شب خوب نخوابیدم، با اینکه هواى مطبوعى بود. بعد از نماز صبح به سوى قلعه تاریخى حسن صباح حرکت کردیم. در راه از کانال سرپوشیده انتقال آب بازدیدکردم. قبل از انقلاب طرح شده، ولى دو سه سال پیش تمام شده است. تمامى فضاى منطقه زیر پاى ما را مه و ابر گرفته
شب خوب نخوابیدم، با اینکه هواى مطبوعى بود. بعد از نماز صبح به سوى قلعه تاریخى حسن صباح حرکت کردیم. در راه از کانال سرپوشیده انتقال آب بازدیدکردم. قبل از انقلاب طرح شده، ولى دو سه سال پیش تمام شده است.
تمامى فضاى منطقه زیر پاى ما را مه و ابر گرفته بود و ما از بالاى ابرها حرکت مى کردیم که حقیقتاً منظره بدیعى بود. در روستاى خشکچال که فعلاً ترچال شده، با دو خانم کشاورز صحبت کردم که مشغول آبیارى مزارع خود بودند. از اهالى شمال هستندکه به عادت خانم هاى شمالى در مزرعه کار مى کنند.گفتند در اثر فراوانی آب، بعضى نقاط روستا رانش زمین پیدا کرده است.
سپس در روستای گازرخان، ماشین ها را گذاشتیم و براى دیدن آثار قلعه الموت حسن صباح، به قله کوه رفتیم؛ شیب خیلى تندی دارد. چند بار براى استراحت نشستیم. آقاى حسینى، امام جمعه معلم کلایه هم آمد و توضیحات مفیدی مى داد. آثار قابل توجهى نمانده و نکته جالب، باقى ماندن دو مخزن آب است که آب شان خیلى کم نمى شود و هنوز معلوم نشده از کجا و چگونه تغذیه مى شوند. بعضى ها مى گویند احتمالاً با مخازن آب در قله هاى دیگر ارتباط دارند.
عفت و بدرى خانم تا نیمه راه آمدند و نشستند. در مسیر با چند نفر از مردم منطقه دربارة زندگى و کارشان صحبت کردم. منطقه سردسیر و کوهستانى و بیشتر پوشیده از اشجار سردسیرى و کم بازده و به خاطر نبودن صنایع و اشتغال براى جوانان، مهاجرت زیادی دارند و جمعیت شان 30 درصد نسبت به اول انقلاب کم شده؛ با اینکه مدرسه و برق و راه و آب و تلفن هم دارند.
سپس به کنار دریاچه جالب و طبیعى اِوان، در کنار زرآباد رفتم. گفتند، چند هکتار مساحت و حدود ده متر عمق دارد و شیرین است. جمعى از مردم تهران و قزوین براى تفریح آنجا چادر زده بودند. صبحانه خوبى آماده کرده بودند: کباب و عسل و کره و پنیر زیادی خوردیم؛ به جاى صبحانه و ناهار.
سپس در همان ساحل، براى استفاده از دستشویی، به منزل خانواده ای کشاورز رفتم و با اهل خانه و با جمعى از توریست ها احوال پرسى کردم. براى مراجعت، از مسیر دیگرى برگشتیم که جاده خاکى، ناهموار، کوهستانى و کوتاه تر بود؛ به خاطر دیدن منطقه که براى دیدن آن رفته بودیم. در ساحل رودخانه هاى اندج رود، الموت و طالقان رود که از جمع آنها رودخانه شاهرود تشکیل شده، به سمت سد منجیل مى رود، گذشتیم.
سرانجام ساعت سه بعد از ظهر به منزل رسیدیم. عصر در خانه استراحت و مطالعه و استخر و نوشتن خاطرات دو روز را داشتم. امیدوارم با احداث راه الموت به تنکابن و استفاده از آبیارى تحت فشار، این منطقه آباد شود.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام