خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ مرداد ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 09:32کد خبر32900

در راه دفتر به محل ساختمان مرکز تحقیقات استراتژیک [در نیاوران] رفتیم. مشغول نازک کارى هستند. خیلى بیش از آنچه که تصور مى کردم، هست. در دفتر گزارش ها را خواندم و براى مراسم تحلیف آقاى [سیدمحمد] خاتمى، [رییس جمهور]، به مجلس رفتم. صحبت هاى آقاى ناطق [نوری]،

در راه دفتر به محل ساختمان مرکز تحقیقات استراتژیک [در نیاوران] رفتیم. مشغول نازک کارى هستند. خیلى بیش از آنچه که تصور مى کردم، هست. در دفتر گزارش ها را خواندم و براى مراسم تحلیف آقاى [سیدمحمد] خاتمى، [رییس جمهور]، به مجلس رفتم. صحبت هاى آقاى ناطق [نوری]، آقاى خاتمى و آقاى [محمد] یزدی و سوگند آقاى خاتمى بود. بیش از یک ساعت طول کشید.

به دفترم مراجعت کردم. آقایان ترکان، فروزش و نعمت زاده آمدند. چون در کابینه جدید نیستند، به نظرم کمی افسرده مى آمدند. دربارة کابینه صحبت کردیم. پیشنهاد دادند که بنیاد آفریقا را تأسیس کنند؛ پذیرفتم.

آقاى خاتمى، تلفنى نتیجه مذاکراتم با رهبرى در مورد وزارت اطلاعات و کشور را پرسید. تا عصر به مطالعات متفرقه، منجمله مطالعه پیش نویس کتاب روزشمار هشت سال مسئولیتم پرداختم که شهردارى شیراز جمع آورى کرده است.

آقاى [حمید] میرزاده و فرزندش احسان آمدند. یک کامپیوتر کیفى [= لپ تاب] برایم آوردند و آموزش دادند. آقاى میرزاده گفت که در دانشگاه مشغول تدریس شده و گفت شایع شده که بناست به مدیریت بنیاد مستضعفان منصوب شود، ولى صحت ندارد.

آقاى دکتر [علی] لاریجانى، [رییس سازمان صدا و سیما] آمد. از چپ بودن اکثریت اعضاى کابینه آقاى خاتمى، اظهار نگرانى کرد. خواست به نحوى در بحث هاى شوراى عالى امنیت ملى، نظرم مطرح شود. ساعت هفت ونیم به خانه آمدم. آشیخ حسن صانعى، [رییس بنیاد 15 خرداد] آمد. از خدمات مهم دوران مسئولیت من، اظهار تشکر و قدردانى کرد و گفت آشیخ یوسف [صانعی]، از اینکه آقاى خاتمى به دیدن بعضی از آیات قم رفته، ناراحت است و انتقاد مى کند. خواست درسى شروع کنم. از استخر استفاده کردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا