خانه / سیاست جنبش سبز ۱۳۸۸: کالبدشکافی دهمین انتخابات ریاستجمهوری و پیامدهای آن خواندن 25 دقیقه - پنجشنبه 1405/03/07 - 15:30 کد خبر 25157 اشتراکگذاری انتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری ایران در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، یکی از بزرگترین نقاط عطف تاریخ سیاسی پس از انقلاب ۱۳۵۷ به شمار میرود. اعلام نتایج این انتخابات که با پیروزی قاطع و مجدد محمود احمدینژاد همراه بود، از سوی دو نامزد اصلی رقیب ـ میرحسین موسوی و مهدی کروبی ـ بهطور جدی به چالش کشیده شد و در فاصله کمتر از ۲۴ ساعت، اعتراضات گستردهای را در تهران و شهرهای بزرگ ایران به دنبال داشت. این اعتراضات بهسرعت از یک مناقشه انتخاباتی به یک جنبش اجتماعی-سیاسی فراگیر بدل شد که با عنوان «جنبش سبز» در تاریخ معاصر ایران ثبت گردید. جنبش سبز ۱۳۸۸: کالبدشکافی دهمین انتخابات ریاستجمهوری و پیامدهای آنانتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری ایران در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، یکی از بزرگترین نقاط عطف تاریخ سیاسی پس از انقلاب ۱۳۵۷ به شمار میرود. اعلام نتایج این انتخابات که با پیروزی قاطع و مجدد محمود احمدینژاد همراه بود، از سوی دو نامزد اصلی رقیب ـ میرحسین موسوی و مهدی کروبی ـ بهطور جدی به چالش کشیده شد و در فاصله کمتر از ۲۴ ساعت، اعتراضات گستردهای را در تهران و شهرهای بزرگ ایران به دنبال داشت. این اعتراضات بهسرعت از یک مناقشه انتخاباتی به یک جنبش اجتماعی-سیاسی فراگیر بدل شد که با عنوان «جنبش سبز» در تاریخ معاصر ایران ثبت گردید.جنبش سبز، با شعار محوری «رأی من کجاست؟»، طیف گستردهای از طبقه متوسط شهری، دانشجویان، زنان، روشنفکران و بخشی از طبقات سنتی را به خیابانها آورد و نظام سیاسی ایران را با بزرگترین و طولانیترین بحران مشروعیت پس از تثبیت جمهوری اسلامی در اوایل دهه ۱۳۶۰ روبهرو کرد. این جنبش که در آغاز خاستگاهی انتخاباتی و درونساختاری داشت، در طول ماههای پایانی سال ۱۳۸۸ و سراسر سال ۱۳۸۹، با رادیکالیزه شدن شعارها و گسترش دامنه مطالبات، به یکی از فراگیرترین حرکات اعتراضی پس از انقلاب بدل گشت. نام جنبش از رنگ سبز کمپین انتخاباتی میرحسین موسوی گرفته شده بود؛ رنگی که به سرعت به نمادی فراتر از یک کمپین انتخاباتی و به نشانهای از یک هویت اعتراضی جمعی تبدیل گردید.اهمیت تاریخی جنبش سبز در چند بُعد قابل تحلیل است. نخست، این جنبش نخستین موج اعتراضی گسترده در ایران در عصر شبکههای اجتماعی بود و نقش رسانههای نوین ـ از یوتیوب و فیسبوک تا توییتر و وبلاگها ـ در سازماندهی و انعکاس آن، بازتاب جهانی گستردهای یافت. دوم، این جنبش، گسست عمیقی را میان بخش بزرگی از طبقه متوسط شهری و ساختار قدرت آشکار کرد؛ گسستی که در سالهای بعد، در قالبهای متفاوت دوباره خود را نشان داد. سوم، حصر خانگی رهبران جنبش ـ میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی ـ که از بهمن ۱۳۸۹ بدون محاکمه قضایی آغاز شد و سالها ادامه یافت، یکی از طولانیترین موارد حصر سیاسی غیرقضایی در تاریخ معاصر ایران به شمار میرود. تصویر راهپیمایی ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ از میدان انقلاب تا میدان آزادی، بزرگترین تجمع خیابانی در تهران پس از انقلاب ۱۳۵۷.زمینهها و بسترهای شکلگیری بحرانریشههای وقایع سال ۱۳۸۸ را باید در قطببندی حاد سیاسی و اجتماعی دوره چهارساله دولت نهم (۱۳۸۴-۱۳۸۸) به ریاستجمهوری محمود احمدینژاد جستوجو کرد. ترکیبی از سیاستهای جنجالی این دولت، تنش با جریانهای میانهرو و اصلاحطلب، بحرانهای اقتصادی و بینالمللی، و سرانجام فضای پرالتهاب مناظرههای انتخاباتی، زمینههای لازم برای انفجار اجتماعی بعدی را فراهم کرد.میراث چهار سال دولت نهمدولت نهم در مرداد ۱۳۸۴ با شعارهای پوپولیستی و عدالتمحور بر سر کار آمد. در طول این چهار سال، رویکردهای جنجالی این دولت ـ از سفرهای استانی و توزیع نقدی درآمدهای نفتی، تا اظهارات بحثبرانگیز رئیسجمهور درباره هولوکاست و اسرائیل، شتاب گرفتن برنامه هستهای و در پی آن صدور قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران ـ فضای سیاسی و بینالمللی کشور را بهطور بنیادینی متحول کرده بود. در سطح داخلی، تنشهای دولت احمدینژاد با مجلس، بانک مرکزی، سازمان مدیریت و برنامهریزی (که در سال ۱۳۸۶ به دستور رئیسجمهور منحل شد) و حتی برخی چهرههای اصولگرا، نشانههای آشکاری از قطببندی فزاینده در ساختار سیاسی بود.نارضایتی از سیاستهای اقتصادی این دولت ـ که با وجود درآمدهای بیسابقه نفتی (نزدیک به ۳۰۰ میلیارد دلار در طول چهار سال) با تورم بالا و رکود نسبی همراه بود ـ یکی از زمینههای اجتماعی نارضایتی بود. در عین حال، فضای فرهنگی و اجتماعی نیز با محدودیتهای جدیدی مواجه شده بود: گشت ارشاد در سال ۱۳۸۶ آغاز به کار کرد، فشار بر نهادهای مدنی و حقوق بشری افزایش یافت، و رسانههای مستقل با موانع بیشتری روبهرو شدند.بازگشت میرحسین موسوی پس از ۲۰ سال سکوتمیرحسین موسوی، نخستوزیر دوران جنگ ایران و عراق (۱۳۶۰-۱۳۶۸)، پس از حذف منصب نخستوزیری در بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸، از سیاست رسمی فاصله گرفت و حدود دو دهه به فعالیتهای هنری و آکادمیک پرداخت. او در طول این دوره, با وجود حفظ مواضع سیاسی، از حضور فعال در صحنه عمومی پرهیز کرده بود.اعلام نامزدی او در زمستان ۱۳۸۷، با حمایت گسترده جبهه اصلاحات همراه شد. مجمع روحانیون مبارز، جبهه مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب اعتماد ملی (به رهبری مهدی کروبی)، حزب کارگزاران سازندگی و طیف گستردهای از تشکلهای اصلاحطلب، در حمایت از موسوی به وحدت رسیدند. در مقابل، جریان اصولگرا حول محور احمدینژاد، و در بخشی دیگر حول محسن رضایی، فرمانده اسبق سپاه پاسداران، آرایش گرفت.سید محمد خاتمی، رئیسجمهور اسبق، نیز در ابتدا اعلام نامزدی کرده بود اما در اسفند ۱۳۸۷ به نفع موسوی از نامزدی انصراف داد ـ تصمیمی که در آن مقطع به وحدت جبهه اصلاحات کمک کرد.کمپین انتخاباتی و موج سبزکمپین انتخاباتی موسوی، با شعار «دولت امید» و «تدبیر و خرد در برابر تخریب و توهم»، توانست بدنه گستردهای از جوانان، زنان و طبقه متوسط شهری را جذب کند. انتخاب رنگ سبز بهعنوان نماد کمپین، که در ابتدا به دلیل ریشه سادات بودن موسوی (نسلاندرنسل از سادات) انتخاب شده بود، در روزهای پیش از انتخابات به یک پدیده فرهنگی-اجتماعی بدل شد.در هفتههای منتهی به انتخابات، صحنههای بیسابقهای از شور سیاسی در شهرهای بزرگ ایران مشاهده شد. زنجیرههای انسانی سبز در طول خیابان ولیعصر تهران، که در ۱۸ خرداد ۱۳۸۸ دهها هزار نفر را در فاصله میدان راهآهن تا میدان تجریش به یکدیگر متصل کرد، یکی از تصاویر ماندگار این دوره است. فضای کمپین، با حضور پررنگ زنان و جوانان، یادآور فضای انتخابات ۲ خرداد ۱۳۷۶ بود؛ هرچند با شدت و گستره بیشتری همراه شده بود.نقش زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی، در این کمپین یکی از وجوه متمایز این انتخابات بود. رهنورد، استاد دانشگاه و چهرهای مستقل، در کنار همسرش در سخنرانیها و دیدارهای انتخاباتی حاضر میشد ـ پدیدهای که در تاریخ انتخابات ریاستجمهوری ایران سابقهای جدی نداشت و در نگاه بسیاری، نمادی از مطالبات حقوق زنان در این کمپین بود.مناظرههای تلویزیونینقطه عطف فضای انتخاباتی، مناظرههای زنده تلویزیونی نامزدها در خرداد ۱۳۸۸ بود. این مناظرهها، که برای نخستین بار با چنین فرمت رودررو و گستردهای در تلویزیون ایران برگزار میشد، فضای جامعه را بهطور بنیادی دگرگون کرد. در مناظره موسوی و احمدینژاد در ۱۳ خرداد، اتهامات سنگین متقابل ـ از جمله ادعاهای احمدینژاد علیه چهرههایی چون اکبر هاشمی رفسنجانی، علیاکبر ناطق نوری و خانواده آنها در خصوص فساد مالی ـ بازتاب گستردهای یافت.این اتهامات، که در ابتدا برای موسوی غافلگیرکننده بود و او در پاسخ به آنها از قانونشکنی و عبور از خطوط قرمز سخن گفت، فضایی از قطببندی شدید را پدید آورد. هاشمی رفسنجانی در پاسخ، در ۱۹ خرداد، نامه سرگشادهای به رهبر جمهوری اسلامی نوشت و خواستار پاسخگویی به اتهامات احمدینژاد شد ـ نامهای که در آن مقطع و در روزهای پیش از انتخابات، بازتاب گستردهای داشت.این فضای پرالتهاب، در عین حال که میلیونها رایدهنده جدید را به پای صندوقها آورد، فضای رادیکالیزه و دوقطبی را نیز شکل داد. مشاهدهگران مستقل، در آن مقطع، نسبت به پیامدهای این قطببندی هشدار داده بودند.شرح وقایع؛ از روز انتخابات تا اعتراضات خیابانیروزشمار وقایع پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، یکی از مهمترین زمانشماریهای تاریخ معاصر ایران است. آنچه در ادامه میآید، روایتی بر اساس گزارشهای رسمی، شهادتهای ناظران و پژوهشهای مستقل است.۲۲ خرداد و اعلام سریع نتایجروز جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، رایگیری در سراسر کشور برگزار شد. مشارکت در این انتخابات، بر اساس آمار رسمی، حدود ۸۵ درصد ـ یعنی نزدیک به ۴۰ میلیون رای ـ اعلام شد که از پرمشارکتترین انتخاباتهای تاریخ جمهوری اسلامی بود. در شب انتخابات، در حالی که هنوز شمارش آرا ادامه داشت، خبرگزاریهای رسمی به سرعت آمار اولیه را اعلام کردند: محمود احمدینژاد با بیش از ۲۴ میلیون رای (حدود ۶۳ درصد)، میرحسین موسوی با حدود ۱۳ میلیون رای (۳۴ درصد)، محسن رضایی و مهدی کروبی نیز با درصدهای ناچیزی.سرعت اعلام نتایج و ابعاد اختلاف ـ بهویژه در شهرهایی که در روزهای پیش از انتخابات بزرگترین تجمعات هوادار موسوی در آنها برگزار شده بود ـ موجی از ابهام و سؤال را برانگیخت. همزمان با اعلام نتایج، مجموعهای از اقدامات از سوی دستگاههای امنیتی صورت گرفت که در آن شب مشهود بود:ستادهای انتخاباتی میرحسین موسوی و مهدی کروبی توسط نیروهای امنیتی محاصره و قرنطینه شد و امکان فعالیت آنها متوقف گردید.سیستم پیامک کوتاه (SMS) در سراسر کشور قطع شد.سرعت اینترنت بهشدت کاهش یافت و دسترسی به شبکههای اجتماعی محدود گردید.روزنامههای اصلاحطلب با محدودیتهای شدیدی روبهرو شدند.این اقدامات، که ساعاتی پیش از اعلام رسمی نتایج آغاز شده بود، در نگاه منتقدان بهعنوان نشانههایی از یک «طراحی قبلی» تفسیر شد.میرحسین موسوی در نخستین واکنش، با صدور بیانیهای، نتایج اعلامشده را «شعبدهبازی» و «مهندسیشده» خواند و خواستار ابطال انتخابات شد. مهدی کروبی نیز با لحنی تندتر، نتایج را «اعلامشده، نه اخذشده» توصیف کرد.روزهای آغازین بحرانروز شنبه ۲۳ خرداد، اعتراضات خودجوش در نقاطی از تهران ـ بهویژه میدان ولیعصر، خیابان فاطمی و اطراف وزارت کشور ـ آغاز شد. درگیریهای پراکنده میان معترضان و نیروهای انتظامی در ساعات شب گزارش شد. در همین روز، شورای نگهبان اعلام کرد که شکایات کاندیداهای رقیب را بررسی خواهد کرد، اما مواضع نهایی این شورا در روزهای بعد، خواست بازشماری گسترده یا ابطال انتخابات را رد کرد و تنها بازشماری بخشی از صندوقها را پذیرفت.روز یکشنبه ۲۴ خرداد، اعتراضات گستردهتر شد و دانشگاههای تهران، شیراز، اصفهان و دیگر شهرها صحنه تجمعات اعتراضی بودند. در همان روز، حمله شبانه نیروهای لباسشخصی به خوابگاه دانشگاه تهران ـ یادآور تلخی از حادثه ۱۸ تیر ۱۳۷۸ ـ گزارش شد. در این حمله، چندین دانشجو کشته شدند و دهها نفر مصدوم و بازداشت گردیدند. آمار رسمی این حادثه هرگز بهطور کامل منتشر نشد.راهپیمایی سکوت ۲۵ خردادروز دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، یکی از تاریخیترین روزهای جنبش سبز رقم خورد. میرحسین موسوی به فراخوانی غیررسمی، از حامیان خود خواست در یک تجمع آرام در مسیر میدان انقلاب تا میدان آزادی شرکت کنند. وزارت کشور این تجمع را غیرقانونی اعلام کرد، اما برآوردهای متعدد، حضور بین یک تا سه میلیون نفر در این راهپیمایی را تأیید میکنند ـ بزرگترین تجمع خیابانی در تهران از زمان انقلاب ۱۳۵۷.ویژگی متمایز این راهپیمایی، سکوت معترضان بود. شرکتکنندگان با بالا بردن انگشتان به نشانه پیروزی، حمل دستنوشتههای «رأی من کجاست؟» و در سکوتی محض، در طول مسیر گام برداشتند. این سکوت، که در نگاه ناظران بینالمللی، نمایشی از انضباط مدنی و رهبری جمعی بود، یکی از تصاویر ماندگار جنبش سبز شد. حضور میرحسین موسوی در میانه راهپیمایی، تأیید عمومی این حرکت بود.با این حال، در پایان روز، در نزدیکی میدان آزادی، شلیک نیروهای بسیج از یک پایگاه نظامی به سمت معترضان، چندین کشته بر جای گذاشت. این رویداد، که نخستین تلفات گسترده اعتراضات بود، فضای را بهطور بنیادی به سمت رادیکالیزه شدن سوق داد.خطبههای نماز جمعه ۲۹ خردادروز جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، آیتالله سید علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در خطبههای نماز جمعه تهران، در یکی از مهمترین سخنرانیهای دوران رهبری خود، نتایج انتخابات را قطعی و قانونی دانست. در این خطبه، که با حضور گستردهای از مقامات و حامیان نظام برگزار شد، رهبر جمهوری اسلامی به رهبران اعتراضات هشدار داد که در صورت ادامه تجمعات خیابانی، مسئولیت هرگونه خونریزی و هرجومرج بر عهده آنان خواهد بود.این خطبه، که در آن نتایج انتخابات «نه با اختلاف ۱۰۰، ۲۰۰ یا ۱۰۰ هزار رأی، بلکه با اختلاف ۱۱ میلیون» ارزیابی شد و امکان تقلب در چنین مقیاسی رد گردید، در حافظه جمعی جنبش سبز بهعنوان نقطه نهاییشدن موضع رسمی نظام ثبت شد. پس از این سخنرانی، فضای اعتراضات وارد فاز خشنتری شد و برخوردهای امنیتی شدت گرفت.کشته شدن ندا آقاسلطان و گسترش جهانی جنبشروز شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، تهران شاهد یکی از خشنترین روزهای پس از انتخابات بود. در همین روز، فیلم کوتاهی از جان باختن دختر جوانی به نام «ندا آقاسلطان» در اثر اصابت گلوله در خیابان کارگر شمالی، توسط شاهدان عینی با تلفن همراه ضبط و در اینترنت منتشر شد. این تصاویر، که ندا را در آخرین لحظات زندگیاش در حالی که چشمانش به دوربین خیره شده بود نشان میداد، با سرعت بیسابقهای در شبکههای اجتماعی و رسانههای جهانی پخش گردید.ندا آقاسلطان، دانشجوی فلسفه دانشگاه آزاد و دختری ۲۶ ساله، که در آن روز همراه استاد موسیقیاش در نزدیکی محل یک تجمع اعتراضی حضور یافته بود، به یکی از نمادهای جهانی جنبش سبز و در سطحی گستردهتر، به نمادی از مقاومت مدنی در برابر سرکوب بدل گشت. مجله تایم در همان سال، او را در فهرست «شخصیتهای سال» قرار داد و تصویر او در سراسر جهان منتشر شد.پرونده قتل ندا تا امروز بهطور قطعی به نتیجه نرسیده است. خانواده او پس از مدتی، تحت فشارهای مختلف، از پیگیری علنی پرونده دست کشیدند. در سالهای بعد، گزارشهایی درباره عامل احتمالی منتشر شد که عضوی از نیروهای بسیج معرفی میشد، اما هیچگاه محاکمه قضایی شفافی در این پرونده برگزار نگردید. تصویر ندا آقاسلطان، جانباخته اعتراضات ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در خیابان کارگر شمالی تهران.فازهای بعدی جنبشبرخلاف پیشبینیهای بسیاری، اعتراضات جنبش سبز با سرکوب اولیه پایان نیافت. جنبش در ماههای بعد، با استفاده هوشمندانه از مناسبتهای رسمی و مذهبی، خود را در فضای عمومی نگه داشت. این الگو، که در آن جنبش از تقویم رسمی نظام برای حضور خیابانی استفاده میکرد، یکی از ویژگیهای منحصربهفرد آن بود.روز قدس و ۱۳ آباندر ۲۷ شهریور ۱۳۸۸، روز جهانی قدس، که هرساله توسط نظام جمهوری اسلامی برگزار میشد، گروههای گستردهای از حامیان جنبش سبز در تهران و دیگر شهرها در راهپیمایی شرکت کردند، اما با شعارهای متفاوت و نمادهای سبز. تجمع آنها در مسیرهایی موازی با راهپیمایی رسمی، یکی از موارد جالب تقابل نمادین بود.در ۱۳ آبان ۱۳۸۸، سالگرد اشغال سفارت آمریکا، الگوی مشابهی تکرار شد. حامیان جنبش سبز با شعارهای انتقادی نسبت به سیاستهای دولت، در تجمعات حضور یافتند و درگیریهای پراکندهای در تهران رخ داد. در ۱۶ آذر ۱۳۸۸، روز دانشجو، دانشگاههای سراسر کشور شاهد تجمعات گسترده دانشجویی و درگیری با نیروهای امنیتی بودند.عاشورای ۸۸؛ اوج درگیریهانقطه اوج اعتراضات سال ۱۳۸۸، در روز عاشورای حسینی، مصادف با ۶ دی ۱۳۸۸ رقم خورد. در این روز، استفاده از فضای مذهبی عاشورا توسط معترضان، خاصیتی خاص به اعتراضات بخشید. درگیریهای گستردهای در نقاط مختلف تهران ـ از جمله میدان انقلاب, خیابان آزادی، میدان فردوسی و میدان امام حسین ـ رخ داد. در برخی خیابانها، معترضان برای ساعاتی کنترل را به دست گرفتند و خودروهای نیروی انتظامی به آتش کشیده شد.این روز، چندین کشته بر جای گذاشت، از جمله سید علی موسوی، خواهرزاده میرحسین موسوی، که در درگیریهای همین روز کشته شد. مرگ خواهرزاده موسوی، که در شرایطی مشکوک رخ داد، یکی از تلخترین رویدادهای شخصی این بحران برای رهبران جنبش.عاشورای ۸۸، در عین حال که اوج توان خیابانی جنبش سبز را به نمایش گذاشت، نقطه آغاز عقبنشینی نیز بود. در پی این درگیریها، حکومت در ۹ دی ۱۳۸۸، تظاهرات بزرگی را برای حامیان خود سازماندهی کرد که با عنوان «حماسه ۹ دی» در ادبیات رسمی پس از آن یاد میشود. این تجمع، که حضور گستردهای داشت، نقطهای از قدرتنمایی متقابل نظام و فضایی برای تشدید سرکوب اعتراضات بود.فروکش شدن و سرکوب گستردهاز زمستان ۱۳۸۸ به بعد، با سرکوب گستردهتر، بازداشتهای فراگیر و محاکمات نمایشی فعالان، اعتراضات خیابانی تدریجاً فروکش کرد. «دادگاههای نمایشی» که در آنها تعدادی از فعالان شناختهشده اصلاحطلب ـ از جمله محمدعلی ابطحی، محسن میردامادی، عبدالله رمضانزاده، عطریانفر و دیگران ـ با لباسهای زندان و در شرایطی که نشانههای اعتراف اجباری مشهود بود، حاضر شدند، یکی از ویژگیهای این دوره به شمار میرفت. این دادگاهها، که با اعترافات سنگین به «نقشه براندازی نرم» همراه بود، با موج گستردهای از انتقادات سازمانهای حقوق بشر بینالمللی روبهرو شد.بازداشتگاه کهریزکیکی از سنگینترین ضربات به اعتبار نهادهای سرکوب در جنبش سبز، افشای حوادث بازداشتگاه کهریزک بود. این بازداشتگاه که در حومه جنوبی تهران قرار داشت و در ابتدا برای نگهداری «اراذل و اوباش» تأسیس شده بود، در روزهای پس از انتخابات و بهویژه پس از حوادث ۱۸ تیر ۱۳۸۸، به محل نگهداری گروهی از بازداشتشدگان اعتراضات بدل شد.شرایط بازداشت در این مرکز ـ شامل تراکم بسیار بالای زندانیان، بهداشت بحرانی، نبود غذا و آب کافی، گرمای شدید تابستان، و گزارشهای متعدد شکنجه و آزار جنسی ـ منجر به جان باختن چندین بازداشتی شد. محسن روحالامینی، فرزند عبدالحسین روحالامینی (مشاور محسن رضایی و از چهرههای شناختهشده اصولگرا)، امیر جوادیفر، و محمد کامرانی از جمله بازداشتشدگانی بودند که در ارتباط با کهریزک جان باختند.شهادت محسن روحالامینی، که از طبقه نخبه نظام بود، باعث شد پرونده کهریزک علنی شود و در سطح بالاترین مقامات نظام مورد توجه قرار گیرد. در پی فشار خانوادههای قربانیان، گزارشهای هیئتهای پارلمانی و افکار عمومی، آیتالله خامنهای در ۶ مرداد ۱۳۸۸ دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را صادر کرد و این مرکز رسماً برچیده شد.پرونده قضایی کهریزک، با تأخیر و کاستیهای فراوان پیش رفت. سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران که مسئولیت ارجاع بازداشتشدگان به این بازداشتگاه را داشت، در آن مقطع به سمت دیگری منتقل شد و سالها بعد، در پی محاکمات طولانی، به مجازاتهای نسبتاً سبکی محکوم گردید. این نتیجه قضایی، در میان خانوادههای قربانیان و افکار عمومی، با نارضایتی گستردهای روبهرو شد.۲۵ بهمن ۱۳۸۹ و آغاز حصر خانگیدر زمستان سال ۱۳۸۹، با اوجگیری جنبشهای موسوم به «بهار عربی» در تونس و مصر و سقوط حکومتهای زینالعابدین بنعلی و حسنی مبارک، فضای منطقه دگرگون شد. در ۲۲ بهمن ۱۳۸۹، که با راهپیماییهای میلیونی در میدان التحریر قاهره همراه بود، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در یک اقدام مشترک، از مردم ایران خواستند که در ۲۵ بهمن، در حمایت از جنبشهای آزادیخواه منطقه و در اعتراض به وضعیت داخلی، در یک راهپیمایی شرکت کنند.این فراخوان، که در فضای پر تنش پس از یک سال سرکوب صورت گرفت، با استقبال گسترده روبهرو شد. در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹، اعتراضات گستردهای در تهران و چند شهر بزرگ دیگر برگزار شد. در درگیریهای این روز، چندین معترض از جمله صانع ژاله و محمد مختاری کشته شدند ـ ادعایی که مقامات حکومتی آن را به نیروهای مخالف نظام نسبت دادند.پس از فراخوان ۲۵ بهمن، نظام تصمیم گرفت با رهبران جنبش سبز برخوردی قاطعتر داشته باشد. در اسفند ۱۳۸۹، میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد، و همزمان مهدی کروبی و همسرش فاطمه کروبی، بدون هیچگونه حکم قضایی یا محاکمه رسمی، در منازل خود محصور شدند. این حصر، که در ابتدا قرار بود کوتاهمدت باشد، به یکی از طولانیترین موارد حصر سیاسی غیرقضایی در تاریخ معاصر ایران بدل گشت.فاطمه کروبی پس از مدتی از حصر خارج شد، اما میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی، سالها در حصر باقی ماندند. در طول این سالها، خانوادههای آنها، احزاب اصلاحطلب و چهرههای شاخص جامعه مدنی، بارها خواستار پایان حصر شدند، اما این درخواستها بدون پاسخ ماند. حصر این چهرهها، که تا زمان نگارش این مطلب همچنان به اشکالی ادامه دارد، یکی از موضوعات همیشگی گفتوگوهای سیاسی در سالهای پس از جنبش سبز بوده است.نقشآفرینان اصلیشناخت کامل جنبش سبز بدون توجه به شبکهای از چهرهها و جریانهای متنوعی که در آن نقش ایفا کردند، ناممکن است.رهبران و حامیان کلیدی: میرحسین موسوی و مهدی کروبی (دو نامزد معترض)، زهرا رهنورد (چهره نمادین جنبش)، سید محمد خاتمی (رئیسجمهور اسبق و حامی جدی ائتلاف اصلاحطلبان).روحانیت اصلاحطلب و منتقد: آیتالله سید حسین موسوی تبریزی، آیتالله سید محمد موسوی خوئینیها، آیتالله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، آیتالله سید محمدرضا خاتمی و آیتالله العظمی حسینعلی منتظری (مرجع منتقد شاخص که فتاوی مهمی در محکومیت سرکوب صادر کرد و درگذشت او در ۲۹ آذر ۱۳۸۸ خود به یک مناسبت اعتراضی بزرگ تبدیل شد).فعالان سیاسی و نخبگان فکری: محسن میردامادی (دبیرکل جبهه مشارکت)، مصطفی تاجزاده، سعید حجاریان (که با وضعیت جسمی خاص ناشی از ترور سال ۱۳۷۸ در دادگاه حاضر شد)، محمدعلی ابطحی، عبدالله رمضانزاده، مهندس میرحسین موسوی خوئینیها، مصفطی معین، بهزاد نبوی و دهها چهره دیگر.روزنامهنگاران و چهرههای رسانهای: عیسی سحرخیز، احمد زیدآبادی (برنده جایزه قلم طلایی آزادی مطبوعات بینالمللی در همان دوره)، مسعود لواسانی، علیرضا رجایی، بهمن احمدی امویی، ژیلا بنییعقوب، شیوا نظرآهاری، محمد قوچانی، عبدالرضا تاجیک و بدرالسادات مفیدی.فعالان حقوق بشر و وکلا: شیرین عبادی (که به فعالیتهای بینالمللی روی آورد)، نسرین ستوده (بازداشت در سال ۱۳۸۹ و محکوم به ۶ سال زندان)، محمد سیفزاده و عبدالفتاح سلطانی.جنبش زنان و دانشجویان: پروین اردلان، شادی صدر، نوشین احمدی خراسانی، منصوره شجاعی و دیگر فعالان «کمپین یک میلیون امضا» به همراه تشکلهای دانشجویی نظیر دفتر تحکیم وحدت و شورای انجمنهای اسلامی.مدیریت امنیتی نظام: نقش حسن روحانی بهعنوان دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی در مدیریت ابتدایی ساختاری و سخنرانی تند ۲۳ تیر او در میدان انقلاب که در سالهای بعد و دوران ریاستجمهوریاش (از ۱۳۹۲) همواره مورد بحث منتقدان و بدنه اصلاحات قرار داشت.رسانههای نوین و جنبشیکی از ویژگیهای متمایز جنبش سبز در میان حرکات اعتراضی ایران، نقش بیسابقه رسانههای نوین در آن بود. این جنبش، که گاه از سوی تحلیلگران غربی با عنوان «انقلاب توییتر» (Twitter Revolution) نام برده میشد، در دورهای رخ داد که شبکههای اجتماعی بهتازگی به ابزاری گسترده برای ارتباطات تبدیل شده بودند.یوتیوب: به مهمترین رسانه انتشار تصاویر و فیلمهای اعتراضات (نظیر شهادت ندا آقاسلطان و راهپیمایی ۲۵ خرداد) بدل گشت.فیسبوک: نقش مهمی در سازماندهی و انتشار فراخوانهای اعتراضی ایفا کرد.توییتر: به یکی از مهمترین کانالهای اطلاعرسانی لحظهای از داخل ایران به جهان خارج بدل گردید. در یکی از اقدامات نادر، شرکت توییتر در روزهای بحرانی، در پی درخواست وزارت خارجه آمریکا، عملیات تعمیر و نگهداری برنامهریزیشده خود را به تعویق انداخت تا کاربران ایرانی بتوانند از این پلتفرم استفاده کنند.وبلاگها و رسانههای خارجی: وبلاگهای فارسیزبان در پوشش جنبش فعال بودند. رسانههایی چون بیبیسی فارسی (که تنها چند ماه پیش از انتخابات در دی ۱۳۸۷ راهاندازی شده بود)، صدای آمریکا، رادیو فردا و رادیو زمانه با تولید محتوای بیسابقه، نقش پررنگی در پخش گزارشها داشتند.Pاسخ نظام به این فضا، فیلترینگ گسترده، کاهش شدید سرعت اینترنت، و در دورههایی، قطع کامل برخی خدمات بود. این پدیده، که در سالهای بعد در ایران بارها تکرار شد، در آن مقطع برای نخستین بار در مقیاسی چنین گسترده تجربه گردید.حواشی و تفسیرهای متفاوتپس از گذشت بیش از یک دهه از جنبش سبز، تفسیرهای متفاوت و حتی متضادی درباره ابعاد، علل و پیامدهای آن مطرح شده است. شناخت این تفسیرها، خود بخشی از فهم پیچیدگی این رویداد است.روایت رسمی نظام؛ «فتنه»: از منظر مقامات رسمی جمهوری اسلامی، رویدادهای پس از انتخابات ۱۳۸۸، یک «فتنه» بود ـ اصطلاحی برگرفته از ادبیات شیعی که به معنای آشوب و آزمون است. در این روایت، اعتراضات نه نشانه نارضایتی واقعی مردم، بلکه نتیجه «نقشه براندازی نرم» با محوریت قدرتهای خارجی، بهویژه ایالات متحده و بریتانیا بود. رهبران جنبش، در این چارچوب، یا «فریبخورده» یا «وابسته» معرفی میشدند. این روایت، در سالهای بعد به یکی از ستونهای ادبیات سیاسی جریان اصولگرا بدل شد و در مناسبتهایی چون ۹ دی، با عنوان «سالگرد بصیرت»، تقویت گردید. اصطلاح «ساکتین فتنه» نیز از سوی اصولگرایان تندرو برای انتقاد از چهرههای محافظهکاری به کار میرفت که از موضعگیری تند و کاملاً حذفی علیه موسوی و کروبی پرهیز میکردند. چهرههایی چون آیتالله محمدرضا مهدوی کنی، علی لاریجانی و برخی دیگر، در دورههایی هدف این انتقادات قرار گرفتند.روایت جنبش سبز و اصلاحطلبان: از منظر رهبران و حامیان جنبش سبز، اعتراضات ۱۳۸۸ یک واکنش طبیعی و مدنی به آنچه آنها «تقلب گسترده انتخاباتی» مینامیدند، بود. در این روایت، جنبش سبز یک حرکت کاملاً درونساختاری و مبتنی بر قانون اساسی بود که در پی بازگرداندن «جمهوریت» به نظام و تحقق وعدههای قانون اساسی در حوزه حقوق شهروندی برآمده بود. میرحسین موسوی، در «بیانیه شماره ۱۷» در دی ۱۳۸۸، بهطور صریح اعلام کرد که جنبش سبز در پی «براندازی» نیست، بلکه در پی «اجرای بدون تنازل قانون اساسی» است. این بیانیه، که در زمانی صادر شد که برخی از حامیان جنبش به سمت رادیکالیزه شدن میرفتند، تلاشی برای حفظ مسیر اصلاحطلبانه جنبش بود.تفسیرهای میانه و آکادمیک: تحلیلگران میانه و آکادمیک، تفسیرهای پیچیدهتری از جنبش سبز ارائه کردهاند. در آثار پژوهشگرانی چون آصف بیات، مهرزاد بروجردی، علی میرسپاسی و دیگران، جنبش سبز بهعنوان «جنبش طبقه متوسط» در ایران تحلیل میشود؛ جنبشی که برآمده از یک نسل جدید با مطالبات مدنی، فرهنگی و سیاسی متفاوت از نسل انقلاب ۱۳۵۷ بود. در این تحلیل، علل اقتصادی، فرهنگی و نسلی، در کنار مسئله انتخابات، در شکلگیری جنبش نقش داشتند. برخی پژوهشگران، جنبش سبز را با موج اعتراضات بهار عربی (۲۰۱۱) مقایسه کرده و آن را بهعنوان «پیشدرآمد» این موج جهانی تحلیل کردهاند. در این تفسیر، جنبش سبز، اگرچه به اهداف خود نرسید، اما مدل و الهامی برای جنبشهای بعدی منطقه فراهم کرد ـ هرچند جنبشهای بعدی، چون تونس و مصر، در ابتدا به نتایج رادیکالتری دست یافتند.پیامدها بر سیاست ایرانجنبش سبز، اگرچه به اهداف اعلامی خود ـ ابطال انتخابات یا تغییر بنیادی ساختار قدرت ـ دست نیافت، اما پیامدهای عمیق و درازمدتی بر سپهر سیاسی ایران بر جای گذاشت.۱. تعمیق گسست اجتماعی: این جنبش، گسست عمیقی را میان بخش بزرگی از طبقه متوسط شهری و ساختار قدرت آشکار کرد. این گسست، در سالهای بعد و در مناسبتهای متعدد ـ از انتخابات ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ تا اعتراضات دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و خیزش ۱۴۰۱ ـ به اشکال متفاوتی خود را نشان داد. ۲. تربیت نسل جدید فعالان: جنبش سبز، یک نسل از فعالان مدنی، روزنامهنگاران و چهرههای فکری را پدید آورد که اگرچه بسیاری از آنها در سالهای بعد ناچار به مهاجرت شدند، اما گفتمان آنها در فضای فکری ایران ادامه یافت. ۳. چرخش راهبردی به سمت صندوق رای در سال ۱۳۹۲: چهار سال پس از جنبش سبز، در انتخابات ریاستجمهوری خرداد ۱۳۹۲، بدنه اجتماعی این جنبش با یک استراتژی واقعگرایانه، پشت سر حسن روحانی ایستاد و او را با شعار اعتدال و وعده گشایش بینالمللی به ریاستجمهوری رساند. این پیروزی، در نگاه بسیاری، نوعی بازگشت بدنه اجتماعی جنبش سبز به صحنه انتخابات و تحقق بخشی از مطالبات این جنبش از طریق صندوق رای بود. توافق هستهای برجام در سال ۱۳۹۴، یکی از پیامدهای این چرخش راهبردی بود. ۴. تداوم مسئله حصر: حصر خانگی رهبران جنبش، که از بهمن ۱۳۸۹ آغاز شد و سالها ادامه یافت، به یکی از موضوعات همیشگی گفتوگوهای سیاسی ایران در دهههای بعد بدل گردید. در طول این سالها، احزاب اصلاحطلب، فعالان مدنی و چهرههای شاخص جامعه بارها خواستار پایان حصر شدند، اما این درخواستها تا زمان نگارش این مطلب بهطور کامل پاسخ نگرفته است.جمعبندیجنبش سبز ۱۳۸۸، فراتر از یک رویداد سیاسی، یک نقطه عطف اجتماعی-فرهنگی در تاریخ معاصر ایران به شمار میرود. این جنبش، نشان داد که با وجود محدودیتهای ساختاری، بخش بزرگی از جامعه ایران ـ بهویژه طبقه متوسط شهری و نسل جوان ـ مطالبات روشن و سازمانیافتهای برای حقوق شهروندی، شفافیت سیاسی و کرامت انسانی دارد و حاضر است برای پیگیری این مطالبات، هزینه پرداخت کند.در عین حال، تجربه جنبش سبز، محدودیتهای جدی حرکتهای اعتراضی بدون پشتوانه نهادی پایدار، بدون رهبری سازمانیافته و در نبود حمایت طبقات کارگری و حاشیهنشین را نیز نمایان کرد. تمرکز جنبش بر مطالبات طبقه متوسط شهری، در حالی که بخش بزرگی از طبقات کمدرآمد جامعه با دغدغههای معیشتی روبهرو بودند، یکی از انتقاداتی است که در سالهای بعد نسبت به جنبش مطرح شد. این انتقاد، در تحولات بعدی ایران ـ از اعتراضات دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ که خاستگاهی متفاوت داشتند ـ بازتاب یافت.تحلیلگران مستقل، بر این باورند که میراث جنبش سبز در چندین حوزه باقی مانده است: در حوزه گفتمان، طرح مفاهیمی چون «جمهوریت»، «حقوق شهروندی» و «جامعه مدنی» با شدت تازهای در فضای عمومی؛ در حوزه نهادی، تربیت نسلی از فعالان مدنی، روزنامهنگاران و حقوقدانان که در دهههای بعد در سپهر سیاسی ایران نقشآفرینی کردند؛ در حوزه نمادین، تثبیت رنگ سبز و شعار «رأی من کجاست؟» بهعنوان نمادهای ماندگار مقاومت مدنی؛ و در حوزه راهبردی، نشان دادن این که هرگونه تحول پایدار در ایران، نیازمند ائتلافهای گستردهتری از طبقات و گروههای اجتماعی است.پرسشهای بنیادینی که جنبش سبز پیش روی جامعه ایران قرار داد ـ از نسبت میان جمهوریت و اسلامیت در ساختار سیاسی، از امکان اصلاح از درون، از مرز میان اعتراض مدنی و رادیکالیسم سیاسی، و از چگونگی ساخت یک ائتلاف اجتماعی فراگیر برای تغییر ـ همچنان بهعنوان پرسشهای بازی باقی ماندهاند که بحث درباره آنها در گفتمان سیاسی ایران ادامه دارد. به همین دلیل، فهم دقیق جنبش سبز، نهفقط برای شناخت یک رویداد تاریخی، بلکه برای درک بسیاری از پرسشهای پایدار جامعه ایران در دهههای بعد، اهمیتی همیشگی دارد.سوالات متداولجنبش سبز چه زمانی آغاز و چه زمانی به پایان رسید؟ جنبش سبز در پی اعلام نتایج دمین دوره انتخابات ریاستجمهوری در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ آغاز شد. اوج فعالیت خیابانی آن تا اسفند ۱۳۸۸ ادامه یافت و آخرین موج گسترده اعتراضات در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹، در پی فراخوان رهبران جنبش به حمایت از قیامهای بهار عربی، رخ داد. پس از این تاریخ و حصر خانگی رهبران جنبش، فعالیت خیابانی آن بهطور قابل ملاحظهای فروکش کرد، هرچند گفتمان آن در فضای فکری ایران ادامه یافت.چرا جنبش سبز به اهداف خود نرسید؟ عوامل متعددی در ناکامی این جنبش نقش داشت: فقدان یک تشکل حزبی منسجم و رهبری متمرکز در شرایط بحرانی؛ سرکوب گسترده و همهجانبه امنیتی، شامل بازداشت چهرههای شاخص، محاکمات نمایشی و حصر خانگی رهبران؛ قطع وسیع ابزارهای ارتباطی شامل پیامک، اینترنت و شبکههای اجتماعی؛ تمرکز جنبش بر مطالبات طبقه متوسط شهری و عدم همراهی گسترده طبقات کارگری و حاشیهنشین که عمدتاً دغدغههای معیشتی داشتند؛ و در نهایت، فضای بینالمللی که اگرچه از نظر گفتمانی حامی جنبش بود، اما حمایتهای عملی جدی از آن صورت نگرفت.اصطلاح «فتنه» و «ساکتین فتنه» چه معنایی دارد؟ «فتنه» اصطلاحی است که توسط مقامات و رسانههای رسمی جمهوری اسلامی برای توصیف وقایع جنبش سبز به کار رفت. این اصطلاح برگرفته از ادبیات شیعی است و در نگاه مقامات نظام، اشاره به «آشوب و فریب» با هدف براندازی ساختار سیاسی دارد. «ساکتین فتنه» نیز اصطلاحی است که از سوی اصولگرایان تندرو برای انتقاد از چهرههای محافظهکاری به کار میرفت که از موضعگیری تند و حذفی علیه موسوی و کروبی پرهیز میکردند. چهرههایی چون علی لاریجانی و آیتالله مهدوی کنی، در دورههایی هدف این انتقادات قرار گرفتند.بازداشتگاه کهریزک چه بود و چه اتفاقی در آنجا افتاد؟ کهریزک بازداشتگاهی در جنوب تهران بود که در ابتدا برای نگهداری «اراذل و اوباش» تأسیس شده بود. در روزهای پس از انتخابات ۱۳۸۸، گروهی از بازداشتشدگان اعتراضات به این مرکز منتقل شدند. شرایط بحرانی این بازداشتگاه ـ شامل تراکم بالا، بهداشت بحرانی، گرمای شدید، نبود غذا و آب کافی، و گزارشهای متعدد شکنجه ـ منجر به جان باختن چندین بازداشتی از جمله محسن روحالامینی، امیر جوادیفر و محمد کامرانی شد. شهادت محسن روحالامینی، که فرزند یکی از چهرههای شناختهشده اصولگرا بود، باعث علنی شدن این پرونده شد. آیتالله خامنهای در مرداد ۱۳۸۸ دستور تعطیلی این بازداشتگاه را صادر کرد و سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران، سالها بعد در ارتباط با این پرونده محاکمه شد.حصر خانگی رهبران جنبش سبز چه زمانی آغاز شد و چه ویژگیهایی دارد؟ پس از فراخوان میرحسین موسوی و مهدی کروبی به راهپیمایی ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ در حمایت از جنبشهای بهار عربی، در اسفند همان سال، میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد، و همزمان مهدی کروبی و همسرش فاطمه کروبی، بدون هیچ حکم قضایی یا محاکمه رسمی، در منازل خود محصور شدند. این حصر، که بهعنوان یکی از طولانیترین موارد حصر سیاسی غیرقضایی در تاریخ معاصر ایران شناخته میشود، تا زمان نگارش این مطلب به اشکالی ادامه دارد. درخواستهای مکرر احزاب اصلاحطلب و چهرههای شاخص جامعه برای پایان حصر، تاکنون بدون پاسخ کامل مانده است.ندا آقاسلطان کیست و چرا نماد جنبش سبز شد؟ ندا آقاسلطان، دانشجوی ۲۶ ساله فلسفه دانشگاه آزاد، در روز ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در نزدیکی محل یک تجمع اعتراضی در خیابان کارگر شمالی تهران، در اثر اصابت گلوله جان باخت. فیلم کوتاهی از لحظات آخر زندگی او، که توسط شاهدان عینی با تلفن همراه ضبط و در اینترنت منتشر شد، در سراسر جهان بازتاب بیسابقهای یافت. این تصاویر، که او را در حالی که چشمانش به دوربین خیره شده بود نشان میداد، به یکی از نمادهای جهانی جنبش سبز بدل گردید. مجله تایم در همان سال، او را در فهرست شخصیتهای سال قرار داد. پرونده قتل او تا امروز بهطور قطعی به نتیجه قضایی شفافی نرسیده است.نقش رسانههای اجتماعی در جنبش سبز چه بود؟ جنبش سبز در فضایی رخ داد که شبکههای اجتماعی بهتازگی به ابزاری گسترده برای ارتباطات بدل شده بودند. یوتیوب به اصلیترین رسانه انتشار تصاویر اعتراضات، توییتر به مهمترین کانال اطلاعرسانی لحظهای، و فیسبوک به ابزار سازماندهی فراخوانها بدل شد. در یکی از اقدامات نادر، شرکت توییتر در روزهای بحرانی به درخواست وزارت خارجه آمریکا، عملیات نگهداری برنامهریزیشده خود را به تعویق انداخت تا کاربران ایرانی بتوانند از این پلتفرم استفاده کنند. این پدیده، که در رسانههای غربی با عنوان «انقلاب توییتر» نام برده میشد، یکی از ویژگیهای متمایز جنبش سبز در میان حرکات اعتراضی پیشین ایران بود.تأثیر جنبش سبز بر تحولات سیاسی بعدی ایران چه بود؟ جنبش سبز، اگرچه به اهداف اعلامی خود نرسید، پیامدهای عمیقی بر سیاست ایران بر جای گذاشت. در سال ۱۳۹۲، بدنه اجتماعی این جنبش با یک استراتژی واقعگرایانه، پشت سر حسن روحانی ایستاد و او را با شعار اعتدال و وعده گشایش بینالمللی به ریاستجمهوری رساند. توافق هستهای برجام در سال ۱۳۹۴، یکی از پیامدهای این چرخش راهبردی بود. در سطح اجتماعی، جنبش سبز گسست عمیق میان بخش بزرگی از طبقه متوسط شهری و ساختار قدرت را آشکار کرد؛ گسستی که در سالهای بعد و در اعتراضات دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و خیزش ۱۴۰۱، به اشکال متفاوتی بازتولید شد. در سطح گفتمانی، مفاهیمی چون «جمهوریت»، «رای من کجاست؟» و «حقوق شهروندی»، به بخشی از ادبیات سیاسی پایدار ایران بدل شدند. کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید. پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد. ثبت نام در ادامه بخوانید اگر این روایت بنحو دقیق و صحیح گفته شده باشد، خیلی چیز خاصی نشده!!! خواندن 2 دقیقه محمدرضا شاه پهلوی و «عید غدیر» خواندن 2 دقیقه حسین فدایی بازرس ویژه رهبر دوم جمهوری اسلامی او اکنون یکی از مورد اعتماد ترین شخصیت ها و از اعضای ارشد دفتر رهبر سوم است خواندن 1 دقیقه جناب گوینده پیشکسوت محترم اخبار در معاونت سیاسی سازمان صدا و سیما و مدیر پُر کار روابط عمومی شرکت ملی صنایع پتروشیمی و اکنون… خواندن 1 دقیقه مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا میگوید که مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، زنده و بهشکل فزایندهای فعال است خواندن 1 دقیقه باید خواند خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اسفند ۱۳۷۸ - ملاقات عبدالله جاسبی و نگرانی از نتایج انتخابات فیلم/ سردار مرتضی طلایی کجاست؟ خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ شهريور ۱۳۷۸ - مذاکرات دو نفره سیاسی با واعظ طبسی تا هنگام بدرقه به سوی تهران هم ادامه داشته که در نهایت هاشمی ظاهرا از اینجا تصمیم به شرکت جدی در انتخابات مجلس ششم گرفت سوابق ادوار اخیر مجلس شورای اسلامی نشان داد که مجلس در راس امور نیست و در اختیارات فرمانده کل قوا و نیروهای مسلح در هیچ سطحی نمیتواند دخالت و یا مصوبه طی کند، چه برسد که نظارت کند آینده ایران با نامزدهای اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری چه میشود؟ / گفتگو با دکتر تقی آزاد ارمکی میشه با شما احساس خستگی کرد؟ یک دامپزشک بسیجی بجای جراح گوش و حلق و بینی سرپرست شبکه بهداشت ایذه شد! خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ شهريور ۱۳۷۸ - دیدار مدیران ارشد دستگاه قضایی با هاشمی رفسنجانی و گله آنان از بی توجهی هاشمی شاهرودی رییس جدید قوه قضاییه ادامه دارد خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ شهريور ۱۳۷۸ - در ادامه تلاش های مرحوم واعظ طبسی که در دیدارهای مکرر برای تشویق هاشمی به شرکت در انتخابات اقدام میکرد این بار هم او با هاشمی ملاقات کرد خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ شهريور ۱۳۷۸ - ادامه بازدید ها از متعلقات و ابنیه و آثار آستان قدس