محمود دلخواسته، جامعهشناس سیاسی و دانشآموخته دانشگاه LSE لندن، از نویسندگانی است که به بازخوانی دوره دو ساله نخست پس از انقلاب ۵۷ و واکاوی نسبت دین و قدرت میپردازد. در این مطلب نگاهی همهجانبه به پیشینه، تحصیلات، یادداشتهای رسانهای او در هافینگتونپست و مواضع فکری او در قبال تاریخ معاصر ایران انداختهایم.
محمود دلخواسته کیست؟
محمود دلخواسته، جامعهشناس سیاسی، پژوهشگر و نویسنده ایرانی-بریتانیایی، دکتر در جامعهشناسی از مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن (LSE)، یکی از پژوهشگران شاخص حوزه انقلاب ۱۳۵۷ ایران و از چهرههای فعال جریان فکری نزدیک به ابوالحسن بنیصدر در تبعید است. دلخواسته در طول حدود دو دهه گذشته، با تمرکز بر بازخوانی نظری-تاریخی انقلاب اسلامی، فرآیند گذار آن به آنچه او «توتالیتاریسم دینی» میخواند، و نقش بنیصدر در این روایت، به یکی از تحلیلگران متمایز در حوزه جامعهشناسی سیاسی ایران معاصر بدل شده است.
اهمیت محمود دلخواسته در سپهر پژوهشی-فکری ایرانیان از چند جهت قابل بررسی است. نخست، رساله دکتری او در LSE با عنوان «گفتمانهای اسلامی قدرت و آزادی در انقلاب ایران، ۱۳۵۸–۱۳۶۰» (Islamic Discourses of Power and Freedom in the Iranian Revolution, 1979-81)، یکی از معدود پژوهشهای آکادمیک منظم درباره دوران دو ساله نخست پس از انقلاب و فرآیند پیچیده گذار به نظام پسا-انقلابی است؛ دورهای که کمتر مورد توجه تحلیلهای آکادمیک قرار گرفته است. دوم، تخصص دلخواسته در ارائه چارچوب نظری «غیرجبرگرایانه» (non-deterministic) برای فهم انقلابها ـ چارچوبی که همزمان ساختار و کنشگری را در بر میگیرد ـ او را به یکی از تحلیلگرانی بدل کرده که تلاش میکند روایتهای سادهانگارانه از انقلاب ایران را به چالش بکشد. سوم، فعالیت او در پروژهای پر سر و صدا با عنوان «تبارشناسی کودتای ۳۰ خرداد ۱۳۶۰» ـ پژوهشی مفصل که او درباره وقایع منتهی به عزل بنیصدر و آنچه «کودتا» مینامد منتشر کرده ـ یکی از قابل توجهترین مشارکتهای پژوهشی-سیاسی او بوده است.
دلخواسته در عرصه رسانهای نیز فعال است و نوشتههای او در رسانههای انگلیسیزبان (از جمله هافینگتون پست) و فارسیزبان (بهویژه سایت «انقلاب اسلامی در هجرت»، مدیوم و دیگر رسانههای مستقل) بهطور منظم منتشر میشود. حوزههای اصلی تخصص او شامل سیاست ایران و خاورمیانه، اسلام، دموکراسی و حقوق بشر است.
زندگی و پیشینه
اطلاعات منتشر شده درباره دوران اولیه زندگی، تاریخ دقیق تولد و خانواده محمود دلخواسته در فضای رسمی محدود است؛ ویژگیای که در میان پژوهشگران ایرانی-تبار مقیم خارج که تمرکز اصلی آنها بر فعالیت پژوهشی و فکری است (نه چهرهسازی شخصی)، نسبتاً معمول به شمار میرود. آنچه از روایتهای منتشر شده برمیآید، این است که دلخواسته بخشی از زندگی خود را در ایران گذرانده و سپس برای ادامه تحصیلات و فعالیت آکادمیک به بریتانیا مهاجرت کرده است.
نکتهای که در پیشینه فکری-سیاسی دلخواسته آشکار است، تجربه نسلی نزدیک به انقلاب ۱۳۵۷ و وقایع پس از آن ـ بهویژه دوره ریاستجمهوری بنیصدر و خرداد ۱۳۶۰ ـ است. این تجربه نسلی، در تمرکز پژوهشی او بر همین دوره و نگاه ویژهاش به شخصیت و جایگاه بنیصدر بازتاب یافته است.
تحصیلات
دلخواسته تحصیلات تکمیلی خود را در یکی از معتبرترین مراکز علوم اجتماعی جهان دنبال کرد. او موفق به دریافت دکترای جامعهشناسی از مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن (London School of Economics and Political Science، LSE) شد ـ دانشگاهی که در حوزه جامعهشناسی و علوم سیاسی، یکی از ۵ تا ۱۰ نهاد برتر جهانی به شمار میرود.
رساله دکتری او در سال ۲۰۰۷، با عنوان «گفتمانهای اسلامی قدرت و آزادی در انقلاب ایران، ۱۹۷۹–۱۹۸۱» تدوین شد. این رساله ۳۲۵ صفحهای، که از مدرسه اقتصاد لندن دفاع شد، دو هدف کلیدی را پی میگرفت: نخست، گسترش فهم آکادمیک از انقلاب ایران و دوره «گذار آن به توتالیتاریسم دینی»؛ و دوم، ارائه یک چارچوب نظری «غیرجبرگرایانه» برای فهم انقلابها بهطور کلی، چارچوبی که هم ساختار و هم عاملیت کنشگران را در بر میگیرد. این رساله، شالوده اصلی کار نظری بعدی دلخواسته را تشکیل داد و او در سالهای پس از آن، بر اساس آن مشغول تدوین کتابی مفصل با همان موضوع بوده است.
تربیت دانشگاهی دلخواسته در LSE، او را در سنت آکادمیک جامعهشناسی تاریخی و جامعهشناسی سیاسی قرار میدهد؛ سنتی که در بریتانیا، توسط چهرههایی چون مایکل مان و جان هال نمایندگی میشود و بر تحلیل قدرت، گفتمان و فرآیندهای دگرگونی اجتماعی-سیاسی متمرکز است.
فعالیت پژوهشی و حوزههای تخصص
محمود دلخواسته در طول کارنامه پژوهشی خود، تمرکز خود را بر چند حوزه بههمپیوسته قرار داده است:
نخست، جامعهشناسی انقلاب ۱۳۵۷ ایران و بهویژه دوره دو ساله نخست پس از پیروزی انقلاب (۱۳۵۷–۱۳۶۰)؛ دورهای که در آن، گفتمانهای متعدد اسلامی-سیاسی برای تعریف ماهیت نظام جدید رقابت میکردند. دلخواسته در این حوزه، استدلال میکند که گذار از انقلاب به «توتالیتاریسم دینی» ـ به تعبیر او ـ فرآیندی محتوم و ساختاری نبود، بلکه نتیجه انتخابهای کنشگرانی خاص در لحظههای تاریخی کلیدی بود.
دوم، جامعهشناسی سیاسی ایران و خاورمیانه؛ او در این حوزه به تحلیل قدرت، دموکراسی، حقوق بشر و نسبت میان دین و سیاست در منطقه میپردازد.
سوم، اسلام و دموکراسی؛ دلخواسته در امتداد سنت فکری بنیصدر، به ارائه قرائتهایی از اسلام میپردازد که سازگار با دموکراسی، حاکمیت مردم و حقوق بشر باشد و این قرائتها را در تقابل با «قرائت ولایی-توتالیتر» قرار میدهد.
چهارم، حقوق بشر و آزادیهای مدنی در ایران معاصر؛ موضوعی که در یادداشتها و مقالات متعدد او در رسانههای انگلیسیزبان بازتاب یافته است.
برای واکاوی ریشههای جامعهشناختی منازعات منطقهای، پادکست گفتگو با دکتر محمود دلخواسته درباره تحولات جنگ ایران و اسرائیل را بشنوید.
پروژه «تبارشناسی کودتای ۳۰ خرداد ۱۳۶۰»
یکی از مهمترین مشارکتهای پژوهشی-سیاسی دلخواسته، تحقیق مفصل او با عنوان «تبارشناسی کودتای ۳۰ خرداد ۱۳۶۰» است. این پژوهش، که عمدتاً در سایت «انقلاب اسلامی در هجرت» و در ابتدا در رادیو زمانه منتشر شد، به بازخوانی وقایع منتهی به عزل ابوالحسن بنیصدر از ریاستجمهوری در خرداد ۱۳۶۰ میپردازد.
نقطه نظر کلیدی دلخواسته در این پژوهش این است که آنچه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ رخ داد، یک «عزل قانونی» معمولی نبود، بلکه ماهیت یک «کودتا» علیه ساختار قانونی-جمهوریخواهانه نظام و علیه نخستین رئیسجمهور منتخب با رأی مستقیم مردم را داشت. این پژوهش، با تکیه بر تحلیل اسناد، روایتها و چارچوببندی نظری، تلاش میکند نشان دهد که وقایع آن دوره ـ از طرح عزل تا بازداشتها و اعدامهای گسترده بعدی ـ بخشی از یک پروژه نظاممند برای حذف بدیل جمهوریخواهانه از ساختار قدرت بود.
این پژوهش، با واکنشهای گستردهای روبهرو شد. به روایت خود دلخواسته، پس از انتشار این تحقیق، سپاه پاسداران کتابی در پاسخ به آن منتشر کرد، و اکبر گنجی نیز ۱۴ مقاله در پاسخ نوشت که نتیجهگیری آنها در مقاله آخر با عنوان «از سر و ته یک کرباس» متمرکز بود ـ مقالهای که دلخواسته آن را تلاشی برای القای این ایده میداند که «خمینی و بنیصدر از سر و ته یک کرباس بودهاند» (روایتی که دلخواسته آن را قاطعانه رد میکند). همچنین، گفته میشود برخی سایتهای مستقل، در ابتدا متن این تحقیق را منتشر کردند اما بعد بهدلایلی از انتشار آن خودداری ورزیدند ـ موضوعی که دلخواسته آن را به سانسور خودخواسته نسبت داده است.
فعالیت رسانهای و نوشتاری
دلخواسته در طول سالهای اخیر، یکی از فعالترین نویسندگان ایرانی-تبار در رسانههای انگلیسیزبان بوده است. هافینگتون پست (HuffPost) ـ یکی از پربازدیدترین رسانههای آنلاین جهان ـ یکی از پلتفرمهای اصلی او برای انتشار یادداشتهای تحلیلی به زبان انگلیسی بوده است.
علاوه بر این، دلخواسته در پلتفرم مدیوم (Medium) نیز فعال است و یادداشتهای تحلیلی-فلسفی خود را با موضوعاتی چون «چرا باید مبارزه کنیم؟»، فعالیت سیاسی در شرایط دشوار، و معنای کنشگری در فضای سرکوب منتشر میکند.
در فضای فارسیزبان، دلخواسته یکی از نویسندگان ثابت سایت «انقلاب اسلامی در هجرت» (Enghelabe-Eslami) و «مجامع اسلامی ایرانیان» است؛ سایتهایی که در امتداد سنت فکری بنیصدر فعالیت میکنند و در دوره حیات او نیز کانون انتشار مواضع و آثار جریان فکری-سیاسی نزدیک به نخستین رئیسجمهور پس از انقلاب بودند.
دیدگاهها و مواضع
محمود دلخواسته در طول سالهای فعالیت، چارچوب فکری روشنی صورتبندی کرده است که در امتداد سنت فکری بنیصدر قرار میگیرد، اما با ابعاد آکادمیک-جامعهشناختی غنیتری.
برای تحلیل ساختار قدرت و پیشبینیهای سیاسی، میتوانید ویدیو گفتگو با دکتر محمود دلخواسته درباره انتخابات ۱۴۰۳ و چشمانداز آینده ایران را در عبدی مدیا تماشا کنید.
دفاع از میراث فکری بنیصدر
دلخواسته یکی از پیگیرترین دفاعکنندگان از میراث فکری ابوالحسن بنیصدر است. در یادداشتهای متعدد، او استدلال میکند که بنیصدر در طول بیش از نیم قرن، بیش از ۳۰ کتاب و صدها مقاله در حوزههای فلسفه، دینشناسی، جامعهشناسی، سیاست و اقتصاد تدوین کرده است که اغلب منتقدان او (بهویژه از سوی جریان سلطنتطلب و سکولار) بدون آشنایی جدی با این میراث، به قضاوت درباره او میپردازند. در نگاه دلخواسته، عدم آشنایی با این آثار فکری، یکی از علل اصلی روایتهای نادرست درباره بنیصدر است.
نقد «روایت رسمی» از انقلاب
دلخواسته در امتداد چارچوب نظری «غیرجبرگرایانه» خود، به نقد روایتهایی میپردازد که گذار انقلاب ۵۷ به استبداد دینی را بهعنوان امری «محتوم»، «ساختاری» یا «از پیش تعیینشده» تصویر میکنند. در نگاه او، این گذار نتیجه انتخابهای کنشگرانه ـ و قابل اجتناب ـ افراد و گروههای خاصی در لحظههای تاریخی کلیدی بود. این چارچوب، به او اجازه میدهد تا با حفظ امکان «مسیرهای دیگر»، استبداد فعلی را بهعنوان نتیجه قطعی انقلاب نبیند.
نقد ولایت فقیه و دفاع از حاکمیت مردم
در امتداد سنت فکری بنیصدر، دلخواسته منتقد جدی نهاد ولایت فقیه و ساختار قدرت در جمهوری اسلامی است. او از حاکمیت مردم، استقلال ملی، آزادی، و قرائتی از اسلام که با دموکراسی و حقوق بشر سازگار باشد، دفاع میکند.
نقد سانسور در فضای روشنفکری
یکی از موضوعات مکرر در یادداشتهای دلخواسته، انتقاد از پدیده «سانسور خودخواسته» و سانسور در فضای رسانهای ایرانیان ـ از جمله در سایتهای اصلاحطلب و ملی-مذهبی ـ علیه مواضع جریان نزدیک به بنیصدر است. او بارها در یادداشتها به مواردی اشاره کرده است که در آنها، کامنتها یا مقالاتش در دفاع از بنیصدر در رسانههای مختلف منتشر نشده یا حذف شدهاند.
حواشی و چالشهای فکری
دلخواسته، با وجود اعتبار آکادمیک، در فضای روشنفکری ایرانی با چالشهای جدی روبهرو بوده است. اصلیترین چالش، مواجهه با منتقدان بنیصدر در میان جریانهای مختلف اپوزیسیون است.
دلخواسته در یادداشتهای متعدد، وارد بحث و جدل با چهرههای شناختهشدهای چون اکبر گنجی، حسن یوسفی اشکوری و دیگر منتقدان بنیصدر شده است. بهعنوان نمونه، در یک مورد، او پس از مقالهای از یوسفی اشکوری، پیشنهاد مناظره با اشکوری را مطرح کرد ـ پیشنهادی که اشکوری بهشرط مناظره با شخص بنیصدر پذیرفت اما در عمل برگزار نشد. این رویدادها، دلخواسته را به یکی از چهرههای شناختهشده در دفاع پیگیر از بنیصدر در فضای رسانهای ایرانیان بدل کرده است.
نکته دیگر این است که هرچند همسویی فکری دلخواسته با جریان بنیصدر آشکار است، اما بر اساس اطلاعات در دسترس، او ـ برخلاف مهران مصطفوی (داماد بنیصدر) ـ نسبت خانوادگی با بنیصدر ندارد و پیوند او با این جریان، عمدتاً پیوندی فکری-سیاسی است.
ارتباط با چهرهها و جریانها
نام محمود دلخواسته، در سپهر فکری-سیاسی ایرانیان، با شبکهای از چهرهها و نهادها گره خورده است. در محور این شبکه، ابوالحسن بنیصدر و میراث فکری او قرار دارد. دلخواسته در ارتباط با مهران مصطفوی (داماد بنیصدر، استاد دانشگاه پاریس-ساکله و فعال در همان سایتها) و دیگر چهرههای فعال در سنت فکری بنیصدر در تبعید، در نشستها، یادداشتها و فعالیتهای رسانهای مشترک حضور داشته است.
در سطح آکادمیک، دلخواسته در پیوند با سنت جامعهشناسی LSE و دانشگاههای بریتانیا قرار میگیرد. در سطح بحثهای رسانهای، او در گفتوگو و جدل با چهرههایی چون اکبر گنجی (روزنامهنگار)، حسن یوسفی اشکوری (پژوهشگر دینی) و دیگر تحلیلگران اپوزیسیون بوده است.
از نظر گرایش گفتمانی، دلخواسته به جریان ملی-مذهبی-جمهوریخواه نزدیک به سنت بنیصدر تعلق دارد؛ جریانی که در فاصله از جریانهای سلطنتطلب، چپگرا، مجاهدین خلق و حتی بسیاری از طیفهای اصلاحطلب دروننظام قرار میگیرد و بر آرمانهای اولیه انقلاب ۵۷ (حاکمیت مردم، استقلال و آزادی) بهعنوان میراث ارزشمند تأکید دارد.
جمعبندی
محمود دلخواسته، یکی از پژوهشگران شاخص حوزه جامعهشناسی سیاسی ایران در میان ایرانیان مقیم بریتانیا و از فعالترین چهرههای فکری در سنت جریان نزدیک به ابوالحسن بنیصدر است. کارنامه او ـ از دکترای جامعهشناسی در مدرسه اقتصاد لندن، تا پژوهش گسترده درباره انقلاب ۵۷ و دوران منتهی به خرداد ۶۰، فعالیت رسانهای در هافینگتون پست و سایتهای فارسیزبان، و دفاع پیگیر از میراث فکری بنیصدر ـ تصویری از یک «پژوهشگر-فعال» ارائه میدهد که با تکیه بر اعتبار آکادمیک، به مداخله جدی در گفتمان سیاسی ایرانیان میپردازد.
ویژگی متمایز دلخواسته، در سطح اول، تخصص آکادمیک عمیق او در دورهای خاص از تاریخ معاصر ایران (سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰) است که در عین حیاتی بودن، کمتر مورد توجه تحلیلهای آکادمیک منظم قرار گرفته است. این تخصص، به تحلیلهای او ـ بهویژه درباره فرآیند گذار به نظام پسا-انقلابی ـ وزن علمی میبخشد. در سطح دوم، چارچوب نظری «غیرجبرگرایانه» او، که همزمان ساختار و عاملیت را در بر میگیرد، تلاشی برای فراتر رفتن از روایتهای سادهانگارانه از انقلاب ایران است.
از منظر تحلیلی، جایگاه دلخواسته، نمونهای از نقش «پژوهشگر-فعال» در گفتمان اپوزیسیون ایرانی است؛ پدیدهای که در آن، تحلیل آکادمیک با دفاع فکری-سیاسی از یک سنت خاص (در اینجا، سنت فکری بنیصدر) در هم میآمیزد. این موقعیت، در عین حال که نقاط قوتی چون تحلیل دقیق و پشتوانه نظری را با خود میآورد، چالشهایی نیز در زمینه فاصلهگیری انتقادی از موضوع پژوهش به همراه دارد ـ چالشی که در نقدهای منتقدان به دلخواسته نیز بازتاب یافته است.
آنچه از منظر امروز روشن است، این است که پرسشهایی که دلخواسته در پژوهشهای خود مطرح کرده ـ از سرنوشت انقلاب ۵۷ و مسیرهای ممکن آن، تا ماهیت خرداد ۱۳۶۰ و میراث فکری بنیصدر ـ همچنان از موضوعات زنده و مورد بحث در گفتمان فکری-سیاسی ایرانیان به شمار میروند. در شرایطی که بحث درباره تاریخنگاری انقلاب ۵۷ و ارزیابی مجدد چهرههای آن دوره همچنان ادامه دارد، صدای پژوهشی-تحلیلی دلخواسته، با همه چالشها و حواشی پیرامون آن، بخشی پایدار از این گفتوگو خواهد بود.
سوالات متداول
محمود دلخواسته کیست و چه تخصصی دارد؟
محمود دلخواسته جامعهشناس سیاسی، پژوهشگر و نویسنده ایرانی-بریتانیایی است. حوزههای تخصصی او شامل سیاست ایران و خاورمیانه، اسلام و دموکراسی، حقوق بشر، و بهویژه جامعهشناسی انقلاب ۱۳۵۷ ایران است. او در سنت فکری نزدیک به ابوالحسن بنیصدر قرار میگیرد و یکی از پژوهشگران شاخص دوره دو ساله نخست پس از انقلاب اسلامی است.
تحصیلات محمود دلخواسته چیست؟
دلخواسته دکترای جامعهشناسی خود را از مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن (LSE) ـ یکی از معتبرترین مراکز علوم اجتماعی جهان ـ دریافت کرده است. رساله دکتری او در سال ۲۰۰۷ با عنوان «گفتمانهای اسلامی قدرت و آزادی در انقلاب ایران، ۱۹۷۹–۱۹۸۱» تدوین شد و به بررسی فرآیند گذار از انقلاب به نظام پسا-انقلابی پرداخت.
مهمترین پروژه پژوهشی محمود دلخواسته چیست؟
علاوه بر رساله دکتری، یکی از مهمترین پروژههای پژوهشی-سیاسی دلخواسته، تحقیق مفصل «تبارشناسی کودتای ۳۰ خرداد ۱۳۶۰» است. در این پژوهش، که در رسانههای مختلف منتشر شد، او استدلال میکند که عزل بنیصدر در خرداد ۱۳۶۰ ماهیت یک «کودتا» علیه ساختار قانونی-جمهوریخواهانه نظام را داشت. این پژوهش، با واکنشهای گسترده، از جمله انتشار کتاب از سوی سپاه پاسداران و ۱۴ مقاله از سوی اکبر گنجی، روبهرو شد.
دیدگاه محمود دلخواسته درباره انقلاب ۵۷ چیست؟
دلخواسته با چارچوبی «غیرجبرگرایانه» به انقلاب ۵۷ مینگرد؛ به این معنا که گذار انقلاب به آنچه او «توتالیتاریسم دینی» میخواند را امری محتوم یا ساختاری نمیداند، بلکه نتیجه انتخابهای کنشگرانه افراد و گروههای خاص در لحظههای تاریخی کلیدی میداند. در نگاه او، آرمانهای اولیه انقلاب (حاکمیت مردم، استقلال، آزادی) اصیل بودند و در فرآیندی قابل اجتناب به انحراف کشیده شدند.
رابطه محمود دلخواسته با ابوالحسن بنیصدر چیست؟
دلخواسته یکی از پیگیرترین مدافعان فکری میراث ابوالحسن بنیصدر (نخستین رئیسجمهور پس از انقلاب) است. او در یادداشتهای متعدد بر آن تأکید کرده که بنیصدر در طول بیش از نیم قرن، بیش از ۳۰ کتاب و صدها مقاله در حوزههای مختلف تدوین کرده و بسیاری از منتقدان بدون آشنایی با این میراث، به قضاوت میپردازند. پیوند دلخواسته با بنیصدر، عمدتاً فکری-سیاسی است و نه خانوادگی (برخلاف مهران مصطفوی که داماد بنیصدر است).
محمود دلخواسته در کجا منتشر میکند؟
دلخواسته در رسانههای مختلف فعال است: در فضای انگلیسیزبان، هافینگتون پست (HuffPost) و پلتفرم مدیوم (Medium) از پلتفرمهای اصلی او هستند. در فضای فارسیزبان، او یکی از نویسندگان ثابت سایت «انقلاب اسلامی در هجرت» (Enghelabe-Eslami) و «مجامع اسلامی ایرانیان» است که در امتداد سنت فکری بنیصدر فعالیت میکنند.
محمود دلخواسته با چه چهرههایی وارد جدل فکری شده است؟
دلخواسته در سالهای اخیر در جدلهای فکری مهمی با چهرههایی چون اکبر گنجی (روزنامهنگار و نویسنده) و حسن یوسفی اشکوری (پژوهشگر دینی و نواندیش دینی) درگیر بوده است. این جدلها عمدتاً حول ارزیابی شخصیت بنیصدر، ماهیت خرداد ۱۳۶۰ و نقش جریانهای مختلف در انقلاب ۵۷ صورت گرفته است.
آیا محمود دلخواسته همچنان فعال است؟
بله، محمود دلخواسته همچنان بهعنوان پژوهشگر و نویسنده فعال است. او در حال کار بر روی کتابی بر اساس رساله دکتری خود (با عنوان «گفتمانهای اسلامی قدرت و آزادی در انقلاب ایران») است و بهطور منظم در رسانههای فارسی و انگلیسیزبان یادداشتهای تحلیلی منتشر میکند. حضور او در فضای فکری-سیاسی ایرانیان مقیم خارج، بهویژه در امتداد سنت فکری بنیصدر، همچنان جدی است.


کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام