدارس مهاجران عراقى در ایران آمدند. تقاضا داشتند که انشاى شاگردان به زبان عربى باشد که آنها بتوانند نمره بیاورند. نظر دادم که تا پایان جنگ خوب است. اول شب [آقاى صادق المهدى] نخست وزیر سودان و همراهان به ملاقات آمدند. بحث هاى

کلى و در حدود لزوم همکارى و تحکیم روابط داشتند. تا ساعت هشت ونیم در دفترم کار کردم.

به آقاى [غلامرضا] شافعى وزیر صنایع گفتم که به سپاه امکانات براى مسایل جنگ بدهد. آقامحمدى آمد و نامه جلال طالبانى [رهبر اتحاد میهنى کردستان عراق] را آورد که حامل پیغامى از [عبدالرحمن] قاسملو [رهبر حزب دموکرات کردستان ایران] مبنى بر آمادگى ترک مخاصمه با ایران بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا