عبدی مدیا در ادامه سلسله گفت و گوهای خود این بار به سراغ حسن قشقاوی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس رفت. گفت و گو با او با این پرسش آغاز شد که فاصله ما با جنگ بعدی چقدر است؟
گفتوگوی عبدیمدیا با حسن قشقاوی؛ از احتمال جنگ بعدی تا تنگه هرمز، مذاکرات و آینده ایران
عبدی مدیا در ادامه سلسله گفت و گوهای خود این بار به سراغ حسن قشقاوی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس رفت.
گفت و گو با او با این پرسش آغاز شد که فاصله ما با جنگ بعدی چقدر است؟
حسن قشقاوی:
به نظر من باید این سؤال را از ترامپ و تیم او پرسید. آن جنگ را ما آغاز نکردیم و اکنون هم به دنبال جنگ نیستیم؛ ما به دنبال احقاق حقوق ملیمان هستیم.کسی که جنگ را، نه فقط در ایران بلکه در بسیاری از نقاط جهان، آغاز کرده، آمریکاست. باید از آنها و از کاخ سفید پرسید که دوباره چه زمانی میخواهند جنگ را شروع کنند و چه زمانی میخواهند توقف آتش ادامه پیدا کند. آیا واقعاً به دنبال این هستند که توافقی که صورت گرفته، اجرا شود؟به نظر من همهچیز در اختیار طرف آمریکایی است و ما همیشه در حال دفاع از حقوق ملی خود هستیم.
عبدیمدیا:
با همین بخش شروع کنیم، چون دغدغه مردم هم این است که ارزیابیای درباره احتمال تصاعد تنش با توجه به تحولات اخیر منطقه داشته باشند؛ بهویژه تنشهای مرزی و دریایی.
از نظر شما، آیا دو طرف، خصوصاً اکنون که طرفهای دیگر تا حدی کنار رفتهاند و حتی اسرائیل نیز خیلی در میدان نیست، به سمت مواجهه گسترده نظامی حرکت میکنند؟ آیا اکنون مشخصاً یک سو جمهوری اسلامی و سوی دیگر ایالات متحده است؟ یا همچنان خطوط قرمزی برای کنترل بحران وجود دارد؟
حسن قشقاوی:
به نظر من، بالاخره در اوج همان تنش و جنگ، بعد از جنگ ۱۲ روزه و بعد از جنگ ۴۰ روزه، فارغ از اینکه مفاد ۱۴ مادهای اسلامآباد را قبول داشته باشیم یا نسبت به آن نقد داشته باشیم، تقریباً برای نخستین بار بعد از پیروزی انقلاب، دو رئیسجمهور در سطح ریاستجمهوری آن را امضا کردند.اگر مشخص شود چه کسی این توافق را نقض کرده، به نظرم شاید سؤال شما درباره آینده هم روشن شود. ما باورمان این است که طرف آمریکایی توافق را نقض کرده است.
چرا؟ چون براساس مفاد همان ۱۴ ماده، قرار بود ظرف یک ماه عبور کشتیها از تنگه هرمز به شرایط قبل از جنگ برگردد. من به شما عرض کنم همان روزهای اول، بیش از ۶۰ تا ۷۰ درصد مواردی که نیروهای مسلح دریایی به کمیسیون ارجاع دادند، نشان میداد که رفتوآمد کشتیها آغاز شده است.علاوه بر این، قرار بود اگر قرار است کریدوری از جنوب ایجاد شود، این کریدور نیز براساس ترتیبات مشخصی باشد.اینکه میگوییم تنگه هرمز یک تنگه بینالمللی نیست، به چه معناست؟ از نظر جغرافیایی و حقوقی، تنگه هرمز تنگه بینالمللی نیست. این موضوع هم براساس کنفرانس ۱۹۵۸ حقوق بینالملل مطرح شده و هم در کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها مورد بحث قرار گرفته است.
مرحوم متین دفتری در رژیم گذشته رئیس هیئت نمایندگی ایران در این کنفرانس بود. ایران چه در زمان شاه و چه در جمهوری اسلامی، رسماً با یادداشتهای رسمی اعلام کرده که این تنگه از نظر حقوقی، تنگه بینالمللی نیست، بلکه در آبهای ساحلی دو کشور قرار دارد.در کنوانسیون ۱۹۸۲ نیز تعریف مشخصی برای تنگه مطرح شده است؛ تنگهای که دو دریای آزاد یا، بهخصوص در تعریف ۱۹۸۲، دو منطقه انحصاری اقتصادی را به هم متصل کند.سمت خلیج فارس، دریای آزاد نیست و یک دریای نیمهبسته است. بنابراین از لحاظ مفهوم جغرافیایی و حقوقی، این تنگه وضعیت خاص خود را دارد.البته از لحاظ کارکرد، اینکه کشتیهای بینالمللی از آن عبور میکنند و عبور و مرور بینالمللی در آن وجود دارد، درست است؛ اما این موضوع با مفهوم حقوقی و جغرافیایی «تنگه بینالمللی» تفاوت دارد.چرا مجلس کنوانسیون ۱۹۸۲ را تصویب نکرد؟ ما آن را امضا کردیم، اما تصویب نکردیم. ایران یادداشت رسمی داد و نسبت به این موضوع اعتراض کرد که تنگه هرمز بینالمللی نیست و در محدوده حاکمیت سرزمینی دو کشور قرار دارد.
عبدیمدیا:
بعد از اینکه توافق امضا شد، آیا هیچ منابع مالی برای جمهوری اسلامی آزاد یا به ایران تزریق شد؟ منابعی به ایران برگشت؟
حسن قشقاوی:
رئیس بانک مرکزی گفت که خیر. البته صحبتهای جدی انجام شده بود. حتی من برای نخستین بار اینجا میگویم که در ایام تشییع جنازه حضرت آقای شهید، یکی از طرفهای میانجی درباره مکانیزم دریافت حدود ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی با طرف ایرانی صحبت کرد.
عبدیمدیا:
میانجی پاکستانی؟
حسن قشقاوی:
نه، میانجی قطری بود. آمده بود، اما آمریکا قبول نکرد.
آمریکا فشار میآورد و دخالت میکند و اجازه نمیدهد کشورهای منطقه با یکدیگر دوست باشند و براساس منافع ملی خودشان تنشزدایی کنند و ترتیبات منطقهای ایجاد کنند.ما با قطر چه مشکلی داریم؟ با عمان چه مشکلی داریم؟ روابط ما با عمان از زمان شاه وجود داشته است. با کشورهای دیگر نیز ما مسلمانیم، همسایهایم، پیامبر مشترک داریم، قبله و قرآن مشترک داریم.
یک طرف خارجی در فاصله ۱۲ هزار کیلومتری خط میکشد و میگوید این منافع ملی من است و صبح تا شب به دیگران نصیحت میکند که حقوق بینالملل را رعایت کنید.اولین قاعده آمره حقوق بینالملل، عدم تجاوز به کشورها و به رسمیت شناختن حاکمیت ملی است. آزادی کشتیرانی بعد از آن قرار میگیرد. شما اولی را نقض میکنید، دومی را هم نقض میکنید و بعد فریاد میزنید که آزادی کشتیرانی وجود ندارد. اینگونه که نمیشود.این اختلاف حتی در زمان شاه نیز وجود داشته است. به پسر شاه و سلطنتطلبان نگاه کنید؛ بسیاری از مواضع امروز آنها با مواضع شاه سنخیتی ندارد.
کتابها و اسناد وجود دارد. خاطرات علم و خاطرات امیراصلان افشار را بخوانید. من اینها را خواندهام. واقعیت جغرافیایی ایران در زمان شاه با امروز تفاوت نکرده است. ژئوپلیتیک و ژئواستراتژی ما تغییر نکرده است.حتی از طرف شاه نیز گفته شده که این تنگه بینالمللی نیست و باید حاکمیت ایران در آن مورد توجه قرار گیرد، زیرا امنیت ملی ما در این منطقه است.شاه نه عبور بیضرر بر مبنای کنوانسیون ۱۹۵۸ را پذیرفت و نه عبور ترانزیتی ۱۹۸۲ را.
آمریکا میخواهد سر هر دو طرف را کلاه بگذارد. شاید در مورد جمهوری اسلامی نتوانسته باشد، اما ببینید با شاه چه کار کرد.ریچارد نیکسون، رئیسجمهور وقت آمریکا، در سال ۱۹۸۲ میگفت باید عبور ترانزیتی را بپذیرید. بسیاری امضا کردند، اما خود آمریکا کنوانسیون را امضا نکرد. حتی تهدید هم کرد و گفت اگر آن را نپذیرید، اتفاقات دیگری خواهد افتاد.اینها به دنبال منافع خودشان بودند.
ما کنوانسیون را امضا کردیم، اما تصویب نکردیم. در این مسائل، بحثهای راهبردی وجود دارد. ژئولوکیشن ایران با زمان شاه فرقی نکرده، اگرچه مواضع سیاسی متفاوت شده است.
عبدیمدیا:
در مورد حامیان پادشاهیخواه نیز به کرات صحبت شده است. نگاه آنها این است که هر اتفاقی برای ایران بیفتد، از جمهوری اسلامی بدتر نیست و حتی اگر حمله یا دخالت خارجی به ویرانی ایران منجر شود، آن را توجیه میکنند.
حسن قشقاوی:
من سخنگوی آنها نیستم. من فقط مثال زدم و نمیخواستم خیلی به آنها در این وسط دعوا توجه کنم.بحث من سیر تاریخی موضوع بود. مثلاً اینکه بگوییم کنوانسیون ۱۹۵۸ مربوط به آن رژیم بود و ۱۹۸۲ مربوط به این رژیم است، درست نیست.
حتی امروز در روسیه نیز بخش مهمی از قدرت ملی این کشور، مانند سلاح هستهای و برخی ظرفیتهای دیگر، متعلق به دوران شوروی است. نمیتوان گفت چون رژیم تغییر کرده، همه دستاوردهای ملی و راهبردی آن دوره از بین رفته است. این شوخی با افکار عمومی است.
دیپلماسی و میانجیگری کشورهای منطقه
عبدیمدیا:
شما سالها سفیر ایران در اسپانیا بودهاید و در دستگاه دیپلماسی فعالیت کردهاید. آیا فرصتی برای توافقهای موقت، تمدید آتشبس یا حتی مدیریت بحران با واسطهگری کشورهای منطقه مانند عمان یا مجدداً پاکستان وجود دارد؟ یا به نظر شما، با توجه به شرایطی که میبینید، دیپلماسی به بنبست رسیده است؟
حسن قشقاوی:
خیلی از کشورهای میانجی علاقهمند به این موضوع هستند. شاید براساس منافع ملی خودشان بخواهند نقش میانجی داشته باشند. همین دیروز نیز یکی از میانجیها با طرف ایرانی تماس داشت و این تلاشها ادامه دارد.الان وضعیت اقتصادی کشورهای منطقه نیز تحت تأثیر این بحران قرار گرفته است. شما وضعیت LNG قطر را ببینید. خلیج فارس فقط بحث نفت نیست؛ دارو، کود شیمیایی، نهادههای کشاورزی و بسیاری از مسائل دیگر مطرح است.همهچیز با این وضعیت قفل شده است و دورنمای روشنی هم برای بهبود وجود ندارد.اگر فرض کنیم محاصره ایران کامل شود، طبیعتاً قیمت نفت افزایش پیدا میکند. همانطور که در مورد تحریم روسیه، در مقطعی مجبور شدند برخی محدودیتهای نفتی را تعدیل کنند تا فشار بیشتری به بازار وارد نشود و قیمت نفت افزایش پیدا نکند.کشورهای منطقه نیز طبیعتاً مایل نیستند چنین وضعیتی ادامه پیدا کند. عراق، کویت، قطر، عمان و دیگر کشورها همگی از این وضعیت متضرر میشوند.
برای هر کشوری که میانجی میشود، موفقیت در میانجیگری میتواند از نظر حیثیتی اهمیت داشته باشد. یک دیپلماسی موفق، کارنامه و میراثی در تاریخ فعالیت دیپلماتیک آن کشور باقی میگذارد.اما طرف قدرتمندتری مانند آمریکا وجود دارد که میتواند مانع شود.
ما از اوایل انقلاب و به طور کلی نزدیک به ۴۶ یا ۴۷ سال با تحریم اقتصادی و فشار مواجه بودهایم. یک بار گفته شد محاصره اقتصادی جواب نداده و وارد مرحله نظامی شدند و حالا دوباره به همان محاصره اقتصادی برگشتهاند.ما هم تجربه پیدا کردهایم؛ تجربه دور زدن تحریمها را به دست آوردهایم. حالا دوباره میخواهند به همان سیاست محاصره اقتصادی برگردند.من نمیدانم این دور تسلسل باطل تا چه زمانی قرار است ادامه پیدا کند. امیدوارم یک روز قطع شود؛ مطمئناً از سوی ایران.تحریمها بالاخره فشار میآورد و همیشه فشار آن بر اقشار مستضعف جامعه بیشتر است.من نماینده محرومترین دو شهرستان استان تهران، رباطکریم و بهارستان هستم. عموماً طبقه کارگر در آنجا زندگی میکنند و چون منطقه نزدیک تهران است، فشار اقتصادی را به صورت روزانه میبینم.پس از جنگ نیز به خانوادههای شهدا سر زدم. خانوادههایی را دیدم که در خانههای ۵۰ یا ۶۰ متری با دو یا سه فرزند زندگی میکردند. یک پدر شهید هفت فرزند داشت.
با وجود همه این گرفتاریها، خانوادههای شهدا از ما میخواستند کوتاه نیاییم. خواسته آنها این بود که دیپلماسی با میدان هماهنگ باشد و جلو برویم.باید یکبار این سیر غلط «توقف آتش، مذاکره، جنگ، دوباره مذاکره و دوباره جنگ» متوقف شود.
تنگه هرمز؛ کارت دیپلماتیک یا تصمیم راهبردی؟
عبدیمدیا:
رویکرد حاکمیت درباره مدیریت رفتوآمد در تنگه هرمز و واکنش آن به فشارهای بینالمللی را چگونه پیشبینی میکنید؟ آیا تنگه هرمز یک کارت بازی دیپلماتیک است یا کنترل و بستن آن یک تصمیم استراتژیک دائمی محسوب میشود؟برخی معتقدند اگر این کارت به موقع و درست استفاده نشود، ممکن است کارکرد و مزیت استراتژیک خود را از دست بدهد.
حسن قشقاوی:
این تصمیم راهبردی است. در کمیسیون نیز درباره آن بحث میکنیم. البته تلاش ما این است که دو روی سکه حفظ شود؛ یک روی آن آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز است که ما قبول داریم و روی دیگر، حفظ حاکمیت ملی است.در طول این ۴۷ سال، حتی در قانون محدوده دریایی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال ۱۳۷۲، منطقه نظارت ایران مشخص شده است.براساس کنوانسیون ۱۹۸۲، منطقه نظارت تا ۲۴ مایل دریایی مطرح است. اگر این منطقه دریایی بود، بحث دیگری داشت، اما در آنجا به محدوده عمان میرسیم.شاید در گذشته قصورهایی داشتهایم؛ وگرنه اگر قصور نمیکردیم، چگونه ۱۴ پایگاه در منطقه تشکیل میشد؟ چگونه این همه رادار ایجاد شد؟ بعد مشخص شد بسیاری از آنها علیه اسرائیل نبودهاند، بلکه علیه ایران بودهاند.
اگر فردا پسفردا جزایر ما مورد تعرض قرار بگیرد و همچنان ادعاهایی درباره جزایر سهگانه ایرانی مطرح باشد، هر کشوری جای ایران باشد چه تصمیمی میگیرد؟من زمانی سفیر ایران در اسپانیا بودم. در تنگه جبلالطارق، اسپانیا آبهای منطقه را متعلق به خود میداند و سالها بر این موضع تأکید کرده است. هر بار میرفتیم، میگفتند این موضوع براساس قانون برای ماست.
هیچ کشوری حاضر نیست حتی یک وجب از حاکمیت ملی خود کوتاه بیاید. چرا ما باید تاکتیکی فکر کنیم؟وقتی قانون تصویب شد، دیگر قانون راهبردی صرفاً برای مذاکره نیست. مثلاً قانون راهبردی هستهای که مجلس تصویب کرد، آیا بعد از آن به وضعیت قبل از قانون بازگشتیم؟ خیر.اگر یکی دو ماه دیگر قانونی در مجلس تصویب شود، باید مشخص باشد که این اقدام تاکتیکی است یا حقی طبیعی و راهبردی.هر اقدامی که طی سالهای گذشته علیه منافع ملی انجام شده، چه در زمان شاه و چه در جمهوری اسلامی، باید مورد توجه قرار گیرد. کدام وطندوست و ایرانیخواه میتواند بپذیرد که در همسایگی کشورش این همه توطئه علیه ایران شکل بگیرد؟در همین جنگ، از میناب، لامرد و سیریک تا مناطق دیگر، شاهد این وضعیت بودیم.
با اعضای کمیسیون در قشم بودیم. مردم در آنجا حضور داشتند و در برابر حملات و آسیبها مقاومت میکردند. مردم این چیزها را میفهمند.من بار دیگر تأکید میکنم که هیچ نظامی معصوم نیست. ما ادعای عصمت نداریم. در سیاستهای اقتصادی، فرهنگی و خارجی حتماً نقاط قوت و ضعف داریم و باید نقاط ضعف را اصلاح کنیم.اما اینکه یک کلمه را به جای «ایران» بگذاریم و بگوییم «جمهوری اسلامی» و بعد همه اقدامات اسرائیل و آمریکا را توجیه کنیم و در عین حال بگوییم «مهر ایران»، اینها با هم جور درنمیآید.
طرح اقدام راهبردی برای تنگه هرمز
عبدیمدیا:
شما همین چند روز پیش از تصویب کلیات طرح اقدام راهبردی تأمین امنیت و پیشرفت تنگه هرمز و خلیج فارس در کمیسیون امنیت ملی خبر دادید.این طرح قرار است چه چیزی را نسبت به وضعیت موجود تغییر دهد؟ آیا درباره چارچوب اقتصادی و حقوقی صحبت میکنیم یا مجلس عملاً در حال ایجاد مبنای قانونی برای اعمال محدودیت بر عبور برخی کشتیها از تنگه هرمز است؟ قرار است پولی دریافت کنیم؟ این طرح چه عایدی برای کشور دارد؟
حسن قشقاوی:
تعیین کریدور یکی از محورهای اصلی است؛ همان چیزی که در حقوق دریاها تحت عنوان PSS مطرح میشود و IMO نیز آن را تأیید و ابلاغ میکند. تعیین کریدور توسط کشورهای ساحلی انجام میشود.بعد از آن بحث کنترل مطرح است؛ یعنی ابتدا کریدور تعیین میشود و سپس کنترل آن براساس مکانیزم مشخص انجام میگیرد.موضوع دیگر، هزینههای حفظ محیط زیست، هزینه دریانوردی و خدمات مربوط به آن است. کشور ساحلی، همانطور که در همه جای دنیا وجود دارد، در قبال خدماتی که ارائه میدهد حق دریافت هزینه دارد.این سه پایه اصلی حقوقی ماست: ترتیبات ایرانی، مدیریت ایرانی و حق طبیعی ایران.با عمان نیز مذاکره کردهایم و تا جایی که آخرین اخبار را داریم، تقریباً بحث کریدور حل شده و بخشهای دیگر نیز پیشرفت داشته است. اگر فشار آمریکا اجازه بدهد، طرف عمانی نیز میتواند همکاری کند.شما دیدید به محض اینکه آمریکا متوجه شد کار با عمان خوب پیش میرود، فشارها افزایش پیدا کرد و حتی عمان را تهدید کردند.واقعاً از نظر حقوق بینالملل آمریکا چهکاره است که بخواهد در منطقه ما تعیین تکلیف کند؟ اگر بنا بر قدرت باشد، اتحادیه اروپا قدرت است، چین قدرت است و حدود ۶۰ درصد نفت خود را از این منطقه تأمین میکند، اما هیچکدام چنین ادعایی ندارند.
در تدوین این قانون، نماینده وزارت خارجه که نماینده دولت پزشکیان است حضور دارد. نمایندگان نیروهای مسلح، معاونت حقوق بینالملل ستاد کل نیروهای مسلح، سازمان بنادر و دریانوردی، محیط زیست و مرکز پژوهشهای مجلس نیز حضور دارند.علت اینکه کار کند پیش میرود این است که واژه به واژه بررسی میکنیم. اولاً تلاش داریم حاکمیت و مدیریت ایرانی و امنیت ملی حفظ شود و ثانیاً نمیخواهیم با حقوق بینالملل تخاصم داشته باشیم.ارجح این است که حتیالمقدور قواعد بینالمللی رعایت شود تا برای جهان قابل فهم باشد. ما چیز بیشتری از حق خود نمیخواهیم، اما مطمئناً از حق خود کوتاه نخواهیم آمد.این بحث جناحی هم نیست که بگوییم یک طرف تندرو است و طرف دیگر کندرو. اختلافات کارشناسی طبیعی است.
در جلسات کمیسیون گاهی سه ساعت درباره یک ماده بحث میکنیم و در نهایت یک ماده را تصویب میکنیم. این ناشی از بحث کارشناسی است.امروز کارشناسان بسیار قوی و حقوقدانان بینالمللی داریم. اخیراً دکتر باقرپور، مدیرکل حقوقی وزارت خارجه، به زبان انگلیسی درباره مبانی حقوقی تنگه هرمز سخنرانی کرد و اسناد مختلف را ارائه داد.من خودم حدود ۳۰ سال است روی این مباحث کار میکنم. در موضوع خزر نیز تجربه داشتهام. زمانی سفیر ایران در قزاقستان بودم و پس از فروپاشی شوروی، در مذاکرات مربوط به خزر حضور داشتم. حتی حدود ۲۷ سال پیش در دومای روسیه با نمایندگان روسیه مناظره کردم.تحصیلات من حقوق است و بعد از آن در حوزه فقه نیز تحصیل کردهام. کارشناسان بسیار برجستهای در جمهوری اسلامی در حوزه حقوق بینالملل وجود دارند.
دریای خزر
عبدیمدیا:
در مورد دریای خزر هم از شما سؤال دارم. شما گفتید از حدود ۳۰ سال پیش درگیر این موضوع بودهاید.
حسن قشقاوی:
دکتر ممتاز نیز از تحصیلکردگان زمان شاه است و در تدوین قانون سال ۱۳۷۲ نقش داشت. خداوند به ایشان سلامتی بدهد.در این مسائل همه ما یکی هستیم. هر کسی که ایراندوست است، چه ارتباطی دارد که جمهوری اسلامی باشد یا نباشد؟من خودم گاهی در یوتیوب از صحبتهای ایرانیانی که خارج از کشور هستند استفاده میکنم. ممکن است با داخل کشور ارتباطی نداشته باشند، اما وقتی میبینم دغدغه منافع ملی دارند، واقعاً لذت میبرم.من برای همه آنها دعا میکنم و هر جا هستند خداوند سلامتشان بدارد. هر کسی که دل در گرو رشد و اعتلای ایران دارد، برای ما محترم است.
آمریکا چه میخواهد؟
عبدیمدیا:
در دهم مردادماه در مصاحبهای گفتید در حالی که در رسانهها از تشدید تنش صحبت میشود، آمریکا از طریق کانالهای موجود خواستار مذاکره است.آمریکا دقیقاً درباره چه چیزی درخواست مذاکره میکند؟ صرفاً تنگه هرمز؟ ترتیبات امنیتی و دریایی؟ پرونده هستهای؟ یا توافق بزرگتر و گستردهتر سیاسی؟این کانالهای مذاکره امنیتی هستند یا صرفاً کشورهای واسطهاند؟
حسن قشقاوی:
اگر به دو سه دور مذاکرات ژنو برگردیم، خیلیها به ما گفتند که درباره همه چیز صحبت کردهایم، بهخصوص در دورهای اخیر.افرادی مانند جرارد کوشنر، ویتکاف و حتی کوپر نیز در این روند حضور داشتند و صحبتهایی انجام شد.در مقطعی حتی معاون اقتصادی ما رفت و به ما میگفتند اگر منافع اقتصادی ترامپ برای او مهم است، پروژه تعریف کنید تا احساس منفعت کند.
ما هم پروژه تعریف کردیم؛ حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیارد دلار پروژه مشخص ارائه دادیم. مشکلی با حضور شرکتهای آمریکایی نداشتیم.طبق قوانین خود آمریکا، شرکتهای آمریکایی محدودیتهایی برای سرمایهگذاری داشتند و این تحریمها در قوانین داخلی خودشان وجود داشت.ما هیچگاه با فعالیت اقتصادی شرکتهای آمریکایی مشکلی نداشتیم. در برجام نیز وقتی میخواستیم هواپیما بخریم، بحث ما این بود که هر کس جنس بهتر و ارزانتر ارائه میدهد، میتواند طرف معامله باشد؛ چه چین باشد، چه آمریکا و چه اروپا.ما خرید و فروش را براساس منافع مردم ایران انجام میدهیم.
بدون فیلتر در کستباکس بشنوید
توافق ۱۴ مادهای اسلامآباد
حسن قشقاوی:
من در مجلس با برخی بندهای مذاکرات اسلامآباد مخالف بودم و در تلویزیون ایران نیز این موضوع را اعلام کردم.بعد از آن، در نخستین جلسهای که با آقای عراقچی داشتیم، به او گفتم که با شناختی که از آمریکا دارم، احتمال میدهم مفاد توافق را اجرا نکنند و زیر آن بزنند.
با وجود تمام نقدهایی که درباره توافق ۱۴ مادهای وجود داشت، شورای عالی امنیت ملی و مجموعه نظام این ۱۴ بند را پذیرفتند.شما ببینید چه چیزی در این ۱۴ ماده وجود نداشت که باید وجود میداشت؟در بند دوم، احترام به حاکمیت ملی و سرزمینی و عدم تهدید به جنگ و اقدام نظامی مطرح شده بود.در مورد لبنان نیز ما چند بار اسم لبنان را آوردیم. لبنان که متعلق به جمهوری اسلامی نیست.اگر خاطرات علم را بخوانید، میبینید که در زمان شاه نیز درباره لبنان صحبت میشد. از مرحوم شاه پرسیده میشد لبنان چه ارتباطی با ایران دارد و پاسخ این بود که ایران به عنوان تنها دولت شیعه در خاورمیانه، نمیتواند نسبت به شیعیان جنوب لبنان بیتفاوت باشد.کمک به امام موسی صدر از زمان شاه وجود داشت و بعد از انقلاب نیز ادامه پیدا کرد.
در مسائل کلان، برخی تفاوتها با آنچه در گذشته وجود داشت، چندان بنیادین نبود.چارچوب ۱۴ مادهای به نظر من چارچوب خوبی بود. در آن گفتیم تحریمها برداشته شود. گفتند برداشته میشود. گفتیم غرامت پرداخت شود. گفتند غرامت به این شکل ممکن نیست. گفتیم در قالب بازسازی.همچنین گفتیم منابع مالی بلوکهشده ایران آزاد شود.این پولها پول آمریکا نیست. پول مردم آمریکا و مالیات آنها نیست. بخش عمده این منابع از فروش نفت ایران حاصل شده است.
این وضعیت شبیه آن است که شما خانه یا ماشین خود را فروختهاید و طرف مقابل ۴۰ سال از آن استفاده کرده، اما پولش را به شما نمیدهد.ما میگوییم اجازه دهید از این منابع برای دارو و کالاهای اساسی مردم استفاده کنیم.
تحریم و زندگی مردم
حسن قشقاوی:
مرحوم برادرم دیروز چهلمش بود. ایشان سرطان کبد داشت. ما برای داروی خاصی که بتواند درد او را تسکین دهد، بسیار تلاش کردیم.یک قلم از داروهای شیمیدرمانی حدود ۴۰۰ میلیون تومان هزینه داشت. خانواده و اطرافیان کمک کردند، قرض گرفتند و هزینه تأمین شد.
حساب کنید چند بیمار خاص در کشور داریم.این وضعیت با کدام منطق حقوق بشر سازگار است؟ کسی میتواند بگوید حقوق بشر را قبول دارم و با وجدان راحت شب بخوابد، در حالی که منابع مالی ایران برای خرید دارو و درمان مردم محدود شده است؟منابع درآمدی کشور در قانون بودجه مشخص است. اینطور نیست که همه پولها خارج از کشور هزینه شود.اینها توجیهاتی است که به نظر من برای آرام کردن وجدان مطرح میشود.من معتقدم توافق ۱۴ مادهای چارچوب خوبی بود، اما کنار گذاشته شد و در مقابل، تلاش شد کریدور دیگری به زور ایجاد شود.
بعد هم میگویند طرف ایرانی جنگطلب است و میخواهد جنگ را ادامه دهد.کدام عاقل جنگطلب است؟ جنگ چه چیز خوبی برای مردم دارد؟ما خانوادههایی را میبینیم که چهار نفر از اعضایشان شهید شدهاند. در دشت مهیار هفت عضو یک خانواده شهید شدند. در قشم نیز چند عضو یک خانواده کشته شدند. در میناب نیز همین اتفاق افتاد و دو نفر از فرزندان یک خانواده پیدا نشدند.چه کسی گفته جنگ خوب است؟وقتی جنگ برای دفاع از حاکمیت و منافع ملی باشد، دفاع از کشور ضروری است.از نظر دینی نیز مادر مظهر عطوفت است و جنگ مظهر خشونت. اما در فرهنگ اسلامی، در شرایطی که دفاع لازم باشد، جهاد دفاعی معنای دیگری پیدا میکند.کسی که از خشونت خوشش بیاید، عقل ندارد؛ اما در یک مقطع ممکن است دفاع ضروری شود.ما ۴۷ سال است در چرخه توقف جنگ، مذاکره، دوباره فریب، مرگ و سپس مذاکره قرار داریم.میخواهیم این چرخه تمام شود؛ به قول معروف، مرگ یک بار، شیون یک بار.
ساختار تصمیمگیری و نقش رهبری
عبدیمدیا:
ترکیب سوابق شما، یعنی دیپلمات بودن، نمایندگی مجلس، فعالیت در وزارت خارجه، سفارت و تحصیل حوزوی، باعث شده ابعاد مختلفی در این گفتوگو مطرح شود.برگردیم به روند تصمیمگیریهای کلان در جمهوری اسلامی. بعد از جنگ ۴۰ روزه، ساختار تصمیمگیری چه تغییری کرده است؟ تصمیمگیری اصلی در کجا انجام میشود؟ اختیار توافق با چه نهادی است؟
برخی صحبتها درباره شورای عالی امنیت ملی مطرح شده و اینکه شورا مستقلاً تصمیم میگیرد. از سوی دیگر، شما در کمیسیون امنیت ملی موضوعات را رصد میکنید.نقش رهبر جدید، آیتالله سیدمجتبی خامنهای، در تصمیمات اصلی چیست؟
حسن قشقاوی:
جمهوری اسلامی مانند یک خانواده است. در هر خانوادهای برای تصمیمات مهم، دیدگاههای مختلف وجود دارد.در مراحل کارشناسی، قطعاً دیدگاههای مختلف مطرح میشود. در شورای عالی امنیت ملی نیز یک نفر از موضع امنیتی نگاه میکند، دیگری از موضع نظامی و دیگری از موضع دیپلماسی.اختلاف نظر کارشناسی طبیعی است.اما مکانیزمی وجود دارد. برخی موارد از سوی رهبری به کمیته سیاسی یا کمیتههای مشخص ارجاع میشود. ما نیز یک کمیته ششنفره داریم.اعضای شورای عالی امنیت ملی نیز در تصمیمات حضور دارند. در زمان جنگ، فرماندهان نظامی براساس قانون اساسی در شورا حق رأی دارند و علاوه بر آن حق اظهارنظر نیز دارند.موضوعات در شورای عالی امنیت ملی خام وارد جلسه اصلی نمیشوند. در سطوح کارشناسی، معاونان وزیر، وزرا و دستگاههای مختلف آن را بررسی میکنند تا موضوع پخته شود.
در مورد تنگه هرمز، در مجلس ۱۲ طرح از سوی نمایندگان مطرح شده است. علاوه بر آن، ستاد کل نیروهای مسلح، نیروی دریایی سپاه، نیروی دریایی ارتش، وزارت اطلاعات و دستگاههای دیگر نظرات خود را ارائه کردهاند.ممکن است رهبری در مواردی موضوعی را به مجموعهای احاله دهد یا بگوید تصمیم نهایی با نظر خود ایشان باشد.این مسئله پنهانی نیست. براساس قانون اساسی، مصوبات شورای عالی امنیت ملی زمانی قابلیت اجرا پیدا میکند که به تأیید رهبری برسد.
وضعیت سلامت رهبر جدید
حسن قشقاوی:
دو سه هفته پیش، غیر از صحبتهای علنی آقای پزشکیان، توفیقی داشتم که حدود یک ساعت به صورت دو نفره با رئیسجمهور صحبت کنم.ایشان درباره دیدارهای خود با رهبری توضیحات بیشتری داد. بعد از دیدار اول و دیدار بعدی با رهبری، آخرین دیدار نیز ساعتها طول کشیده بود.
در یک همایش از ایشان درباره وضعیت سلامت رهبری پرسیدند و گفتند وقتی هفت ساعت با ایشان درباره مسائل مختلف صحبت کردم، دیگر درباره چه چیزی باید توضیح بدهم؟آقای پزشکیان بر سلامت رهبری تأکید داشتند. منابع دیگری که من دارم نیز همین را تأیید میکنند.به نظرم شایعاتی که درباره وضعیت جسمانی ایشان مطرح میشود، بیاساس است.افرادی که با ایشان دیدار داشتهاند نیز بر سلامت کامل و اشراف ایشان بر امور تأکید کردهاند.من خودم با ایشان دیدار نداشتهام، اما با افرادی که دیدار داشتهاند صحبت کردهام.
انتخاب رهبر جدید
حسن قشقاوی:
در مورد انتخاب رهبر جدید نیز باید بگویم که از همان نخستین نظرسنجیها و جلسات رسمی خبرگان، اکثریت قاطع به سمت آیتالله سیدمجتبی خامنهای رفتند.از نظر فقه و اجتهاد نیز درباره ایشان شبههای مطرح نشد.در فضای حوزه، بحث فضل و اجتهاد موضوعی جدی است و چیزی نیست که بتوان درباره آن شوخی کرد.به نظر من یک اجماع قابل توجه درباره رهبری ایشان شکل گرفت.ایشان نه بدهکار جناحهای داخلی است، نه افراطیون و نه جریانهای میانهرو نقشی تعیینکننده در این انتخاب داشتند.مردم در میدان بودند و بعد خبرگان به وظیفه قانونی خود عمل کرد و رأی داد.فضایی که بعد از شهادت پدر ایشان و احساس تقابل مردم با اقدام آمریکا و اسرائیل ایجاد شد، شرایط جدیدی به وجود آورد.به تعبیر حقوقدانان، تغییرات بنیادینی در مکانیزم حاکمیتی ایران رخ داده است و برخی نمیخواهند این واقعیت را بپذیرند.
نقش سپاه در تصمیمات
عبدیمدیا:
درباره نقش سپاه نیز بسیار صحبت شده است. اگر نکتهای درباره این موضوع دارید، بفرمایید.
حسن قشقاوی:
سپاه نیروی سیاسی نیست؛ نیروی نظامی است.در نیروهای مسلح ممکن است دیدگاههای کارشناسی مختلف وجود داشته باشد. ما سپاهیان قدیمی و جدید داریم و در ارتش نیز همین تنوع طبیعی است. در آمریکا هم با وجود ساختار دوحزبی، اختلافات بسیار جدی میان جمهوریخواهان و دموکراتها وجود دارد. حتی در داخل یک حزب نیز دیدگاههای مختلف مطرح میشود.در نیروهای مسلح نیز ممکن است در سطح کارشناسی اختلاف وجود داشته باشد، اما وقتی موضوع به هدف ملی میرسد، نظر نهایی در سطح ستاد کل نیروهای مسلح تعیین میشود.بنابراین اینگونه نیست که هر اختلاف کارشناسی را به اختلاف سیاسی یا جناحی تبدیل کنیم.در بحث جنگ نیز برخی رسانههای فارسیزبان خارج از کشور علاقه دارند اختلاف میان سپاه و ارتش را برجسته کنند.ما ارتش را در بندرعباس و مناطق دیگر دیدیم. خدا شاهد است، فرماندهان و نیروهای نظامی در شرایط بسیار دشوار ایستادگی کردند.
حتی برخی خانوادهها با وجود بمباران حاضر نبودند مناطق خود را ترک کنند.در طول ۱۳ سالی که سفیر بودم، بسیاری از سازوکارهای سرویسهای خارجی را از نزدیک دیدم، اما همبستگی ملی مردم ایران واقعیت داشت.
ممکن است در سطح کارشناسی میان اداره کل خلیج فارس وزارت خارجه و اداره کل حقوقی درباره یک موضوع اختلاف نظر وجود داشته باشد، اما وقتی موضوع به سطح وزیر میرسد، این دیدگاهها مانند رودخانههایی هستند که در نهایت به یک رودخانه واحد تبدیل میشوند.
حضور عمومی رهبر جدید
عبدیمدیا:
از زمان انتخاب آیتالله سیدمجتبی خامنهای به رهبری، هنوز صدا و تصویر عمومی مشخصی از ایشان نداریم. استناد ما به صحبتهای شما، آقای پزشکیان و برخی منابع دیگر است.آیا مطالبهای از سوی نمایندگان مجلس برای پایان دادن به ابهامات درباره رهبر جمهوری اسلامی وجود دارد؟ آیا بهزودی شاهد پیام صوتی، تصویری یا حضور عمومی ایشان خواهیم بود؟
حسن قشقاوی:
مطمئناً مسئله امنیتی است و دلیل دیگری ندارد. پروتکل حفاظتی در شرایطی که تهدید جانی ادامه دارد، اقتضا میکند که چنین تدابیری اتخاذ شود.وزیر دفاع اسرائیل تهدید کرده و گفته است که حمله میکنیم. بنابراین تجربه گذشته و عقل حکم میکند که مسئولان امنیتی ملاحظات لازم را داشته باشند.عدهای بارها گفتهاند نظام جمهوری اسلامی فردمحور و دیکتاتوری است. اما دیکتاتورها معمولاً آخرین کسانی هستند که کشته میشوند، نه اولین کسان.
در این جنگ، اولین کسی که شهید شد، رهبری بود.اگر رهبری در معرض دید عمومی نباشد، اما سیستم همچنان منسجم باشد و همه به سازوکار آن اعتقاد داشته باشند، آیا این نشانه ضعف نظام است یا استحکام آن؟ حتی ما نمایندگان مجلس ممکن است در سیاست فرهنگی، اقتصادی یا ارزی با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشیم، اما کلیت نظام سرپاست.
ما به عنوان شیعیان به امام زمان اعتقاد داریم، در حالی که بیش از هزار سال است ایشان در غیبت هستند و کسی ایشان را ندیده است. اما این غیبت به معنای از بین رفتن اعتقاد و التزام ما نیست.امیدوارم اگر موانع امنیتی وجود دارد، هر زمان که امکان داشت برطرف شود؛ چون همه مشتاق دیدار ایشان هستیم.
احتمال تغییر دکترین هستهای
عبدیمدیا:
یکی از مباحث مهم این است که آیتالله علی خامنهای همواره سلاح هستهای را حرام دانسته بودند و به نوعی ترمز ساخت سلاح هستهای بودند.اکنون برخی در ساختار نظامی و سیاسی معتقدند اگر ایران سلاح هستهای داشت، شاید مورد حمله قرار نمیگرفت.حتی برخی درباره خروج از NPT و ساخت سریع سلاح هستهای صحبت میکنند.با توجه به تغییر رهبری، آیا ممکن است دکترین هستهای جمهوری اسلامی تغییر کند؟
حسن قشقاوی:
در واژه مذهبی، شما از «فتوا» استفاده کردید. باید توجه کنیم که فتوا در مسائل فقهی ممکن است تغییر کند.حتی در امور شخصی و عبادی، ممکن است فردی از یک مرجع تقلید به مرجع دیگری مراجعه کند و حکم متفاوتی دریافت کند.بنابراین از نظر فقهی، این احتمال وجود دارد که نظر یک مرجع حی فعلی متفاوت باشد.یکی از مباحثی که مطرح میشد این بود که رهبر پیشین درباره میراث رهبری و فرزند خود چه نظری داشت. ایشان بارها اعلام کرده بودند که به دنبال رهبری فرزندشان نیستند.این موضوع حتی در برخی جلسات خبرگان نیز مطرح شد. اما به هر حال، رهبر پیشین به صورت مصداقی درباره اینکه چه کسی رهبر بعدی باشد، وارد نشده بود.اکنون شرایط تغییر کرده است و رهبری جدید انتخاب شده و خبرگان براساس سازوکار قانونی به ایشان رأی داده است.اگر مصلحت عمومی کشور و تصمیم رهبری بر این باشد که ایران از NPT خارج شود، به شما صادقانه میگویم که در مجلس فعلی زمینه رأی دادن به چنین تصمیمی وجود دارد.فارغ از نظر شخصی من، بستر تغییر راهبرد هستهای در میان بخشی از نخبگان، جناحهای سیاسی و حتی مجلس وجود دارد.زمانی که در کشورهای مختلف سفیر بودم، این اختلاف دیدگاه را در اروپا نیز مشاهده کردم.
در برخی محافل رسمی و دانشگاهی، میگفتند ایران نباید به سمت بمب هستهای برود؛ اما در میان برخی نخبگان و دانشگاهیان میگفتند چرا ایران به سمت بمب نمیرود؟میگفتند ایران تحریم شده، دانشمندانش ترور شدهاند و هزینه داده است، پس چرا همچنان این سیاست را ادامه میدهد؟در مقابل، دولتها و احزاب رسمی هشدار میدادند که چنین اقدامی رقابت تسلیحاتی ایجاد میکند و منطقه را به آتش میکشد.
حتی در میان نظریهپردازان سیاست خارجی آمریکا نیز این اختلاف وجود دارد. برخی واقعگراها معتقدند مسئله خاورمیانه ممکن است با دستیابی ایران به سلاح هستهای تغییر کند و برخی دیگر این موضوع را بسیار خطرناک میدانند.ایران نیز از زمان شاه موضوع خاورمیانه عاری از سلاح هستهای را مطرح کرده بود.بعد از انقلاب نیز موضع رسمی بر این بود که سلاح هستهای سلاح کشتار جمعی است و نباید ساخته شود.بیشترین بازرسیهای هستهای نیز در ایران انجام شده است و حتی نهادهای نظارتی مختلف آمریکا نیز در مقاطعی گفتهاند که ایران پس از سالهای مشخصی به دنبال ساخت بمب هستهای نرفته است.
اما در پشت پرده، حتی برخی خبرنگاران و نخبگان خارجی میگفتند: چرا شما به دنبال بمب اتم نیستید؟ با این همه فشار و تحریم، چرا این گزینه را دنبال نمیکنید؟من نمیتوانم بگویم چه تصمیمی گرفته خواهد شد. تا زمانی که نظر رهبری و سیاست رسمی نظام مشخص نشود، نمیتوانیم قاطعانه بگوییم راهبرد هستهای تغییر کرده است.
عبدیمدیا:
یعنی فعلاً راهبرد مشخصی نداریم؟
حسن قشقاوی:
فعلاً نه. اما اگر بنا باشد تغییر راهبردی ایجاد شود، امروز زمینه آن وجود دارد.اگر مجلس بداند نظر رهبری یا فتوا تغییر کرده است، حتی ممکن است با قید دو فوریت درباره خروج از NPT تصمیم بگیرد.اما اینکه در نهایت ایران به سمت ساخت بمب خواهد رفت یا خیر، فعلاً نمیتوانم صادقانه بگویم.
وصیتنامه رهبری پیشین
عبدیمدیا:
در مورد وصیتنامه آیتالله علی خامنهای نیز، آیا مجلس مطالبهای درباره اینکه این وصیتنامه چه زمانی قرائت شود داشته است؟
حسن قشقاوی:
من ندیدم نمایندگان از جناحهای مختلف درباره آن اظهارنظر مشخصی داشته باشند.در شرایط فعلی که کشور زیر فشار امنیتی قرار دارد و توقف آتش نیز مطرح است، طبیعی است که برخی مسائل به بعد موکول شود.مجلس نیز جلسات خود را با پروتکلهای امنیتی خاص برگزار میکند.
عبدیمدیا:
برخی مردم انتظار داشتند وصیتنامه در مراسم خاکسپاری و تشییع قرائت شود.
حسن قشقاوی:
در مورد حضرت امام نیز در نخستین جلسه مجلس خبرگان چنین مباحثی مطرح شد.
خبرگان جلسات روتین خود را دارد و جلسه رسمی انتخاب رهبری نیز تشکیل شد که کار درستی بود. البته کمیسیونهای خبرگان بسیار فعال هستند.طبیعی است که همه ما علاقهمند باشیم وصیتنامه را بدانیم. وصیتنامه گنجینهای برای آینده است. وصیتنامه اساساً برای زمان پس از فوت فرد نوشته میشود و میتواند اهمیت زیادی داشته باشد.
مشکلات معیشتی و مسائل فرهنگی
عبدیمدیا:
اکنون مردم با سختیهای متعددی دستوپنجه نرم میکنند که مهمترین آن مسائل اقتصادی است. در کنار این مشکلات، مردم انتظار دارند حاکمیت حداقل در برخی موارد زندگی آنها را آسانتر کند و باعث دشواری بیشتر نشود.از مسائل فرهنگی، از موضوع حجاب گرفته تا موتورسواری زنان و مواردی که در بسیاری از دنیا حل شده است، تا تشدید برخی احکام قضایی و همچنین قوانین جدیدی که با عنوان «نفوذ» مطرح میشود.بسیاری معتقدند قانونگذاری و جرمانگاری میتواند زندگی مردم را سخت کند و اصلاح قانون نیز میتواند زندگی آنها را آسانتر کند.در کمیسیون امنیت ملی چه تدابیری دارید تا زندگی مردم، خصوصاً در حوزه مسائل شخصی و فرهنگی، آسانتر شود و موضوعاتی که الزاماً نیازمند برخورد قضایی و امنیتی نیستند، به شکل دیگری مدیریت شوند؟
حسن قشقاوی:
حتماً در فامیلهای شما نیز افراد مختلفی حضور دارند و بسیاری از آنها در فضای مجازی هستند.
دیدگاه متدینین داخل کشور این است که نسبت به برخی مسائل فرهنگی دلخور هستند. شما درباره موتورسواری زنان گفتید که امروز رایج شده است.
عبدیمدیا:
گواهینامه ندارند و قانونی نیست.
حسن قشقاوی:
نگرانی این است که ولنگاری بیش از حد افزایش پیدا کند. حتی بخشی از خانمهایی که حجاب کمتری دارند نیز نسبت به برخی مظاهر اعتراض دارند.در خانواده خود من نیز همه یک اندازه حجاب ندارند. اما بسیاری میگویند این وضعیت چیست و ما فکر نمیکردیم کار به این میزان برسد.قبلاً، تا یکی دو سال قبل، فشار اصلی از طرف دیگر بود و بحث آزادیهای اجتماعی مطرح میشد، اما اکنون فشار بیشتری از سوی نیروهای مذهبی در جامعه و حتی در خانوادهها به مجلس وارد میشود که تا چه زمانی قرار است این وضعیت ادامه پیدا کند.
در مورد مسائل قضایی نیز چون خودم حقوق خواندهام، بدون ورود به پروندههای مشخص درباره اعدامها و احکام قضایی اظهارنظر نمیکنم.پرونده قضایی معمولاً یک پروسه دارد؛ دادگاه بدوی، تجدیدنظر و در برخی موارد دیوان عالی کشور. حتی امکان اعمال ماده ۴۷۷ توسط رئیس قوه قضائیه نیز وجود دارد.گزارشهای مختلفی نیز دریافت میشود. ما حقوقدانها یاد گرفتهایم تا پرونده را نخوانیم، درباره آن حکم صادر نکنیم.اما واقعیت این است که در خارج از کشور، برخی موضوعات بیش از اندازه برجسته میشوند. در حالی که دغدغه اصلی مردم معیشت است.
در تمام نظرسنجیها، مسئله اقتصاد و زندگی مردم در صدر قرار دارد.اگر بخواهم تقریبی بگویم، شاید دغدغههای فرهنگی ده درصد و دغدغههای اقتصادی و معیشتی ۹۰ درصد باشد. البته خودم نظرسنجی نکردهام.مردم دارو، درمان ارزانتر، اشتغال و مبارزه با گرانی میخواهند.
اگر بلندگویی، چه در داخل و چه خارج، این ۹۰ درصد دغدغه مردم را نادیده بگیرد و فقط ده درصد را برجسته کند، مردم نمیپذیرند.من در منطقه محروم حوزه انتخابیه خودم این را میبینم. مردم فقط دنبال وام نیستند.
عبدیمدیا:
نان شب.
حسن قشقاوی:
نان شب، دارو و درمان.
در حالی که برخی جریانهای مخالف تلاش میکنند دغدغههایی را به مردم نسبت دهند که از نظر آنها حلشده یا فرعی است.در جامعه ما موضوع پوشش را همه میدانند و هر کسی شرایط را میبیند.ما یک جامعه مذهبی هستیم و اکثریت جامعه نیز باورهای مذهبی دارند. اما افراط در این طرف ممکن است باعث تفریط در طرف دیگر شود.باید اعتدال وجود داشته باشد.
ما قائل به آزادی بیان و حفظ آزادیهای اجتماعی هستیم، اما تا جایی که هنجارشکنی نشود و به دین و باورهای اکثریت مردم لطمه وارد نکند.
قانون نفوذ و همکاری با دولتهای متخاصم
عبدیمدیا:
در مورد نفوذ نیز دیدگاههای مختلفی وجود دارد و هنوز باید دید متن نهایی چه خواهد شد.
حسن قشقاوی:
بله. باید ببینیم انتهای مصوبه چه میشود. بعد از مجلس، شورای نگهبان را داریم و اگر تفاهمی حاصل نشود، مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز وجود دارد.این روند ادامه دارد و صرفاً با تصویب یک ماده در مجلس تمام نمیشود.
عبدیمدیا:
فعلاً طرح تشدید مجازات همکاری با دولتهای متخاصم مطرح است و بسیاری از احکام نیز براساس همین موضوع صادر میشود.
حسن قشقاوی:
بالاخره در مواردی که همکاری با دولت متخاصم اثبات شود، قانون وجود دارد.
عبدیمدیا:
اما قانون جدید نفوذ دقیقاً چه کمکی میکند؟
حسن قشقاوی:
من عرض کردم جایی که قانون داریم، باید به همان قانون توجه کنیم. قانونگذاری نباید به شکل تکراری انجام شود.برای مثال، در قانون تنگه هرمز که در حال تدوین آن هستیم، در مواردی به قانون محدوده دریایی سال ۱۳۷۲ ارجاع دادهایم. وقتی قانون موجود است، لازم نیست دوباره همان موضوع را قانونگذاری کنیم.
چه زمانی ایران رنگ صلح را میبیند؟
عبدیمدیا:
در پایان گفتوگو میخواهم بدانم چشمانداز شما چیست. ایران چه زمانی رنگ صلح را خواهد دید و چه زمانی میتوانیم به شرایط باثباتتری برسیم؟
حسن قشقاوی:
ما صلحطلب هستیم. دیپلماتیم. در جنگ نیز حضور داشتهام، اما در امور نظامی تخصص ندارم و بیشتر در حوزه تبلیغات و سخنرانی فعالیت کردهام.هم نظامیان و هم دیپلماتها در نهایت یک هدف را دنبال میکنند: رشد و توسعه متوازن، توسعه پایدار، آرامش و ثبات کشور.ما به دنبال سرمایهگذاری داخلی و خارجی هستیم.ایرانیان عزیزمان که به هر انگیزهای از کشور رفتهاند، قدمشان روی چشم؛ بیایند. من هشت سال معاون امور ایرانیان سه وزیر خارجه بودم و تلاش میکردیم ورود هموطنان را تسهیل کنیم.
بخشی از ایرانیان خارج از کشور سرمایه ملی ما هستند؛ سرمایه اقتصادی، علمی، حقوقی، هنری و رسانهای.امیدواریم به داخل مرز و بوم خودشان برگردند.ایران متعلق به همه ایرانیان است. ایران ملک بنده یا بنده نوعی نیست. هر کسی که دغدغه منافع ملی و امنیت ملی دارد، برادر و خواهر و هموطن ماست.اما سرنوشت ایران این بوده که همیشه با جنگ و درگیری مواجه بودهایم؛ از جنگهای ایران و روس گرفته تا جنگهای ایران و عثمانی و بعد عهدنامههای گلستان و ترکمنچای و قراردادهای دیگری که بخشی از سرزمین ایران را جدا کردند.ایران در دوره کوروش حدود ۱۰ میلیون کیلومتر مربع وسعت داشت و در طول تاریخ، بخشهایی از آن در نتیجه جنگ، فشار و قراردادها از دست رفت.امروز مساحت ایران حدود یک میلیون و ۶۴۸ هزار کیلومتر مربع است.اگر کلاه را سفت نگیریم، ممکن است همین داشتهها را نیز از دست بدهیم.
نباید اجازه دهیم در خزر و خلیج فارس، حقوق ایران نادیده گرفته شود؛ همانطور که رزمندگان و شهدا برای حفظ این سرزمین ایثار کردند.اتفاقاً من معتقدم دو قطبی واقعی در کشور وجود دارد، اما نه آن دو قطبی سیاسی قدیمی.ما به بندرعباس رفتیم و دیدیم برخی رزمندگان شش ماه خانواده خود را ندیده بودند. من اگر احساساتم را کنترل نکنم، هنوز هم از دیدن آن صحنهها متأثر میشوم.کسی نوهاش را ندیده، همسرش را ندیده و در گرمای ۵۰ درجه و رطوبت بسیار بالا از کشور دفاع میکند.در طرف دیگر، اگر کسی دنبال منافع شخصی، تعرض به بیتالمال، رانت، پارتیبازی و منفعت انتخاباتی و اقتصادی خودش باشد، این یک دو قطبی واقعی است.
بسیاری از این رزمندگان از اقشار ضعیف و متوسط جامعه هستند. حقوق بسیاری از آنها حدود ۲۰، ۲۵ یا ۳۰ میلیون تومان است و سربازان نیز درآمد بسیار کمتری دارند.این افراد در گرمای جنوب و سرمای زمستان کردستان، در برابر تهدیدات و گروههای تجزیهطلب و دیگر تهدیدات از کشور دفاع میکنند.بنابراین دو قطبی واقعی کشور میان کسانی است که حاضرند جان خود را برای کشور، ایران و دینشان بدهند و کسانی که همچنان از شرایط کشور برای منافع شخصی خود سوءاستفاده میکنند.این دو قطبی را باید جدی گرفت و برای آینده ایران، عدالت، منافع ملی، امنیت و توسعه را در کنار یکدیگر قرار داد.
فایل کامل گفتگوی عبدی مدیا با حسن قشقاوی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام