خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اردیبهشت ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ فروردین ۱۳۷۸
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 08:19کد خبر26456

تا ساعت یازده در مجلس بودم و مطالعه و یادداشت مى کردم. سپس به نمازجمعه رفتم و ساعت یک و نیم ظهر به خانه آمدیم؛ با اعضاى خانواده همراه هم بودیم. هنوز نقاشى خانه تمام نشده است. پاسدارها از بیرون، برایمان غذا گرفتند. خانه به هم ریخته بود. عصر عده اى از

تا ساعت یازده در مجلس بودم و مطالعه و یادداشت مى کردم. سپس به نمازجمعه رفتم   و ساعت یک و نیم ظهر به خانه آمدیم؛ با اعضاى خانواده همراه هم بودیم. هنوز نقاشى خانه تمام نشده است. پاسدارها از بیرون، برایمان غذا گرفتند. خانه به هم ریخته بود. عصر عده اى از بستگان آمدند. آقایان [میرحسین موسوى] نخست وزیر و [کمال خرازى] مسئول تبلیغات جنگ اطلاع دادند که امروز عصر، عراقی ها به دزفول دوباره موشک زده اند.  آقاى [سیداحمد] زرهانى وکیل دزفول هم از آنجا تلفن کرد. گفت مردم عصبانى اند و باید فکرى کرد. به آقاى [میرحسین موسوى] نخست وزیر گفتم، آقاى دکتر[هادى  منافى] وزیر بهدارى را بفرستند و آقاى نخست وزیر پیشنهاد مى داد که با زدن شهرهاى عراق، مانع ادامه این گونه عملیات صدام شویم. شب احمدآقا آمد و مقدارى در همین رابطه مذاکره کردیم؛ قرار شد به امام پیشنهاد شود. آقاى دکتر سعید لاهوتى - که سربازی اش را در لشکر92 اهواز مى گذراند - از جبهه آمد. از کثرت تلفات و مجروحان عملیات اخیر مى گفت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا