آدمهایی که با یک لیتر اسید، زندگیشان شکل دیگری پیدا کرده است
آدمهایی که با یک لیتر اسید، زندگیشان شکل دیگری پیدا کرده است. اسید گوشت تن آنها را با بیرحمی آب کرده، دید چشمانشان را برای همیشه خاموش کرده و حالا خودشان ماندهاند با ناگفتههایی که شاید تا همیشه پنهان بماند.
پرده اول: زنی بدون چهره
ماه قبل، شبیه به همین روزهای سرد پاییز و زمستان، مینا در یک اسیدپاشی زندگیاش با تغییر بزرگی روبهرو میشود. پسر همسایه مرتب دختر نوجوان او را اذیت میکرد و این موضوع به دعوای بین دو خانواده تبدیل میشود و پسر همسایه به تلافی، اسید را روی صورت مینای ۲۹ ساله، یعنی مادر دختر نوجوان میریزد.
پرده دوم: لبهای خندان صورتهای آبشده
دختر ۲۱ سالهای که از هفتسالگی در یک اختلاف خانوادگی، زیبایی صورتش را به طور کامل از دست داد. زندایی او به دلیل اختلال روانی یک شب اسید به دست میگیرد و زمانی که همه خواب بودند، روی صورت آرزو، دو خواهر و مادرش میریزد.
مرد جوان با آسیب جدی در سمت چپ صورت و گردن و سینه، از روز حادثه میگوید که پدرزنش به دلیل درگیری که با مادرزن داشته، به قصد اسیدپاشی، پیش میآید که در این بین مرتضی بیشترین آسیب را میبیند.
آنها راهی جز صبوری ندارند. صورتهای جوانشان را از دست دادهاند. دیگر خبری از شادابی پوستهای شادابشان نیست و حالا جای آن را گوشت اضافی و پوستهای پیوندی گرفته که هرازگاه همان هم به عمل مجدد و ترمیم نیاز دارد. با این حال لباسهای شیک میپوشند، برای چشمان کمفروغشان خط چشم میکشند یا برای موفقیت در کسبوکار و تحصیل تلاش میکنند/شرق






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام