خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ آذر ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/22 - 11:24کد خبر27905

در منزل بودم. آقاى کنگرلو آمد و گفت [منوچهر] قربانى فر براى توجیه گرانفروشى خودش و سروصداهاى آمریکایى ها تلفن کرده و مدعى است اگر به ریگان کمک نشود، سقوط مى کند و جانشینان او با ما بدتر برخورد مى کنند. گفتم به آنها بگوید؛ اولاً باید مبلغ اضافى

در منزل بودم. آقاى کنگرلو آمد و گفت [منوچهر] قربانى فر براى توجیه گرانفروشى خودش و سروصداهاى آمریکایى ها تلفن کرده و مدعى است اگر به ریگان کمک نشود، سقوط مى کند و جانشینان او با ما بدتر برخورد مى کنند. گفتم به آنها بگوید؛ اولاً باید مبلغ اضافى مسترد شود و ثانیاً به دروغ، صحبت از دخالت اسراییل و تماس با میانه روها را نکنند. به ادعاى آنها مبلغى طلبکارند، ولى چون گران داده اند، ما مى گوییم بدهکارند.

احمدآقا آمد. در مورد ملاقات دوم على هاشمى با آمریکایى ها که با دستور آقاى محسن رضایى انجام گرفته بود، بحث و قرار شد به سران قوا هم بگوییم.

احمدآقا گفت نظر امام این است که مصاحبه آقاى مهدى هاشمى پخش شود، ولى براى آقاى منتظرى ضرر دارد. قرار شد خدمت امام اصرار کنیم که از پخش قسمتى از آن صرف نظر شود و نیز گفت پیشنهاد بازداشت آسید هادى - داماد آقاى منتظرى - که از طرف وزیر اطلاعات ارایه شده، مضر است و آقاى منتظرى را به شدت مى رنجاند و قابل ترمیم نیست. قرار شد فردا شب خدمت امام بگوییم. ظهر بستگان مهمان مان بودند.

عصر [ناخدا حسینى] فرمانده نیروى دریایى آمد. برنامه مانورشان را گفت. قرار شد من هم شرکت کنم. آقاى [احمد] وحیدى مسئول اطلاعات سپاه آمد. برنامه عملیات را گفت و مشورت کرد و گفتم یک گروگان فرانسوى در لبنان، اگر با شفاعت ما آزاد شود، خوب است. دیروز ژاک شیراک با اعتراف به اشتباه فرانسه در برخورد با ایران در گذشته، موضع خوبى گرفته و سران قوا تصویب کرده اند که در مقابل پرداخت قسط اول وام انجام شود. شب تا دیروقت به خواندن گزارش ها گذشت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا