خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ مرداد ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 09:32کد خبر32901

تا ساعت ده صبح در دفتر کار مطالعه گزارش ها را داشتم. آقاى حسین مرعشى، [نماینده کرمان] آمد و نتیجه مذاکرات با رهبرى در مورد وزارت کشور آقاى [عبدالله] نورى را پرسید. گفتم آمادگى دارند که بعد از شروع کار مساعدت کنند، ولى به عنوان شرط، تغییر فرمانده و رییس

تا ساعت ده صبح در دفتر کار مطالعه گزارش ها را داشتم. آقاى حسین مرعشى، [نماینده کرمان] آمد و نتیجه مذاکرات با رهبرى در مورد وزارت کشور آقاى [عبدالله] نورى را پرسید. گفتم آمادگى دارند که بعد از شروع کار مساعدت کنند، ولى به عنوان شرط، تغییر فرمانده و رییس حفاظت اطلاعات ناجا را نمی پذیرند.

دکتر [حسن] حبیبى آمد. راجع به نشان صحبت شد. آقاى خاتمى پیشنهاد داده که نشان «جمهورى» را در مراسم امروز به من بدهد، ولى تردیدهایى در مصلحت بودن هست و پیشنهاد شده متقابلاً من هم نشان به ایشان بدهم. مطابق قانون، رؤساى جمهور به محض احراز اکثریت آراء استحقاق دریافت نشان دارند که من از دو دوره کارم نگرفتم؛ سرانجام پس از مشورت، ترجیح دادم که عمل نشود.

مراسمى براى تودیع داشتیم که وزرا و مشاوران و معاونان و جمعى از مدیران بودند. دکتر حبیبى و من و آقاى خاتمى صحبت کردیم. در جلسه اى که قبل از مراسم داشتیم، آقاى خاتمى، [رییس جمهور]، شرح مذاکراتش را با آیت الله خامنه اى در مورد وزارت اطلاعات گفت که به نحوى به راه حل دست یافته اند.

ظهر آقاى [سیدمحمد]غرضى آمد. از آقاى حسین مرعشى گله کرد که گویا به آقاى خاتمى در مورد ایشان گزارش منفى داده است. گفتم توضیح مى خواهم، ولى خودش اضافه کرد که آقاى میرحسین موسوى گفته، آقاى غرضى وزیر دولت نیست، خودش دولت مستقل است و علاوه بر آن در زمان وزارت آقاى خاتمى، در جلسات دولت، معمولاً اختلاف نظر و تقابل داشته اند. تا عصرکارها را انجام دادم. به مصاحبه ویدیویى سارا [دختر فاطی]، دربارة گذشته ام جواب دادم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا