خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ فروردین ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/14 - 17:27کد خبر26071

در خانه ماندم. پياده‏ روى، سبزى كارى در باغچه و انجام كارها با تلفن و مطالعه درباره روايات مربوط به ازدواج از كارهاى امروز بود. بناست در خطبه نماز جمعه آينده راجع به ازدواج خانم‌هاى شهدا صحبت كنم. امام هم تشويق كرده‌اند.

در خانه ماندم. پياده‏ روى، سبزى كارى در باغچه و انجام كارها با تلفن و مطالعه درباره روايات مربوط به ازدواج از كارهاى امروز بود. بناست در خطبه نماز جمعه آينده راجع به ازدواج خانم‌هاى شهدا صحبت كنم. امام هم تشويق كرده‌اند.

ظهر احمدآقا و [رضا] سيف ‏الهى ریيس اطلاعات سپاه آمدند و گفتند، آقاى شريعتمدارى در مذاكره با سپاه قم به اطلاع خود از قصد قطب‌زاده اعتراف كرده است. قرار شد كه از سپاه تهران بروند و رسماً از ايشان بپرسند. مى‏گفتند ظاهراً يك روحانى ديگر هم مطلع بوده است.

آقاى خامنه ‏اى تلفن كردند و گفتند آقاى [احمد] سكوتوره [ریيس‏جمهور گينه] و حبيب شطى [دبير كل سازمان كنفرانس اسلامى] به نمايندگى از سازمان كنفرانس اسلامى آمده‌اند و طرحى آورده‌اند كه به خواسته‌هاى ما نزديك است و جواب را بايد پس از مشورت بدهيم. قرار شد كه فردا صبح مشورت كنيم.

تلفنى از بيمارستان طرفه حال حاجيه والده را از دكتر خدادادى جراح چشم پرسيدم. گفت عمل را انجام داده‏ايم و حال‏شان خوب است. يك چشم عمل شده و چشم ديگر هنوز آب مرواريدش نرسيده است. ناهار را از بيرون گرفتيم، تنها خوردم.

احمدآقا همراه مسئول اطلاعات سپاه، عصر با هلي‏كوپتر به قم رفت. شب خبر آورد كه آنها پيش آقاى [سيدكاظم] شريعتمدارى رفته‏اند و از ايشان درباره توطئه كودتا بازپرسى كرده‌اند و مصاحبه‌اى هم انجام شده است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا