خانه / سیاست دولت اصلاحات ایران چیست؟ خواندن 27 دقیقه - پنجشنبه 1405/03/07 - 15:30 کد خبر 25155 اشتراکگذاری «دولت اصلاحات» به دورهای از تاریخ سیاسی معاصر ایران اطلاق میشود که با پیروزی چشمگیر و غیرمنتظره سید محمد خاتمی در هفتمین دوره انتخابات ریاستجمهوری در ۲ خرداد ۱۳۷۶ آغاز شد و تا مرداد ۱۳۸۴ ادامه یافت. این دوره هشتساله، که از آن با عناوینی چون «جنبش دوم خرداد»، «دوران اصلاحات» و «دولت توسعه سیاسی» نیز یاد میشود، یکی از پرتحرکترین، چالشبرانگیزترین و در عین حال زندهترین برهههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پس از انقلاب ۱۳۵۷ به شمار میرود. دولت اصلاحات ایران چیست؟«دولت اصلاحات» به دورهای از تاریخ سیاسی معاصر ایران اطلاق میشود که با پیروزی چشمگیر و غیرمنتظره سید محمد خاتمی در هفتمین دوره انتخابات ریاستجمهوری در ۲ خرداد ۱۳۷۶ آغاز شد و تا مرداد ۱۳۸۴ ادامه یافت. این دوره هشتساله، که از آن با عناوینی چون «جنبش دوم خرداد»، «دوران اصلاحات» و «دولت توسعه سیاسی» نیز یاد میشود، یکی از پرتحرکترین، چالشبرانگیزترین و در عین حال زندهترین برهههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پس از انقلاب ۱۳۵۷ به شمار میرود. در این دوره، تلاش شد تا مفاهیمی چون جامعه مدنی، حاکمیت قانون، توسعه سیاسی، تکثرگرایی و آزادی بیان در چارچوب ساختار جمهوری اسلامی ایران بازخوانی و نهادینه شود.پدید آمدن دولت اصلاحات که محصول همافزایی مطالبات نسل جوان، زنان، دانشگاهیان، روشنفکران و طبقه متوسط شهری بود، تغییر عمیقی در موازنه قوای داخلی پدید آورد. این جریان تلاش میکرد با رویکردی درونساختاری و مسالمتآمیز، قرائتی دموکراتیک، روادار و قانونگرا از ساختار سیاسی ارائه دهد. شعارهای محوری این دولت ـ «ایران برای همه ایرانیان»، «حقوق شهروندی»، «قانونمداری»، «جامعه مدنی» و «گفتوگوی تمدنها» ـ نهتنها در گفتمان سیاسی داخلی، که در حوزه روابط بینالملل نیز فضای تازهای پدید آورد و چهره ایران را پس از یک دهه انزوای نسبی، در عرصه جهانی بازسازی کرد.با این حال، این هشت سال بهصورت مداوم با مقاومت شدید و چالشهای ساختاری از سوی نهادهای قدرت موازی و جریانهای محافظهکار روبهرو بود؛ تا جایی که سید محمد خاتمی بعدها در توصیف وضعیت این دوره، از تعبیر معروف «هر ۹ روز یک بحران» استفاده کرد. در بررسی ماهیت و عملکرد دولت اصلاحات، تحولات این دوره را میتوان در چند محور عمده شامل بسترهای شکلگیری، گفتمان توسعه سیاسی، چالشهای امنیتی، دستاوردهای اقتصادی و سیاست خارجی، و سرانجام علل افول این جریان کالبدشکافی کرد.بسترهای شکلگیری دوم خردادموتور محرک شکلگیری دوم خرداد، تحولات دموگرافیک و فرهنگی ایران در دهه ۱۳۷۰ خورشیدی بود که الگوهای رفتار رایدهندگان را بهطور بنیادی دگرگون کرد. درک این بسترها برای فهم چرایی شکلگیری ناگهانی یک موج سیاسی با نزدیک به ۲۰ میلیون رأی، ضروری است.بیداری طبقه متوسط و مطالبات نسل جدیدپس از پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۷ و در دوران دولت سازندگی به ریاستجمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی (۱۳۶۸-۱۳۷۶)، تمرکز اصلی حکومت بر بازسازی زیرساختهای اقتصادی، عمرانی و صنعتی کشور بود. سیاستهای تعدیل اقتصادی، خصوصیسازی نسبی و گسترش گسترده آموزش عالی در این دوره ـ که با تأسیس دهها دانشگاه دولتی، آزاد و غیرانتفاعی همراه بود ـ منجر به رشد کمی و کیفی «طبقه متوسط جدید» در ایران شد. تعداد دانشجویان ایران از حدود ۲۰۰ هزار نفر در پایان دهه ۱۳۶۰ به بیش از ۱.۲ میلیون نفر در میانه دهه ۱۳۷۰ افزایش یافت.همزمان، نسل جدیدی که پس از انقلاب متولد شده و رشد یافته بود، دغدغههایی متفاوت از نسل پیشین داشت. این نسل، که جنگ و انقلاب را تجربه مستقیم نکرده بود، بهجای شعارهای ایدئولوژیک، بهدنبال آزادیهای اجتماعی، اشتغال، ارتباط با جهان و گشایش فرهنگی بود. شعارهای انتخاباتی محمد خاتمی بر مفاهیمی چون «حقوق شهروندی»، «قانونمداری»، «احترام به کرامت انسان» و «جامعه مدنی»، دقیقاً پاسخی به مطالبات انباشتهشده این نسل و این طبقه بود.انتخابات ۲ خرداد ۱۳۷۶ و یک پیروزی غیرمنتظرهانتخابات هفتم ریاستجمهوری در ۲ خرداد ۱۳۷۶ برگزار شد. کاندیدای اصلی جریان راست سنتی و کاندیدای مورد حمایت اکثریت روحانیون شاخص و نهادهای رسمی، علیاکبر ناطق نوری، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی بود. در سوی دیگر، سید محمد خاتمی، روحانی نوگرا و وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی که در سال ۱۳۷۱ بهدلیل فشارهای جناح راست از وزارت ارشاد استعفا داده و به ریاست کتابخانه ملی منصوب شده بود، با حمایت مجمع روحانیون مبارز، کارگزاران سازندگی و طیف گستردهای از نیروهای روشنفکری و دانشجویی، وارد رقابت شد.پیشبینی عمومی، پیروزی ناطق نوری بود؛ اما نتیجه انتخابات یکی از بزرگترین شگفتیهای سیاسی ایران پس از انقلاب را رقم زد. خاتمی با کسب نزدیک به ۲۰ میلیون رأی (حدود ۶۹ درصد آرا) و در شرایطی که مشارکت در انتخابات حدود ۸۰ درصد بود، با اختلاف بسیار بزرگی پیروز شد. مشارکت بیسابقه زنان و جوانان و رای منفی شهرهای بزرگ به جریان راست سنتی، از ویژگیهای متمایز این انتخابات بود. روز ۲ خرداد، در ادبیات سیاسی پس از آن، بهعنوان نقطه آغاز یک جنبش اجتماعی-سیاسی بدل شد که با عنوان «جنبش دوم خرداد» شناخته میشود. تصویر پیروزی غیرمنتظره سید محمد خاتمی در هفتمین دوره انتخابات ریاستجمهوری با کسب نزدیک به ۲۰ میلیون رای.ائتلاف نیروهای حامیدولت اصلاحات، نه از یک حزب واحد، بلکه از ائتلافی از احزاب، جریانها و نیروهای متنوع برخاسته بود. در محور این ائتلاف، «جبهه دوم خرداد» قرار داشت که شامل احزاب و تشکلهایی چون مجمع روحانیون مبارز (به دبیرکلی مهدی کروبی)، حزب کارگزاران سازندگی (با چهرههایی چون غلامحسین کرباسچی و عطاءالله مهاجرانی)، جبهه مشارکت ایران اسلامی (که در سال ۱۳۷۷ تأسیس شد و سید محمدرضا خاتمی، برادر رئیسجمهور، دبیرکل آن بود)، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (با چهرههایی چون بهزاد نبوی، محمد سلامتی و مصطفی تاجزاده)، انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها، دفتر تحکیم وحدت و جامعه روحانیون مبارز قم بود.طیف فکری حامیان اصلاحات نیز متنوع بود: از روحانیون نوگرا و چهرههایی چون آیتالله سید محمد موسوی خوئینیها و آیتالله سید محمد موسوی بجنوردی، تا نظریهپردازانی چون سعید حجاریان (مشاور رئیسجمهور و از معماران فکری اصلاحات)، عبدالکریم سروش (که گفتمان دینشناسی نوگرا را در آن دوره گسترش داد)، محسن کدیور، اکبر گنجی، مصطفی ملکیان، و گروههای ملی-مذهبی به رهبری چهرههایی چون عزتالله سحابی.گفتمان توسعه سیاسی و نهادهای تازهاصلیترین دکترین دولت اصلاحات، مقدم دانستن «توسعه سیاسی» بر «توسعه اقتصادی صرف» بود؛ دکترینی که با نظریههای سعید حجاریان و حلقه فکری دوم خرداد صورتبندی شده بود. این رویکرد، استدلال میکرد که توسعه پایدار اقتصادی بدون نهادهای سیاسی پاسخگو, احزاب فعال، مطبوعات آزاد و جامعه مدنی نیرومند، ممکن نیست.مطبوعات و رکن چهارم دموکراسییکی از نمادهای عینی این دکترین، شکلگیری پایههای جامعه مدنی از طریق اعطای مجوز به دهها روزنامه، نشریه و تشکل غیردولتی (سمنها) بود. در طول دوره وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی عطاءالله مهاجرانی (۱۳۷۶-۱۳۷۹) و سپس احمد مسجدجامعی (۱۳۷۹-۱۳۸۴)، صدها مجوز انتشار به رسانههای جدید داده شد و فضای مطبوعاتی ایران شاهد شکوفایی بیسابقهای بود.روزنامههایی چون «جامعه» (نخستین روزنامه شاخص اصلاحطلب به سردبیری ماشاءالله شمسالواعظین که در سال ۱۳۷۷ منتشر شد)، «توس»، «نشاط»، «عصر آزادگان»، «صبح امروز» (به مدیریت سعید حجاریان)، «خرداد» (به مدیریت عبدالله نوری)، «نوروز»، «بیان»، «ایران فردا» (نشریه ملی-مذهبی به مدیریت عزتالله سحابی) و دهها نشریه دیگر، فضای گفتمانی کشور را بهکلی دگرگون ساختند. این مطبوعات نقش بیبدیلی در آگاهیبخشی، نقد ارکان قدرت، طرح مفاهیم نوین سیاسی و افشای پروندههای قانونشکنی ایفا کردند. در عین حال، بسیاری از این روزنامهها در دورههای مختلف توقیف میشدند و با تغییر نام یا انتشار با مدیران جدید، فعالیت خود را ادامه میدادند ـ پدیدهای که در آن دوران به «گربه را دم حجله کشتن» یا «تعطیل و بازگشایی» مشهور شد.احیای شوراهای شهر و روستایکی از پایدارترین دستاوردهای ساختاری دولت اصلاحات، اجرای اصول معطلمانده قانون اساسی درباره تشکیل «شوراهای اسلامی شهر و روستا» بود. این اصول (اصول ۱۰۰ تا ۱۰۶ قانون اساسی) از زمان تصویب قانون اساسی در سال ۱۳۵۸ مغفول مانده بود. در ۷ اسفند ۱۳۷۷، نخستین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا در سراسر کشور برگزار شد و بخشی از مدیریت امور محلی و شهری پس از دو دهه به مردم واگذار گردید. این رویداد، گامی جدی در جهت تمرین تمرکززدایی و دموکراسی محلی به شمار میرفت.اولین شورای شهر تهران، که با حضور چهرههای شاخصی چون سعید حجاریان، عباس دوزدوزانی، جمیله کدیور، محمد عطریانفر، احمد حکیمیپور و دیگران تشکیل شد، یکی از مهمترین تجربههای نهادسازی این دوره به شمار میرود. این شورا، مرتضی الویری و سپس محمدحسن ملکمدنی را به شهرداری تهران منصوب کرد و یکی از فعالترین شوراهای تاریخ شوراها در ایران بود، هرچند در سالهای پایانی با تنشهای داخلی نیز روبهرو شد.گسترش تشکلهای غیردولتی و انجمنهای صنفیدر طول دوران اصلاحات، تعداد سازمانهای غیردولتی فعال در ایران بهطور بیسابقهای افزایش یافت. تشکلهای زنان، محیطزیست، حقوق بشر، خیریهها، انجمنهای صنفی روزنامهنگاران، انجمن صنفی معلمان، انجمن دفاع از حقوق کودکان و دهها تشکل دیگر در این دوره مجوز فعالیت گرفتند یا فعالیتهای خود را گسترش دادند. کانون نویسندگان ایران، که از دهه ۱۳۴۰ بسته بود، تلاشهایی برای احیای فعالیت خود انجام داد، هرچند این تلاشها با موانع متعدد روبهرو شد.چالشها، کارشکنیها و بحرانهای امنیتیرویکرد تحولخواهی دولت اصلاحات، بهسرعت با واکنش سخت و تدافعی جریانهای سنتی و نهادهای فرادولتی روبهرو شد که تفکیک قوا و تکثرگرایی را تهدیدی برای پایههای نظام میدانستند. هشت سال دولت اصلاحات، عملاً به یک نبرد فرسایشی پیوسته میان دولت منتخب و نهادهای موازی قدرت بدل شد.قتلهای زنجیرهاییکی از تکاندهندهترین بحرانهای دولت اصلاحات، در آذر ۱۳۷۷ آشکار شد. در فاصله کوتاهی، چند چهره از روشنفکران، نویسندگان و فعالان سیاسی بهطور مشکوک به قتل رسیدند: داریوش فروهر و همسرش پروانه اسکندری (از رهبران حزب ملت ایران) در منزل خود در تهران بهطرز فجیعی به قتل رسیدند. سپس محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، دو نویسنده و عضو کانون نویسندگان ایران، در فاصله کمتر از یک ماه ربوده و کشته شدند. پژوهشهای روزنامهنگارانی چون اکبر گنجی و عمادالدین باقی نشان داد که این قتلها بخشی از یک زنجیره طولانی از حذف فیزیکی است که سالها پیش از این نیز جریان داشته و قربانیانی چون پیروز دوانی و دیگران را در بر میرفت.سید محمد خاتمی در اقدامی بیسابقه، کمیته تحقیق ویژهای متشکل از علی ربیعی، علی یونسی و سید محسن آرمین تشکیل داد. در دی ۱۳۷۷، وزارت اطلاعات با صدور بیانیهای رسمی اعلام کرد که این جنایات توسط گروهی از «عوامل خودسر» در درون این وزارتخانه طراحی و اجرا شده است. این اعتراف رسمی، یکی از کمسابقهترین موارد در تاریخ نظامهای امنیتی ایران بود. در پی این افشاگری، قربانعلی دری نجفآبادی، وزیر اطلاعات وقت، استعفا داد و سعید امامی (اسلامی)، معاون امنیت وزارت اطلاعات، بهعنوان متهم اصلی پرونده بازداشت شد. سعید امامی در خرداد ۱۳۷۸ در بازداشتگاه بهطور مشکوک درگذشت ـ مرگی که از سوی مقامات «خودکشی» اعلام شد اما تردیدها درباره علت واقعی آن همچنان باقی است.پاکسازی نسبی وزارت اطلاعات و انتصاب علی یونسی به وزارت اطلاعات، یکی از دستاوردهای امنیتی این دوره بود، اما پرونده قتلهای زنجیرهای هرگز بهطور کامل به نتیجه قضایی نرسید و آمران اصلی آن همچنان موضوع گمانهزنی است.فاجعه کوی دانشگاه تهراندر ۱۸ تیر ۱۳۷۸، توقیف روزنامه اصلاحطلب «سلام» (به مدیریت سید محمد موسوی خوئینیها) توسط دادگاه ویژه روحانیت، جرقهای برای تجمعات اعتراضی دانشجویان در کوی دانشگاه تهران شد. تجمع آرام دانشجویان در شب ۱۸ تیر، با حمله گروهی از نیروهای لباسشخصی و نیروهای انتظامی به خوابگاه دانشجویان همراه شد. ضرب و شتم شدید، تخریب اموال، آتشسوزی اتاقها و گزارشهایی از پرتاب دانشجویان از پنجرهها، این حمله را به یکی از تلخترین رویدادهای دانشگاهی پس از انقلاب بدل کرد.در روزهای بعد، اعتراضات به خیابانهای اطراف دانشگاه و سپس سایر شهرها گسترش یافت. درگیریهای خیابانی در تهران چند روز ادامه داشت و سپس با دخالت نیروهای امنیتی فرونشانده شد. آمار رسمی، یک کشته (عزت ابراهیمنژاد) و چند مجروح اعلام کرد، اما گزارشهای مستقل از کشتهشدگان بیشتر و صدها بازداشتی سخن میگفت. هیئت تحقیق ویژهای که توسط شورای عالی امنیت ملی تشکیل شد، در گزارش خود به ابعاد فاجعه اشاره کرد، اما در دادگاههای بعدی، تنها چند نیروی پاییندست به مجازاتهای سبک محکوم شدند و آمران اصلی هرگز شناسایی یا محاکمه نشدند.این حادثه، شکاف میان بدنه رادیکالتر جنبش دانشجویی و لایههای محافظهکارتر دولت را عمیقتر کرد. بسیاری از دانشجویان احساس کردند که دولت در حفاظت از حامیان خود ناتوان است. این رویداد، اولین نشانه جدی از محدودیتهای قدرت اجرایی رئیسجمهور در رویارویی با نهادهای موازی بود.ترور سعید حجاریاندر ۲۲ اسفند ۱۳۷۸، سعید حجاریان، مشاور رئیسجمهور، عضو شورای شهر تهران و یکی از مهمترین تئوریسینهای دولت اصلاحات، هنگام خروج از ساختمان شورای شهر هدف گلوله یک ضارب موتورسوار قرار گرفت. گلوله از فاصله نزدیک به صورت او شلیک شد و حجاریان، با وجود زنده ماندن، دچار آسیبهای جدی و دائمی شد که توان جسمی و کلامی او را برای همیشه محدود کرد. این ترور، که در حافظه جریان اصلاحات بهعنوان «هدف قرار دادن مغز اصلاحات» ثبت شده، یکی از سنگینترین ضربات به این جریان بود. ضارب، سعید عسگر، که عضو بسیج بود، بازداشت و محاکمه شد، اما پس از دورهای کوتاه از زندان آزاد گردید.توقیف فلهای مطبوعاتدر ۲۰ اردیبهشت ۱۳۷۹ (پس از پیروزی گسترده اصلاحطلبان در انتخابات مجلس ششم در اسفند ۱۳۷۸)، قوه قضاییه در اقدامی بیسابقه که به «توقیف فلهای مطبوعات» شهرت یافت، در یک روز بیش از ۲۰ روزنامه و نشریه اصلاحطلب را تعطیل کرد. این اقدام در پی سخنرانی آیتالله علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی صورت گرفت که در آن، برخی مطبوعات اصلاحطلب را «پایگاه دشمن» توصیف کرده بود. در همین دوره، طرح اصلاح قانون مطبوعات که در مجلس ششم در دست بررسی بود، با حکم حکومتی رهبر متوقف شد ـ حکمی که در نامهای رسمی به مجلس ابلاغ گردید. این رویداد، یکی از نقاط عطف کند شدن روند اصلاحات به شمار میرسد.در ماههای بعد، بسیاری از روزنامهنگاران شاخص اصلاحطلب از جمله اکبر گنجی، عمادالدین باقی، مشاءالله شمسالواعظین، احمد زیدآبادی، شهلا لاهیجی و دیگران بازداشت و محاکمه شدند. اکبر گنجی بهدلیل پژوهشهای خود درباره قتلهای زنجیرهای و کتاب «عالیجناب سرخپوش، عالیجناب خاکستری» که در آن به نقش برخی مقامات بلندپایه در این قتلها اشاره میکرد، به ۶ سال زندان محکوم شد و در نهایت بیش از ۵ سال در زندان به سر برد.ماجرای کنفرانس برلیندر فروردین ۱۳۷۹، کنفرانسی با عنوان «ایران پس از انتخابات» در شهر برلین آلمان توسط بنیاد «هاینریش بل» وابسته به حزب سبزهای آلمان برگزار شد. در این کنفرانس، تعدادی از روشنفکران، روزنامهنگاران و فعالان سیاسی ایرانی از جمله اکبر گنجی، مهرانگیز کار، شهلا لاهیجی، علی افشاری، خلیل رستمخانی، ناصر زرافشان، عزتالله سحابی، کاظم کردوانی و دیگران شرکت داشتند. در حاشیه کنفرانس، گروهی از مخالفان جمهوری اسلامی با اقداماتی چون رقص، شعار و حتی برهنه شدن، فضای کنفرانس را به هم زدند و این صحنهها در رسانههای راستگرای داخل ایران بهعنوان نمونهای از «خیانت اصلاحطلبان» بازنمایی شد.پس از بازگشت شرکتکنندگان به ایران، اکثر آنان بازداشت و به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» محاکمه شدند. این پرونده، که با عنوان «دادگاه برلین» شناخته میشود، چهره دیگری از کارشکنی نهادهای موازی در روند اصلاحات بود. در روند این پرونده، بسیاری از متهمان به مجازاتهای سنگین زندان محکوم شدند، هرچند برخی از آنان در سالهای بعد توانستند احکام خود را کاهش دهند یا از کشور خارج شوند.بحران فرودگاه امام خمینیدر اردیبهشت ۱۳۸۳، در روز افتتاح رسمی فرودگاه بینالمللی امام خمینی توسط دولت خاتمی، نیروهای سپاه پاسداران در اقدامی بیسابقه، باند فرودگاه را با خودروهای زرهی مسدود کردند و مانع از فرود نخستین پرواز شدند. این بحران، که به استدلال «خطرات امنیتی» قراردادی که با کنسرسیومی به مدیریت ترکیه (TAV) برای راهاندازی فرودگاه منعقد شده بود توجیه میشد، یکی از روشنترین نمونههای رویارویی مستقیم نهادهای فرادولتی با تصمیمات دولت بود و چندین ماه ادامه یافت تا سرانجام با تغییر قرارداد و واگذاری مدیریت به نهادهای داخلی، حل شد. این رویداد، عمق چالش دولت اصلاحات با نهادهای موازی را به نمایش گذاشت.پروندههای قضایی شخصیتهای شاخصدر طول دوره اصلاحات، چندین چهره شاخص این جریان با پروندههای قضایی روبهرو شدند. غلامحسین کرباسچی، شهردار شهرتیافته تهران در دوران سازندگی و یکی از معماران سیاسی پیروزی خاتمی، در سال ۱۳۷۷ به اتهامات مالی محاکمه و به ۵ سال زندان محکوم شد (که در نهایت با عفو رهبری از زندان آزاد شد). عبدالله نوری، وزیر کشور سابق و مدیر مسئول روزنامه «خرداد»، در آبان ۱۳۷۸ توسط دادگاه ویژه روحانیت محاکمه و به ۵ سال زندان محکوم شد. عطاءالله مهاجرانی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در طول دوره وزارت خود چندین بار با طرح استیضاح در مجلس روبهرو شد و سرانجام در سال ۱۳۷۹ از سمت خود استعفا داد.محکومیتهای قضایی روزنامهنگاران، فعالان دانشجویی و چهرههای شناختهشده جریان اصلاحات در طول این هشت سال، به یکی از ویژگیهای متمایز این دوره بدل شد. عبارت «هر ۹ روز یک بحران» که سید محمد خاتمی بعدها برای توصیف این دوره به کار برد، اشارهای به این روند فرسایشی پیوسته بود.لوایح دوقلودر سالهای پایانی دوره اول ریاستجمهوری، دولت خاتمی تلاش کرد با ارائه دو لایحه راهبردی، ابزارهای قانونی لازم برای پیشبرد اصلاحات را به دست آورد. این دو لایحه که به «لوایح دوقلو» مشهور شدند، عبارت بودند از:نخست، «لایحه اصلاح قانون انتخابات» که هدف آن محدود کردن دامنه «نظارت استصوابی» شورای نگهبان بود. در طول سالهای پس از انقلاب، تفسیر گسترده اصل ۹۹ قانون اساسی توسط شورای نگهبان، به این نهاد اجازه داده بود تا صلاحیت کاندیداهای انتخابات مجلس و ریاستجمهوری را با معیارهای موسع رد یا تأیید کند. لایحه پیشنهادی، تلاش میکرد این اختیار را به موارد مشخص قانونی محدود کند.دوم، «لایحه تبیین حدود اختیارات و مسئولیتهای رئیسجمهور» که بر اساس اصل ۱۱۳ قانون اساسی تدوین شده بود. این اصل، رئیسجمهور را بهعنوان «مسئول اجرای قانون اساسی» معرفی میکند و لایحه پیشنهادی، تلاش میکرد ابزارهای قانونی برای ایفای این مسئولیت ـ از جمله توان رسیدگی به نقض قانون اساسی توسط نهادهای دیگر ـ را به رئیسجمهور بدهد.هر دو لایحه در مجلس ششم به تصویب رسید، اما شورای نگهبان آنها را با اصول قانون اساسی و موازین شرعی مغایر اعلام کرد و در نهایت پس از رفت و برگشتهای متعدد، در مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز به نتیجه نرسید. این شکست در آذر ۱۳۸۲، یکی از نقاط روشن محدودیتهای قانونی دولت اصلاحات در پیشبرد دستور کار خود را نشان داد. در پی این ناکامی، خاتمی در سخنرانی معروفی، لوایح را پس گرفت و این تصمیم، در میان حامیانش با واکنشهای متفاوتی روبهرو شد ـ از حمایت تا انتقاد شدید برای «انفعال در برابر کارشکنی».کارنامه اقتصادیبرخلاف تصور رایج که دولت اصلاحات را صرفاً دولتی سیاسی و غافل از معیشت میداند، آمارهای کلان اقتصادی این دوره، تصویری متفاوت ارائه میدهند. در شرایطی که قیمت جهانی نفت در سال ۱۳۷۷ بهطور بیسابقهای کاهش یافت و در برخی مقاطع به زیر ۱۰ دلار در هر بشکه رسید، دولت توانست با مدیریت مالی نسبتاً منضبط، ثبات اقتصادی را حفظ کند.اصلاحات ساختاری اقتصادتکنرخی کردن ارز در سال ۱۳۸۱ یکی از مهمترین اقدامات ساختاری این دوره بود. پس از سالها نظام چندنرخی ارز که فساد و رانت گستردهای را پدید آورده بود، با تکنرخی شدن ارز و حذف ارز ترجیحی، شفافیت بیشتری در اقتصاد ایجاد شد. تأسیس بانکهای خصوصی (بانک پارسیان، اقتصاد نوین، کارآفرین و سامان) در همین دوره، گامی در جهت ایجاد رقابت در نظام بانکی بود.«صندوق ذخیره ارزی» در سال ۱۳۷۹ با هدف ذخیره بخشی از درآمدهای نفتی برای روزهای کاهش قیمت نفت و استفاده در پروژههای توسعهای تأسیس شد. این صندوق، یکی از ابتکارات نهادی این دوره بود که در سالهای بعد، با تأسیس صندوق توسعه ملی، گسترش یافت. تسهیل سرمایهگذاری خارجی با تصویب قانون تشویق و حمایت از سرمایهگذاری خارجی در سال ۱۳۸۱، چارچوب قانونی جدیدی برای جذب سرمایه خارجی پدید آورد.شاخصهای کلان اقتصادیبر اساس آمار رسمی بانک مرکزی و مرکز آمار ایران، رشد اقتصادی متوسط در دوره هشتساله اصلاحات حدود ۵ تا ۵.۵ درصد بود. تورم، که در آغاز این دوره حدود ۱۷ درصد بود، در سالهای میانی به حدود ۱۰ درصد کاهش یافت، هرچند در سالهای پایانی، با افزایش نقدینگی و سیاستهای گسترشی، دوباره روند صعودی گرفت. درآمد سرانه ایران در این دوره افزایش یافت و بدهیهای خارجی کشور بهطور قابل توجهی کاهش پیدا کرد. وزرای اقتصاد و دارایی این دوره ـ حسین نمازی و سپس طهماسب مظاهری ـ و رؤسای کل بانک مرکزی محسن نوربخش و سپس ابراهیم شیبانی، نقش کلیدی در این مدیریت اقتصادی داشتند.با این حال، نرخ بیکاری بهویژه در میان جوانان، یکی از چالشهای پایدار این دوره بود. ورود انبوه نسل جوان متولد دهه ۱۳۶۰ (موج جمعیتی پس از انقلاب) به بازار کار، نیازمند ایجاد سالانه حدود ۸۰۰ هزار شغل بود؛ هدفی که دولت در رسیدن کامل به آن موفق نشد و این مسئله، یکی از زمینههای نارضایتی اقتصادی در پایان دوره اصلاحات شد.دکترین گفتوگوی تمدنها و سیاست خارجیدر عرصه بینالمللی، دولت اصلاحات یکی از فعالترین دورههای سیاست خارجی ایران پس از انقلاب را رقم زد. وزرای امور خارجه این دوره ـ کمال خرازی در هر دو دولت ـ و معاونان و سفیران فعال آن، چهره ایران را در عرصه جهانی بهطور قابل توجهی بازسازی کردند.نظریه گفتوگوی تمدنهادر سال ۱۳۷۷، سید محمد خاتمی در سخنرانی خود در پنجاهوسومین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، نظریه «گفتوگوی تمدنها» را بهعنوان جایگزینی برای نظریه «برخورد تمدنها»ی ساموئل هانتینگتون مطرح کرد. این پیشنهاد با استقبال گسترده جامعه بینالمللی روبهرو شد و سازمان ملل سال ۲۰۰۱ میلادی را بهعنوان «سال گفتوگوی تمدنها» نامگذاری کرد. این طرح، فراتر از یک ابتکار دیپلماتیک، یک تلاش گفتمانی برای بازسازی هویت ایران در عرصه جهانی بود. تصویر تبیین دکترین گفتوگوی تمدنها در پنجاهوسومین مجمع عمومی سازمان ملل متحد.بشنوید | سخنرانی کامل سید محمد خاتمی در سازمان ملل و پیشنهاد نام گذاری سال 2001 به عنوان سال گفتگوی تمدنهاتنشزدایی منطقهای و بهبود رابطه با همسایگانسیاست خارجی ایران در این دوره، بر پایه «تنشزدایی» با کشورهای منطقه و جهان استوار بود. بهبود چشمگیر روابط با عربستان سعودی پس از سفر تاریخی هاشمی رفسنجانی به ریاض در سال ۱۳۷۶ و سپس سفر ولیعهد عربستان عبدالله بن عبدالعزیز به تهران در سال ۱۳۷۷، یکی از مهمترین دستاوردهای این دوره به شمار میرود. روابط ایران با کشورهای حوزه خلیج فارس از جمله امارات، قطر، کویت، عمان و بحرین به سطح بیسابقهای از همکاری رسید. سازمان همکاری اسلامی نیز در آذر ۱۳۷۶ اجلاس سران خود را در تهران برگزار کرد ـ رویدادی که نقطه عطفی در پایان انزوای ایران در جهان اسلام بود.بهبود روابط با اتحادیه اروپاروابط ایران و اتحادیه اروپا در این دوره به سطح «گفتوگوی فراگیر» ارتقا یافت و سفرهای متقابل وزرای امور خارجه و دیدارهای رؤسای جمهور ایران با رهبران اروپایی، تصویر ایران را در اروپا متحول کرد. سفر خاتمی به فرانسه در دیدار با ژاک شیراک در پاییز ۱۳۷۸، سفر به ایتالیا و دیدار با پاپ ژان پل دوم، و سفرهای دیگر، نشانههای این بازسازی روابط بودند. در همین دوره، گفتوگوهای ایران و اتحادیه اروپا درباره برنامه هستهای آغاز شد و در سال ۱۳۸۲، با میانجیگری وزرای امور خارجه فرانسه، آلمان و بریتانیا (تروئیکای اروپایی)، «بیانیه تهران» امضا شد که در آن ایران بهطور داوطلبانه تعلیق غنیسازی اورانیوم را پذیرفت ـ مقدمهای بر مذاکرات هستهای سالهای بعد.رابطه با ایالات متحدهروابط با ایالات متحده، یکی از حساسترین حوزههای سیاست خارجی این دوره بود. در دی ۱۳۷۶، خاتمی در مصاحبهای با کریستین امانپور خبرنگار شبکه سیانان، با طرح ایده «دیوار بیاعتمادی» و ابراز تأسف نسبت به بحران گروگانگیری، فضای جدیدی پدید آورد. در فروردین ۱۳۷۹، مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه آمریکا در سخنرانی معروفی، رسماً نقش آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و حمایت از عراق در جنگ ایران و عراق را پذیرفت و ابراز تأسف کرد. در پی این تحولات, برخی محدودیتهای تجاری از سوی آمریکا برداشته شد و واردات فرش، پسته و خاویار ایرانی به این کشور آزاد گردید.اما این روند با سخنرانی جورج بوش پسر در دی ۱۳۸۰ که در آن ایران را در «محور شرارت» قرار داد، بهکلی متوقف شد. در همان دوره، علیرغم همکاری ایران در مسئله افغانستان پس از حملات ۱۱ سپتامبر و کنفرانس بن در آذر ۱۳۸۰، تلاشهای دیپلماتیک برای بهبود روابط بدون نتیجه ماند. در سال ۱۳۸۲، طبق گزارشهای متعدد، ایران از طریق سفارت سوئیس، پیشنهاد جامعی برای حل تمامی اختلافات با آمریکا (که به «نامه گرند بارگین» معروف شد) به واشنگتن ارائه کرد، اما دولت بوش به آن پاسخ مثبتی نداد. این موضوع، یکی از مهمترین فرصتهای ازدسترفته دیپلماسی این دوره به شمار میرود.افول و پایان دوره اصلاحاتبا وجود دستاوردهای متعدد، دولت اصلاحات در سالهای پایانی خود با موج فزاینده ناامیدی و افول مواجه شد. این افول، نتیجه ترکیبی از کارشکنی نهادهای موازی، خطاهای راهبردی خود جریان اصلاحات، و فاصله گرفتن از بخشهایی از بدنه اجتماعی بود.رد صلاحیت گسترده انتخابات مجلس هفتمنقطه عطف افول دولت اصلاحات، در انتخابات مجلس هفتم در اسفند ۱۳۸۲ رقم خورد. شورای نگهبان دست به رد صلاحیت گسترده و بیسابقهای زد و صلاحیت بیش از ۳۵۰۰ کاندیدا، از جمله ۸۰ نفر از نمایندگان شاغل مجلس ششم، را رد کرد. در پی این تصمیم، حدود ۱۲۰ نفر از نمایندگان مجلس ششم در اعتراض، در صحن مجلس تحصن و روزه اعتراضی برگزار کردند. تحصن آنان ۲۵ روز ادامه یافت، اما در نهایت بدون نتیجه پایان یافت و انتخابات با کاهش شدید کاندیداهای اصلاحطلب برگزار شد. مشارکت در این انتخابات، بهویژه در شهرهای بزرگ، بهطور قابل توجهی کاهش یافت و مجلس هفتم با اکثریت اصولگرایان شکل گرفت.این رویداد، یکی از روشنترین نمونههای محدودیتهای ساختاری اصلاحات از درون نظام بود و به سرخوردگی گسترده بدنه اصلاحطلب انجامید. در سالهای بعد، بسیاری از تحلیلگران این انتخابات را آغاز رسمی پایان دوران دوم خرداد دانستهاند.پیروزی محمود احمدینژاد در انتخابات ۱۳۸۴در خرداد ۱۳۸۴، نهمین انتخابات ریاستجمهوری برگزار شد. در این انتخابات، اصلاحطلبان با کاندیداهای متعدد ـ از جمله مصطفی معین، مهدی کروبی و مهرعلیزاده ـ به میدان آمدند، در حالی که جریان اصولگرا نیز با کاندیداهای متعدد حضور یافت. در دور اول، مهدی کروبی و اکبر هاشمی رفسنجانی در صدر آرا قرار گرفتند، اما با وقایعی که از سوی کروبی و حامیانش بهعنوان «تقلب» مطرح شد، محمود احمدینژاد، شهردار تهران، در رتبه سوم اعلامی قرار گرفت و به دور دوم راه یافت. در دور دوم، احمدینژاد با شعارهای پوپولیستی و عدالتمحور و وعده «بردن نفت بر سر سفرههای مردم»، با اختلاف زیادی بر هاشمی رفسنجانی پیروز شد.پیروزی احمدینژاد، نهتنها پایان دوره اصلاحات، که آغاز یک چرخش گسترده در سیاست داخلی و خارجی ایران را رقم زد. در ۱۲ مرداد ۱۳۸۴، با مراسم تنفیذ احمدینژاد، دوران رسمی دولت اصلاحات به پایان رسید.دلایل افولدلایل افول دولت اصلاحات، موضوع تحلیلهای گستردهای در ادبیات سیاسی پس از آن بوده است. مجموعهای از عوامل به این افول کمک کرد: کارشکنیهای مداوم نهادهای موازی قدرت و ناتوانی دولت در عبور از این موانع؛ خطاهای راهبردی جریان اصلاحات از جمله تأخیر در سازماندهی حزبی، اختلافات داخلی میان طیفهای مختلف، و فاصله گرفتن از طبقات محروم؛ تمرکز بیش از حد گفتمانی بر مسائل سیاسی و فرهنگی و کمتوجهی نسبی به مطالبات معیشتی طبقات حاشیهنشین و کمدرآمد؛ ناامیدی بخشی از بدنه اجتماعی پس از حوادثی چون فاجعه کوی دانشگاه، ترور حجاریان و توقیف فلهای مطبوعات؛ و سرانجام شکلگیری اپوزیسیون جدی درونحکومتی در قالب جریان اصولگرای نوظهور با محوریت مهدی هاشمی، علی لاریجانی، محمدباقر قالیباف و سپس محمود احمدینژاد.حواشی و اختلافات تفسیریتحلیل کارنامه دولت اصلاحات، تا امروز موضوع مناقشههای جدی میان جناحهای مختلف سیاسی و تحلیلگران است.نقد بدنه رادیکال؛ ایده «خروج از حاکمیت»بخش رادیکالتر جریان اصلاحات بر این باور بود که ساختار حقوقی و حقیقی قدرت در ایران بهگونهای تنظیم شده که عملاً دولت تنها نقش «تدارکاتچی» را ایفا میکند و اختیارات کافی برای پیشبرد دستور کار اصلاحطلبانه ندارد. این طیف، با چهرههایی چون اکبر گنجی، عمادالدین باقی، حشمتالله طبرزدی و برخی فعالان دانشجویی، شعارهایی چون «خروج از حاکمیت»، «رفراندوم برای تغییر قانون اساسی» و «فشار از پایین، چانهزنی در بالا» را مطرح میکردند.در مقابل، طیف اعتدالی و واقعگرای اصلاحات ـ که شخص خاتمی نیز در آن دستهبندی میشد ـ معتقد بود که باید از فضای موجود برای پیشبرد گامبهگام و چانهزنی در درون ساختار استفاده کرد و رادیکالیسم سیاسی، نتیجهای جز تحریک نیروهای محافظهکار و بسته شدن فضا نخواهد داشت. این اختلاف راهبردی، که بهویژه پس از وقایع کوی دانشگاه و ترور حجاریان تشدید شد، یکی از علل تضعیف انسجام جریان اصلاحات در سالهای پایانی بود.نقد جریان اصولگرااز سوی منتقدان جریان اصولگرا، دولت اصلاحات با اتهاماتی چون «تقویت نفوذ غرب»، «بیتوجهی به مطالبات معیشتی»، «گسترش فساد فرهنگی» و «نخبهگرایی» روبهرو میشد. این منتقدان، شعارهای فرهنگی و سیاسی دولت اصلاحات را در فاصله از واقعیتهای جامعه میدیدند و باور داشتند که این دولت، بیشتر نماینده روشنفکران و طبقه متوسط شهری است تا تودههای گستردهتر مردم. این روایت، در شعارهای انتخاباتی محمود احمدینژاد در سال ۱۳۸۴ بازتاب گستردهای یافت.دفاع از کارنامه و میراثاز سوی حامیان اصلاحات، استدلال میشود که با وجود همه محدودیتها، این دولت توانست در یک دوره هشتساله، گفتمان حقوق شهروندی، جامعه مدنی و توسعه سیاسی را در ایران نهادینه کند و میراثی پدید آورد که در دهههای بعد همچنان مرجع جنبشهای اصلاحطلبانه باقی مانده است. تأسیس شوراهای شهر و روستا، شکوفایی مطبوعات (حتی اگر بسیاری از آنها بعداً تعطیل شدند)، گسترش نهادهای مدنی، بازسازی روابط بینالمللی، و تربیت یک نسل از روزنامهنگاران، حقوقدانان و فعالان مدنی، از دستاوردهایی است که حامیان اصلاحات بر آن تأکید میکنند.ارتباط با چهرهها و جریانهادولت اصلاحات از شبکهای از چهرههای متنوع تشکیل شده بود. در محور این دولت، سید محمد خاتمی بهعنوان رئیسجمهور قرار داشت. در سطح وزرا، چهرههایی چون عبدالله نوری، مصطفی تاجزاده و موسوی لاری در وزارت کشور؛ عطاءالله مهاجرانی و احمد مسجدجامعی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ کمال خرازی در وزارت امور خارجه؛ علی یونسی در وزارت اطلاعات؛ مصطفی معین در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری؛ مسعود پزشکیان در وزارت بهداشت؛ و دیگران ایفای نقش میکردند.در سطح مشاوران و چهرههای راهبردی، سعید حجاریان، محمدرضا تاجزاده، محسن میردامادی، عبدالله رمضانزاده (سخنگوی دولت)، علی ربیعی و محمدعلی ابطحی (رئیس دفتر رئیسجمهور و سپس معاون پارلمانی) نقشهای کلیدی داشتند. در سطح نمایندگان مجلس ششم، محسن میردامادی، محسن آرمین، فاطمه حقیقتجو، علی شکوریراد، الهه کولایی، علی تاجرنیا، جمیله کدیور، رجبعلی مزروعی و بسیاری دیگر، چهرههای شاخص بودند. مهدی کروبی بهعنوان رئیس مجلس ششم، نقش مهمی در پیشبرد دستور کار قانونگذاری اصلاحات داشت.در سطح روحانیت اصلاحطلب، چهرههایی چون آیتالله سید محمد موسوی خوئینیها، آیتالله سید محمد موسوی بجنوردی، حجتالاسلام محمد مجتهد شبستری و حجتالاسلام محسن کدیور، در ارائه قرائت نوین از تشیع و حکومت دینی، نقش فکری مهمی ایفا کردند. در سطح اندیشمندان و نظریهپردازان غیرروحانی، عبدالکریم سروش، مصطفی ملکیان، حسین بشیریه، محمدجواد لاریجانی (که در دورههایی منتقد و در دورههایی همراه بود) و سعید حجاریان، چهرههای شاخص بودند.در سطح جنبش دانشجویی، دفتر تحکیم وحدت با چهرههایی چون علی افشاری، عبدالله مومنی، اکبر عطری و دیگران، یکی از ستونهای اصلی حمایتی اصلاحات بود. در سطح زنان، فعالانی چون شیرین عبادی (که در سال ۱۳۸۲ بهعنوان نخستین زن خاورمیانه برنده جایزه صلح نوبل شد)، مهرانگیز کار، شهلا شرکت (سردبیر مجله زنان)، نوشین احمدی خراسانی و دیگران، گفتمان حقوق زنان را در این دوره گسترش دادند.جمعبندیدولت اصلاحات، با وجود همه محدودیتها، ناکامیها و دستاوردهای نیمهتمام، یکی از مهمترین تجربههای سیاسی ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ به شمار میرود. این دوره، نشان داد که در درون ساختار جمهوری اسلامی، ظرفیتی برای گفتوگو درباره مفاهیمی چون جامعه مدنی، حقوق شهروندی، توسعه سیاسی و کثرتگرایی وجود دارد، هرچند این ظرفیت با محدودیتهای ساختاری جدی روبهرو است. در عین حال، این دوره نشان داد که اصلاح از درون، حتی با پشتوانه گسترده مردمی و مشارکت ۸۰ درصدی، با موانع جدی از سوی نهادهای موازی روبهرو میشود؛ موانعی که تنها با ابزارهای قانونی موجود قابل عبور نیستند.میراث دولت اصلاحات در حوزههای مختلف باقی مانده است. در حوزه فرهنگی، گسترش روزنامهنگاری مستقل و نشر آزاد در آن دوره، یک نسل از روزنامهنگاران و نویسندگان حرفهای را تربیت کرد که در دهههای بعد، نقش مهمی در گفتمان عمومی ایفا کردند. در حوزه نهادی، شوراهای شهر و روستا، علیرغم همه محدودیتهایشان، به یک نهاد پایدار در ساختار سیاسی ایران بدل شدند. در حوزه گفتمانی، مفاهیمی چون «حقوق شهروندی»، «جامعه مدنی» و «توسعه سیاسی»، که پیش از این در ادبیات رسمی جایی نداشتند، به بخشی از فرهنگ سیاسی روزمره ایران بدل شدند.با این حال، تاریخ سیاسی پس از سال ۱۳۸۴ نشان داد که این میراث بسیار شکننده است. در دورههای بعد، با اوجگیری جنبش سبز در سال ۱۳۸۸، تجربه دولت یازدهم و دوازدهم حسن روحانی، و سپس رویدادهای دهه ۱۳۹۰، پرسشهای بنیادینی که در دوره اصلاحات مطرح شده بود ـ از نسبت اسلام و دموکراسی، از نسبت توسعه سیاسی و توسعه اقتصادی، از نسبت دولت منتخب و نهادهای منصوب، و از امکان اصلاح از درون ـ همچنان بهعنوان پرسشهای بازی باقی ماندهاند که بحث درباره آنها در گفتمان سیاسی ایران ادامه دارد.تحلیلگران مستقل، بر این باورند که دوره اصلاحات، یک «فرصت تاریخی» بود که میتوانست به اصلاح تدریجی ساختار سیاسی ایران منجر شود، اما به دلایل ترکیبی ـ از کارشکنی نهادهای موازی تا خطاهای راهبردی خود جریان اصلاحات و تحولات بینالمللی ـ این فرصت بهطور کامل به نتیجه نرسید. درسهای این دوره ـ از اهمیت سازماندهی حزبی، از نسبت نخبگان و تودهها، از خطر فاصله گرفتن از مطالبات معیشتی، و از پیچیدگی اصلاحات در نظامهای دارای ساختار قدرت چندلایه ـ همچنان موضوع مطالعات جدی در جامعهشناسی سیاسی و علم سیاست در ایران است. به همین دلیل، فهم دقیق دولت اصلاحات، نهفقط برای شناخت یک دوره تاریخی، بلکه برای درک بسیاری از پرسشهای پایدار جامعه ایران در دهههای بعد، اهمیتی همیشگی دارد.سوالات متداولدولت اصلاحات چه زمانی آغاز و چه زمانی پایان یافت؟ دولت اصلاحات با پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات ریاستجمهوری در ۲ خرداد ۱۳۷۶ آغاز شد و با پایان دوره دوم ریاستجمهوری او در مرداد ۱۳۸۴ و آغاز ریاستجمهوری محمود احمدینژاد به پایان رسید. این دوره، در مجموع هشت سال طول کشید.چرا انتخابات ۲ خرداد ۱۳۷۶ یک شگفتی تاریخی بود؟ علیاکبر ناطق نوری، رئیس وقت مجلس و کاندیدای جریان راست سنتی، مورد حمایت اکثر روحانیون شاخص و نهادهای رسمی بود و پیروزی او پیشبینی میشد. اما سید محمد خاتمی با کسب نزدیک به ۲۰ میلیون رأی (حدود ۶۹ درصد آرا) و در شرایط مشارکت حدود ۸۰ درصدی، با اختلاف بسیار زیادی پیروز شد. مشارکت بیسابقه زنان و جوانان و رای منفی شهرهای بزرگ به جریان راست سنتی، این انتخابات را به یک شگفتی تاریخی بدل کرد.«لوایح دوقلو» در دولت اصلاحات چه بود؟ لوایح دوقلو، شامل دو لایحه راهبردی پیشنهادی سید محمد خاتمی به مجلس ششم بود: نخست «لایحه اصلاح قانون انتخابات» با هدف محدود کردن دامنه نظارت استصوابی شورای نگهبان، و دوم «لایحه تبیین حدود اختیارات و مسئولیتهای رئیسجمهور» با هدف فراهم آوردن ابزارهای قانونی برای ایفای مسئولیت اجرای قانون اساسی توسط رئیسجمهور. هر دو لایحه پس از تصویب در مجلس، با رد شورای نگهبان روبهرو شدند و در نهایت توسط خاتمی پس گرفته شدند.تعبیر «هر ۹ روز یک بحران» اشاره به چه رویدادهایی دارد؟ این تعبیر که خود سید محمد خاتمی برای توصیف دوره ریاستجمهوریاش به کار برد، اشاره به کارشکنیهای مداوم نهادهای موازی برای متوقف کردن یا کند کردن روند اصلاحات داشت. از جمله این بحرانها میتوان به قتلهای زنجیرهای، فاجعه کوی دانشگاه تهران، ترور سعید حجاریان، توقیف فلهای مطبوعات، ماجرای کنفرانس برلین، بحران فرودگاه امام خمینی، محاکمه چهرههای شاخصی چون عبدالله نوری و غلامحسین کرباسچی، و رد صلاحیت گسترده انتخابات مجلس هفتم اشاره کرد.آیا دولت اصلاحات در حوزه اقتصاد موفق بود؟ بر اساس آمارهای رسمی، رشد اقتصادی متوسط در این دوره حدود ۵ تا ۵.۵ درصد، تورم نسبتاً کنترلشده و بدهیهای خارجی بهطور قابل توجهی کاهش یافت. اقدامات ساختاری چون تکنرخی کردن ارز، تأسیس بانکهای خصوصی، صندوق ذخیره ارزی و تسهیل سرمایهگذاری خارجی، از دستاوردهای اقتصادی این دوره به شمار میروند. با این حال، بیکاری بهویژه در میان جوانان، یکی از چالشهای پایدار این دوره بود که بهطور کامل حل نشد.نظریه «گفتوگوی تمدنها» چه بود و چه تأثیری داشت؟ نظریه گفتوگوی تمدنها، در سال ۱۳۷۷ توسط سید محمد خاتمی در مجمع عمومی سازمان ملل بهعنوان جایگزینی برای نظریه «برخورد تمدنها» ساموئل هانتینگتون مطرح شد. این نظریه با استقبال جامعه بینالمللی روبهرو شد و سازمان ملل سال ۲۰۰۱ میلادی را «سال گفتوگوی تمدنها» نامگذاری کرد. این طرح نقش مهمی در بازسازی چهره ایران در عرصه جهانی و خروج از انزوای دیپلماتیک ایفا کرد.چرا با وجود موفقیتهای اقتصادی و فرهنگی، اصلاحطلبان در سال ۱۳۸۴ شکست خوردند؟ عوامل متعددی در شکست اصلاحطلبان نقش داشت: تمرکز بیش از حد گفتمانی بر مسائل سیاسی و فرهنگی و کمتوجهی نسبی به مطالبات معیشتی طبقات حاشیهنشین؛ ناامیدی بدنه اجتماعی از ناتوانی دولت در عبور از موانع ساختاری بهویژه پس از رد صلاحیتهای مجلس هفتم؛ اختلافات داخلی میان طیفهای مختلف اصلاحات؛ شعارهای پوپولیستی و عدالتمحور محمود احمدینژاد که با احساسات طبقات کمدرآمد همسویی پیدا کرد؛ و سرانجام تقویت ساختاری جریان اصولگرای نوظهور با حمایت نهادهای موازی قدرت.«جنبش دوم خرداد» با «دولت اصلاحات» چه تفاوتی دارد؟ «جنبش دوم خرداد» اصطلاحی است که به موج اجتماعی-سیاسیای اشاره میکند که از انتخابات ۲ خرداد ۱۳۷۶ آغاز شد و شامل طیف گستردهای از نیروهای اجتماعی، روشنفکران، احزاب و حامیان اصلاحات بود. «دولت اصلاحات» اصطلاح خاصتری است که به دولت سید محمد خاتمی در فاصله سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ اشاره میکند. به عبارت دیگر، دولت اصلاحات بخشی از جنبش گستردهتر دوم خرداد بود، اما این جنبش، فراتر از دولت و شامل نهادهای مدنی، احزاب، رسانهها و فعالان مستقل نیز میشد. کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید. پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد. ثبت نام در ادامه بخوانید اگر این روایت بنحو دقیق و صحیح گفته شده باشد، خیلی چیز خاصی نشده!!! خواندن 2 دقیقه محمدرضا شاه پهلوی و «عید غدیر» خواندن 2 دقیقه حسین فدایی بازرس ویژه رهبر دوم جمهوری اسلامی او اکنون یکی از مورد اعتماد ترین شخصیت ها و از اعضای ارشد دفتر رهبر سوم است خواندن 1 دقیقه جناب گوینده پیشکسوت محترم اخبار در معاونت سیاسی سازمان صدا و سیما و مدیر پُر کار روابط عمومی شرکت ملی صنایع پتروشیمی و اکنون… خواندن 1 دقیقه مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا میگوید که مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، زنده و بهشکل فزایندهای فعال است خواندن 1 دقیقه باید خواند خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اسفند ۱۳۷۸ - ملاقات عبدالله جاسبی و نگرانی از نتایج انتخابات فیلم/ سردار مرتضی طلایی کجاست؟ خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ شهريور ۱۳۷۸ - مذاکرات دو نفره سیاسی با واعظ طبسی تا هنگام بدرقه به سوی تهران هم ادامه داشته که در نهایت هاشمی ظاهرا از اینجا تصمیم به شرکت جدی در انتخابات مجلس ششم گرفت سوابق ادوار اخیر مجلس شورای اسلامی نشان داد که مجلس در راس امور نیست و در اختیارات فرمانده کل قوا و نیروهای مسلح در هیچ سطحی نمیتواند دخالت و یا مصوبه طی کند، چه برسد که نظارت کند آینده ایران با نامزدهای اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری چه میشود؟ / گفتگو با دکتر تقی آزاد ارمکی میشه با شما احساس خستگی کرد؟ یک دامپزشک بسیجی بجای جراح گوش و حلق و بینی سرپرست شبکه بهداشت ایذه شد! خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ شهريور ۱۳۷۸ - دیدار مدیران ارشد دستگاه قضایی با هاشمی رفسنجانی و گله آنان از بی توجهی هاشمی شاهرودی رییس جدید قوه قضاییه ادامه دارد خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ شهريور ۱۳۷۸ - در ادامه تلاش های مرحوم واعظ طبسی که در دیدارهای مکرر برای تشویق هاشمی به شرکت در انتخابات اقدام میکرد این بار هم او با هاشمی ملاقات کرد خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ شهريور ۱۳۷۸ - ادامه بازدید ها از متعلقات و ابنیه و آثار آستان قدس