خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ فروردین ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اردیبهشت ۱۳۶۰
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/14 - 17:08کد خبر26065

ديشب خسته و كوفته در مجلس خوابيدم. تا ساعت هفت ونيم مطالعه كردم. جلسه علنى داشتيم. چند لايحه تصويب شد. ظهر ائمه جمعه آذربايجان شرقى و غربى آمدند. آقاى [مسلم] ملكوتى امام جمعه تبريز صحبت كردند و من در جواب صحبت كردم.  ناهار مهمان مجلس بودند و همان‏جا خوابيدند. 

ديشب خسته و كوفته در مجلس خوابيدم. تا ساعت هفت ونيم مطالعه كردم. جلسه علنى داشتيم. چند لايحه تصويب شد. ظهر ائمه جمعه آذربايجان شرقى و غربى آمدند. آقاى [مسلم] ملكوتى امام جمعه تبريز صحبت كردند و من در جواب صحبت كردم.  ناهار مهمان مجلس بودند و همان‏جا خوابيدند. 

عصر مصاحبه‏ اى با مجله سروش درباره شهيد مطهرى داشتم  و مصاحبه ‏اى تلويزيونى درباره نقش جهاد سازندگى.  ملاقات‏هايى داشتم با [على] شمس اردكانى سفيرمان در كويت و دكتر [محمد] مكرى كه مى‌خواهند او را از سفارت ايران در شوروى بردارند و ناراحت است و نيز مدير عامل ماشين ‏سازى اراك كه از مزاحمت مخالفان - كه تحت حمايت آقاى خوانسارى امام جمعه اراك هستند - گلايه داشت و كمك مى‌خواست. ملاقاتى نيز با وزير راه و معاونانش انجام شد كه خدمات‏شان را گزارش دادند و تحسين‎شان كردم.

شب جلسه‌اى با نخست‏وزير و وزير خارجه در دفتر آقاى خامنه‌اى داشتيم و درباره كمك به فلسطينى‌ها، جنبش امل و يمن جنوبى كه كمك خواسته‌اند، تصميم گرفتيم. آقاى [سيدمحمدتقى] مدرسى هم آمد و پيشنهاد تشكيل مجلسى براى عراق در ايران داشت؛ پيروزى‌هاى جبهه، خيلى‌ها را به فكر آينده عراق انداخته و نيروهاى اسلامى معارض عراقى بيش از همه اميدوارند و در تكاپو. اين را هم اضافه كنم كه در نطق پيش از دستور جلسه امروز درباره شروع نهضت بيت‌المقدس صحبت كردم و پيشنهاد تعطيل فردا را دادم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا