خانه / فائزه هاشمی ببینید | آینده گریزناپذیر جمهوری اسلامی؛ از مردم معترض تا انتقال قدرت؛ گفتگو با فائزه هاشمی خواندن 82 دقیقه - چهارشنبه 1405/04/17 - 22:28 کد خبر 25691 اشتراکگذاری آیا می توان از آینده گریخت؟ این سوال بسیار مهمی است که آیا گریزی از آینده هست یا خیر؟ تاریخ نه خواب است نه خیال، واقعیتی سرسخت که گاهی چهره اش را در آینه اعتراضات مردمی، گاهی در مذاکرات پشت درهای بسته و زمانی در سایه رفت و آمد رهبران و جانشینانشان نشان می دهد. جمهوری اسلامی پس از نزدیک به نیم قرن اکنون به نظرمی رسد در برزخی ایستاده میان تداوم و گذار عبدی مدیا: عبدی مدیا یک رسانه مستقل هست، بی پروا و متعهد به حقیقت حتی اگر حقیقت تلخ باشد و حتی اگر این حقیقت برای این رسانه مستقل لایکی به همراه نداشته باشد با شما حقایق را خواهم گفت، هر چند ممکن است خیلی برای شما خوشایند نباشد. اگر به دنبال روایت رسمی نیستید اگر واقعیات خاموش قدرت و نبض آینده ایران برای شما مهم است باید عرض کنم که عبدی مدیا در پی نوری است که بر قدرت بیفکند و اوضاع را کمی تا حدی برای شما روشن تر بکند این نور جنسش آگاهی است که مانند خورشید که یخ دروغ و دورویی را آب می کند قرار است که فضا را برای شما کمی شفاف تر کند. پس اگر به دنبال آگاهی هستید فراموش نکنید که می توانید با لایک و کامنت این رسانه را حمایت کنید همان طور که حتی اگر مایل باشید که حماییت مالی از این رسانه مستقل بکنید می توانید از طریق راه هایی که عرض کردم می توانید از این رسانه مستقل حمایت کنید.قطعا موضوع را می دانید و می دانید که امشب در مورد چه چیزی قرار است صحبت کنیم آیا می توان از آینده گریخت؟ این سوال بسیار مهمی است که آیا گریزی از آینده هست یا خیر؟ تاریخ نه خواب است نه خیال، واقعیتی سرسخت که گاهی چهره اش را در آینه اعتراضات مردمی، گاهی در مذاکرات پشت درهای بسته و زمانی در سایه رفت و آمد رهبران و جانشینانشان نشان می دهد. جمهوری اسلامی پس از نزدیک به نیم قرن اکنون به نظرمی رسد در برزخی ایستاده میان تداوم و گذار، خشم متراکم مردم، نسل بی اعتقاد به وعده ها، فروپاشی مشروعیت در نگاه بسیاری و در همان حال چفت و بست های سخت قدرت پرسش های عظیمی را به میدان آورده است. چرا برخی هیچ افق روشنی در مقابل این کشور نمی بینند؟ چه چیزی بیش از سیاست ما را از درون می فرساید؟ اقتصاد، بیکاری یا این حس جمعی بی پناهی، ایران در آستانه چه ایستاده است؟ انفجار، فرسایش یا تکرار؟ آیا انتقال قدرت نزدیک است؟ چه کسی چگونه و با چه مشروعیتی جایگزین خواهد شد؟ آیا صدای مردم جایی دارد این برنامه تلاشی برای مکاشفه و شکافتن لایه های پنهان و بازگویی آنچه شاید نباید گفته شود.همان طور که منتظر هستید امشب با کسی سخن می گوید خود حضور ایشان نوعی پارادوکس است زاده یکی از بنیانگذاران جمهوری اسلامی اما منتقد صریح او، زنی که صدایش گاهی بلندتر از مردان سکوت کرده سیاست ایران هست فضای عمومی را لرزانده او تجربه قدرت دارد و هم هزینه دگراندیشی خودش را پرداخت کرده است خانم فائزه هاشمی نه تنها فرزند هاشمی رفسنجانی که صدای متفاوتی از دل قدرت و شاید بر قدرت است. حضور ایشان امشب درست در شبی که سی و هفت سال پیش در چنین شبی پدر ایشان از بازیگردانان اصلی انتقال قدرت بود فرصتی است برای مواجهه با پرسش هایی که بسیاری از گفتن آنها پرهیز دارند. اگر موافق باشید در ابتدا می خواهم نگاه شما را از وضعیت فعلی یعنی ایران 1404 که شاید روزگاری سند چشم اندازها برایش نوشتند و مقاله ها نوشتند و سمینارها برگزار کردند از ایران 1404 بفرمایید به نظر شما جمهوری اسلامی در حال گذار است؟فائزه هاشمی: در بین صبحت هایتان عبارتی داشتید که شاید نقطه اشتراکی برقرار باشد متعهد به حقیقت، چون من این را در خودم می بینم که مهمترین چیزی که برایم وجود دارد حقیقت است اینکه این حقیقت در جناح و حکومت و اپوزسیون در هر جا می خواهد باشد برایم تفاوتی ندارد حقیقت را سعی کردم متعهد باشم و فارغ از جناح بندی ها بیانش کردم گاهی به ضررم شده هزینه داده ام گاهی به نفعم بوده که هیچ گاه به نفعم نبوده ولی در بین مردم پایگاه هایی ایجاد شده ولی مهمترین چیز حقیقت است فارغ از تبعاتی که دارد.عبدی مدیا: نگاه شما از وضعیت کنونی یعنی ایران 1404 روزگاری افق بیست ساله ای نوشته شد و امروز آن افق بیست ساله و سند چشم انداز نوشته شد امروز وضعیت را چه طور می بینید؟ آیا فکر می کنید جمهوری اسلامی در حال گذار است؟ یا در حال انقباض است؟ وضعیت جامعه را چه طور می بینید؟ چشم اندازی از وضعیت فعلی کشور و جمهوری اسلامی داشته باشیمفائزه هاشمی: گفتید مدینه کردید کبابم، گفتید سند چشم انداز، یاد پدرم افتاد و کار آقای احمدی نژاد، سند چشم انداز در دوره ای که ایشان رئیس مجمع تشخیص بود نوشته شد که قرار است 1404 ما اول منطقه باشیم، سند کوچکی است ولی می تواند متمم ها برای هر کدامش توضیحات و دقت های اجرایی به دنبالش می آمد آقای احمدی نژاد که آمد آن سند و هزار چیز دیگر را کنار گذاشت که نیازی نداریم ما همین الان اول دنیا و منطقه هستیم الان جزو برترین ها هستیم نه نظر کارشناس نه سند نیاز داریم و آن بلااستفاده بود الان چند صباحی است که قضیه سند چشم انداز مطرح شده و چه قدر دلمان می سوزد که چه فرصت هایی را در طول این سال 1384 تا 1400بیست سال گذشته از دست دادیم چه می توانستیم باشیم و چه شدیم به خاطر سیاست های غلط و اتفاقاتی که در کشور افتاد.در مورد وضعیت امروز باید بگویم چیزی که می بینم اول بگویم من یک کورسوی امیدی می بینم دلیلش را می خواهم توضیح بدهم که چرا چنین چیزی هست اولا معتقدم که آمدن آقای پزشکیان یک سناریو بود که توسط خود حاکمیت اتفاق افتاد و دلیلش از نگاه من می تواند این باشد که خود حاکمیت متوجه شد که مملکت به چه سمتی رفته در چه تنگنایی قرار گرفته در چه دره سیاه چال در چه جایی افتاده و چگونه باید نجاتش داد و آمدن آقای پزشکیان با این تصور و فرضی که دارم که سناریو بوده در واقع پشت سرش دیدیم اصلاحات نمی گویم عمیق ولی به هر حال اتفاقات خوبی افتاده مثلا قانون حجاب فعلا تعلیق شده به نظرمن نگاه حاکمیت و تلاش آقای پزشکیان هست. وزیر زن سخنگوی زن، زن ها وارد کابینه شده اند، سنی ها وارد کابینه شده اند همان زمان گفته شد دانشجویان اخراجی و تعلیقی در جنبش مهسا به دانشگاه برگشتند تعدادی استاد اخراجی به دانشگاه برگشتند که البته شامل ما نشد گفتند دانشگاه آزاد حاضر نیست زیر بار برود و چون بخش خصوصی حرف شنویی از وزارت علوم ندارد. خوب این دو قسمت FATF تصویب شد البته با شروطی ولی شروط طبیعی است چیز خاصی نبود، وارد مذاکره شدیم الان، البته مشکلات خیلی زیاد است ولی از آن طرف ناترازی، سومدیریت، برق، آب، تورم ، مشکلات اقتصادی، معیشت، سوخت، انرژی و... سر جای خودش هست ولی این تحلیل را دارم که قرار است حاکمیت یک سری اصلاحاتی را انجام دهد و شروع هم کرده است اینکه مذاکره چه سرنوشتی پیدا کند را نمی دانم چون نمی توانم پیشگویی کنم. در مورد سوال شما پیش بینی نمی توانم بکنم که قرار است آینده جمهوری اسلامی چه شود. ولی براساس شواهدی تحلیل می کنم که می تواند درست یا غلط باشد ولی اینقدر اتفاقات عجیب و غریب می افتد که ممکن است پس فردا تغییرات اساسی اتفاق بیفتد ممکن است نیفتد همین مسیر ادامه پیدا کند ولی خیلی جزو آرزوهای من حتما دیگران هم هست که خیلی اوقات پیش آمده یک سری اصلاحاتی انجام شده ولی متاسفانه دوباره صد درجه عقب برگشتیم این اتفاق این دفعه نیفتد و این باور به اصلاحات ساختاری نیاز داریم این قضیه تداوم داشته باشد و پیش برود.من اگر بخواهم وارد تحلیل جدی شرایط روز شوم اولین موردش این است که انتخاب پزشکیان یک سناریو بود و به نظرم طراحی شده بود که ما به آقای پزشکیان برسیم و یک نیروی اصلاح طلب. عبدی مدیا: در مورد موضوع آقای پزشکیان می خواستم بپرسم من با سناریو بودنش موافق هستم و درباره این موضوع نوشتم. آیا فکر می کنید که این سناریو بودنش طراحی این سناریو به نظر می رسد که توسط شخص اول جمهوری اسلامی یعنی آیت الله خامنه ای انجام شد این سناریو و طراحی را داشت و این تدبیر را برای وضعیت یا یک جورایی نجات یا بهبود وضعیت هر چه می خواهیم اسمش را بگذاریم فکر نمی کنید یکی از دلایلی که مسعود پزشکیان آمد این بود که همگرایی بین مخالفین جمهوری اسلامی را به یک واگرایی تبدیل کرد یعنی همگرایی که در جریان اعتراضات جنبش مهسا زن زندگی آزادی اتفاق افتاد تبدیل شد به یک واگرایی، اصلاح طلبانی که برخی تا یک پله رفته بودند و به فرض مثال شاید برانداز شده بودند برگشتند مثلا آقای کروبی بازگشت می کند آقای خاتمی دوباره دعوت می کند، به نظرم می رسد که ممکن است این تفسیر هم باشد که در واقع طراحی برای این نبود که یک سری آزادی ها و یک سری اصلاحات انجام شود طراحی برای این بود که همگرایی مخالفین جمهوری اسلامی تبدیل به یک واگرایی شود با این گزاره نظرتان چیست؟فائزه هاشمی: برعکس فکر می کنم، فکر می کنم نتیجه جنبش مهسا این ماجرا شد، این واگرایی و همگرایی در نقطه مقابلش، می خواهم از این فرصت استفاده کنم جنبش مهسا را آسیب شناسی کنم جنبش مهسا دستاورد خیلی بزرگی داشت به خصوص برای زنان و من آن را جنبش موفق می دانم، اتفاقاتی که بعد از آن افتاد زنان حتی به نظرم این جنبش مهسا علاوه بر اینکه زنان به بخش عمده ای از خواسته هایشان رسیدند هنوز مسائل زنان خیلی حل نشده باقی مانده است به بخش عمده ای از خواسته هایشان رسیدند باعث شد حکومت نگاهش به زنان تغییر پیدا کند مثلا همین که زنان وارد کابینه شدند قبلا معاون و وزیر زن نبود آقای روحانی گفته بود می خواستم وزیر زن بگذارم ولی نشد، خب نشد آقای روحانی یعنی چی؟ کی می تواند بگوید نگذار غیر از آقای خامنه ای، آقای روحانی مجبور باشد گوش کند یا اینکه خود حاکمیت و اصولگرها الان می بینیم مدیران زن یا زنانی که در صدا و سیما هستند به هر حال زنان را وارد حکومت سیستم جریانات سیاسی بیشتر کرده اند آن چیزی که می بینیم که به نظرم تاثیرات جنبش مهسا است خود حاکمیت به این نتیجه رسیده که باید مواضعش را نسبت به حقوق زنان مقداری تغییر بدهد حداقل از لحاظ سیاسی و نگاه مدیریتی و حکومتی و در نوع خودش بسیار جنبش موفقی بود ولی آسیب که نه حالا اتفاقاتی که پشت سر این افتاد، همگرایی که اول ایجاد شده بود جنبش 88، جنبش سبز سال 96 هم جنبشی اتفاق افتاد که خود اصولگرایان شروع کردند از دستشان در رفت بعد 98 سر گران شدن قیمت بنزین بعد به جنبش مهسا رسیدیم این وسط دختران میدان انقلاب و خیابان انقلاب هست جریاناتی که مسیح علینژاد راه انداخت آزادی های یواشکی یا چهارشنبه های سفید یا هر شهروند یک خبرنگار یا هر دوربین یک خبرنگار این ها چیزهایی بود که همه جریانات مثبتی بود و جریان سازی در جامعه داشت. تا به جنبش مهسا رسیدیم اتفاقی که در جنبش مهسا افتاد که از این طرف باعث برگشت خود من می گویم حکومت یک کورسویی ایجاد کرده است تا قبل از جنبش مهسا این صحبت را نداشتم جزو منتقدین صفت و سخت بودم ولی نگاه من هم تغییر کرده است. اولا اینقدر بین اپوزسیون تفرقه بود پادشاهی ها یک طرف حقوق بشری ها یک طرف جریانات مختلفی که بودند و این درگیری که این ها با همدیگر داشتند بعضی ها معتقدند این نفوذ حکومت بوده یا نمی دانم شکاف حکومتی ها و عوامل آنها بوده ولی قبول ندارم چون من همین نماد اپوزسیون را در زندان می دیدیم آنجا که می دیدیم نقش حکومتی نبود ولی همان اختلافات همان خودی و غیرخودی و همان انحصارطلبی ها بین اپوزسیون و کسانی که در زندان به عنوان مبارز بودند همان دلایلی که مبارزه کرده بودند همان ها را برای هم بندی های خود پیاده می کردندعبدی مدیا: که منجر شد به نامه ای که نوشتیدفائزه هاشمی: دقیقا، در آن نامه به تفصیل بیان کردم که چه اتفاقاتی در اپوزسیون یعنی همین منتقدین و مخالفین نظام در زندان هست چه بلایی سر هم بندی ها می آورند خود اپوزسیون خودش را تحمل نکرد و خودش علیه خودش شد. بعد اتفاقاتی که افتاد خشونت دو حالت دارد در این جنبش ها معمولا، خودم اعتقادم بر این است که همان طور که خیلی از آقایان اعلام کردند سردار همدانی نه به این صراحت بلکه به این مضمون یعنی عین جمله را نقل نمی کنم ولی با این مضمون گروهی داریم اراذل و اوباش برای سرکوب معترضان استفاده کردن تظاهرات اعتراضات خشونت می کنند می زنند می شکنند این بهانه ای می شوند که بگویند اغتشاشگر هستند برخورد کنند این خشونت معمولا اتفاق می افتد ولی از آن طرف این جنبش دچار خشونت شد خودش هم به هر حال این قضیه برایش به وجود آمد قضیه عمامه پراکنی ما که نمی توانیم بگوییم همه آخوندهاعبدی مدیا: آیا مردمی که به خیابان آمدند کسانی که به خیابان ها آمدند به دنبال تغییر و انقلاب بودند اسمش را گفتند انقلاب مهسا، انقلاب بدون خشونت انقلاب نیست، آیا امکانش هست بدون خشونت انقلاب شود؟ کسانی که به دنبال تغییر هستند الان می گویند که داریوش بود می گفت آخرین سنگر سکوت است این ها می گویند باید وسط میدان باشیم و مبارزه کنیم مثل مبارزه هایی که زمان انقلاب سال 57 شد چریک های فدایی خلق آمدند سازمان مجاهدین آمد زمانی هم انقلاب پیروز شد که در واقع مبارزه مسلحانه اوج گرفت سنگرسازی در خیابان ها شد این ها تصاویرش هست کتل مولوتوف آموزشش را روی دیوارها می زدند اعتراض می کردند که چرا بعضی از کانال ها آموزش خشونت می دهند هر چند با فرمایش شما موافقم یعنی خشونت مجوز استفاده از خشونت را به حاکمیت مستقر صادر می کند اما آیا اصلا انقلاب یا تحول بنیادینی که برخی در خیابان ها هستند درصدشان بحثی نداریم آیا بدون خشونت امکان پذیر هست؟فائزه هاشمی: حکومت ما انقلاب های مخملی می داند در کشورهای اروپای شرقی تغییراتی که اتفاق افتاد با حضور مردم و نافرمانی مدنی و ترک کردن خیابان خشونت هم نبود، بیشتر ماندن در خیابان و نشان دادن اعتراض به همان سبک بود که آن ها موفق هم شدند این ها انقلاب مخملی می گویند ولی به نظرم آره من با خودم با انقلاب مخالفم چون هر انقلابی معمولا بعدش بدتر شده بهتر نشده است از این نظر مخالفم ولی تغییرات اساسی بوده که بدون خشونت اتفاق افتادهبین دوستان و فامیل ها می شنیدم که چادری بودند در خیابان احساس ناامنی داشتند کسانی که در جنبش بودند با خشم رفتار می کردند عبدی مدیا: نشانه گذاری شده بود می گفتند اگر چادری هستی پس طرفدار حکومت هستیفائزه هاشمی: خود جنبش سبز ما عمده افراد چادری و حکومتی ها بودند که وارد جنبش سبز شدند و حتی خود خیلی از اصولگرایان وارد جنبش سبز شدند آن موقع تغییر نگاه یافتند نسبت به حکومت.مطلب بعدی این جنبش مهسا نمی گویم همه شان ولی آنچه در زندان می بینم جنبش سبز را قبول نداشتند می گفتند حکومتی ها بودند اتفاقاتی که برای حقوق زنان در تمام سال ها خیلی ها فعالیت کرده بودند را قبول نداشتند همه چیز از جنبش مهسا شروع شده بود چیزهای قبلی را رد می کردند اصلاح طلبان را سال 88 خیلی اصلاح طلبان زندان رفتند شکنجه شدند کشته شدند آنهایی که در خیابان بودند دستگیر شدند را قبول نداشتند همه را رد کردند همه چیز از جنبش مهسا شروع شد اصلاح طلبان نتوانستند با این ها ادامه دهند نادیده گرفتن فعالیت های حقوق زنان قبل از این جنبش یا خشونت هایی که بعضی جاها اتفاق می افتاد زندان بارها بارها می شنیدم که اگر ما پیروز شویم قرار است چوبه های دار در خیابان برپا کنیم اصلاح طلبان را اعدام کنیمعبدی مدیا: هر نفر یک تیر چراغ برق گذاشته اندفائزه هاشمی: هر کدام از این اتفاقات یک سری آدم می ریزد کسانی که با این جنبش همراه بودند کم شدند سرکوب های حکومتی را فراموش نمی کنیم، چون متاسفانه حکومت سرکوب کردن خیلی حرفه ای شده است و خیلی موثر این کار را می کند و دستگیری های من خودم در زندان بودم در سلول 209 هم بودم همین جور دستگیر می کردند و می آوردند سلولی که یکی دو نفر می توانست باشد هشت نه نفره بودند سرکوب ها را کنارش بگذاریم این جنبش که جمع شد علی رغم دستاوردهای مثبتی که به نظرم داشت و آن را جنبش در کلانش موفق ارزیابی می کنم ولی رفتارها و گفتارهایی که در این برنامه ها بود این ها باعث ریزش شد که با آن مسیر خیلی ها نمی توانستند ادامه بدهند و به دنبال تغییرات باشد پای خودش ایستاد آنها ریختند به این نتیجه رسیدند که باید در انتخابات و اصلاحات واقعی باشیم نه انقلاب نه تغییرات عمده و اصلاحات و دوباره برگشتند چون چنین دوره انتخابات تحریم شد مثلا چیزی که ضرب المثل شده می گویند چند درصدی هستید چون خیلی مردم کم شرکت کردند در این انتخابات اخیر ولی دوباره جو انتخابات گرم شد آن سناریو طوری چیده شد که مردم بیشتر انگیزه پیدا کنند و وارد انتخابات شوند از جمله نگه داشتن آقای جلیلی و این هم خودش عاملی بود که خیلی ها به خاطر انتخاب نشدن آقای جلیلی وارد انتخابات شدند. عبدی مدیا: آقای فرامرز نوشته یادآوری به خانم هاشمی بکنید که یادتان نرود مردم شعار می دادند اصلاح طلب اصولگرا دیگر تمامه ماجرا یعنی خیلی اصلاح طلبان محلی از اعراب ندارندفائزه هاشمی: ولی اصلاح طلبان جنبش سبز با اصلاح طلبانی که در شعار بودند فرق دارند، موضوعش با هم فرق داردعبدی مدیا: باور دارید به اصلاح طلب اصولگرا تمامه ماجرافائزه هاشمی: آن زمان بله، امروز تغییر نگرش پیدا کردم وضعیت اپوزسیون در زندان دیدیم که اگر اصلاحات الان اصلاحات خوب و ساختاری و عمیق الان انجام بگیرد من ترجیح می دهم این باشد تا اینکه بخواهیم همراه عده ای باشیم معلوم نیست بعد پیروزی چه می کنند. در نامه ام نوشتم به نظرم خیلی فرقی با دیکتاتوری و شرایط الان ندارند یعنی اگر به قدرت برسند وضعیت بدتر می شود.عبدی مدیا: بیشتر فکر می کنید اپوزسیونی می تواند بیایید تحولی ایجاد کند و در شرایط و زمان جنبش مهسا که روحش شاد باشد این دختر ایران زمین که چه مرجع تاریخی را خلق کرد بد نیست که یک درودی به روانش بفرستیم کسی که اعتقاد دارد برایش فاتحه ای بخواند و خیلی اسمش را نمی بریم ولی به نظرم خیلی از این اسم و از این خون هم سواستفاده هم شد. پیش از این فکر می کردید آیا می شود با تغییر حکومت توسط جابه جایی جمهوری اسلامی با هر کسیفائزه هاشمی: نه من هیچ وقت دنبال براندازی نبودم، برای براندازی کار نکرده ام، ولی به هر حال جزو منتقدین تند و تیز بوده ام و انتخابات را چندین دوره شرکت نکردم، بیانیه هم دادم که شرکت نمی کنم که دلایل خودش را داشت هنوز معتقدم آن سیاست ها درست بود، ولی الان ترجیحم این است همین حکومت اصلاح واقعی شود نه اصلاح ظاهریعبدی مدیا: اصلاح از جنس اصلاحات یا اینکه اصلاح به معنای واقعی کلمهفائزه هاشمی: اصلاحات به معنای واقعی کلمه، کاری به اصلاح طلبان ندارم خودم با اصلاح طلبان مشکل دارم اصلاحات به معنی عام نه جناح اصلاح طلب روی کار بیاید چون آمد روی کار و چنگی به دل نزد او هم خیال نکنیم شق القمر کرد چون بالا ولایت فقیه داریم هر کسی بیاید خیلی دست باز ندارد که تغییرات و اصلاحاتی بدهد طبیعتا محدودیت هایی دارد و اصلاح طلب و اصولگرا دیگه تمومه ماجرا باهاش موافقم آن هم برای زمانی بود که بابا به نظرم کشته شد آقای روحانی و مجموعه اصلاح طلبان احزاب اصلاح طلب تغییر مسیر دادند و حتی در انتخابات بعد از کشته شدن بابا با رای بالا آقای روحانی آمد ولی به دلایل شرایط سیاسی آن موقع اینکه پشتیبان نداشتند شاید ترسیدند همان بلایی که سر بابا آمده سرشان بیاید و دلایل متعدد دیگر تغییر مسیر دادند یک جوری خودشان مرتبط با حاکمیت شدند شعارها و مطالباتی که مردم برای آن رای گرفته بودند دنبال نکردند برفرض سال 98 اعتراضات راه افتاد بیانیه هایی بود که هم دل حکومت را به دست بیاورد یک گوشه ای دل مردم را به دست بیاورند بنابراین جدا شدند از خط اصلاح طلبی خودشان جدا شدند و به نظرم آن شعار آنجا معنی داشت و موافقم. الان اگر می گویم اصلاحات منظورم این نیست اصلاح طلبان روی کار بیایند چون خاطره خوشی از خودشان باقی نگذاشتند اصلاحات به معنی عام منظورم هست.عبدی مدیا: به نظر می رسد وقتی در زندان با برخی از معترضین مواجه پیدا کردید کسانی که حالا حتی به فکر براندازی هم بودند احساس کردید که روح دیکتاتوری حاکم است فکر کردید اگر براندازی شود یک دیکتاتوری دیگری خواهد آمد و تغییری به حال ملک و ملت ایران اتفاق نمی افتد این درست است؟فائزه هاشمی: آره، تا حدودی همین است هر انقلابی شرایط در تمام جهان انقلاب ها بعد از انقلاب ها شرایط بدتر شده است بهتر نشده است نداریم جایی انقلاب شده باشد حالا البته انقلاب های به قول جمهوری اسلامی انقلاب های مخملی و تغییراتی که اروپای شرقی اتفاق افتاد اسمش را نمی توانیم انقلاب به معنی همراه با براندازی بگذاریم این ها متفاوت هستند ولی چون هیچ وقت طرفدار انقلاب نبوده ام چون انقلاب را مفید به خصوص بعدش نمی بینم ولی برانداز هم نبودم این جور نبود که تلاش کنم برای براندازی ولی انتقادات تند و تیزی دارم و الان بسیاری از انتقادها هست الان فکر می کنم که چون یکی از چیزهایی که در زندان گفته می شد آنهایی که در ترکش این افراد قرار می گرفتند می گفتند این مجموعه قدرت ندارند این هستند در زندان وای به حال که قدرت بگیرند چه می کنند صد رحمت به حکومت موجود و آقای خامنه ای.عبدی مدیا: در مصاحبه قبلی گفتید صد رحمت به ساواک باید با چراغ دنبال ساواک باشیم یادم هست این را گفتیدفائزه هاشمی: جمهوری اسلامی روی شاه را سفید کرده است هر انقلابی شرایط بعدش بدتر خواهد شد بهتر نخواهد شد.عبدی مدیا: نسبت به اظهارات شما یا دکتر زیباکلام یک صحبت هایی می شود، مردم کامنت هایی می نویسند نگاه هایی وجود دارد می گویند در زندان با فائزه هاشمی معامله ای شد او از مواضع خودش کوتاه آمدفائزه هاشمی: همان نامه را اگر افراد دقیق خوانده باشند رفتارهایی که نقد کردم به عنوان زندانی مقایسه کردم با جمهوری اسلامی یعنی اگر قرار بود کوتاه بیایم نباید این ها را می گفتم و این را کاملا رد می کنم چون خودم می دانم و کسانی که در زندان با من بودند به خصوص این هایی که آسیب این گروه را دیده بودند می توانند شهادت بدهند چنین معامله ای در کار نبود، ضمن این که یک هفته می خواستند من را آزاد کنند بیرون نمی آمدم می گفتم اگر بیرون بیایم اون وقت می گویند این نامه را نوشت تا آزاد شود به زور من را بیرون کردند کسانی که در زندان هستند می توانند شهادت بدهند. همسرم می گفت که دو بار تو را به زور در زندان بردند دو بار به زور از زندان بیرون انداختند من اصلا 5 بار خواستند من را آزاد کنند بیرون نیامدند دفعه آخر کلک زدند در دفتر مدیریت بردند گفتند حکم آزادی آمده یک دقیقه دیگر تو را نگه داریم ما را مجازات می کنند حتی اجازه ندادند به بند برگردم وسایل را بردارم واقعا چنین چیزی نبود. این برمی گردد به شناخت آدم ها از همدیگر وقتی می گویم دنبال حقیقت هستم، پیش بینی هم می کردم اگر این آزادی اتفاق بیفتد همین حرف زده می شود ولی چون آزادی دست من نبود من مجبور شدم من را بیرون انداختند از زندانعبدی مدیا: آزادی به اضافه آن نامهفائزه هاشمی: بله. برایم مهم این بود حقیقت را بگویم قضاوت عمومی هر چه باشد برای من بیان حقیقت مهمتر است و فکر می کنم وظیفه من این است به عنوان خواص می توانم بگویم هستم یک عده آدم ها گوش می کنند وظیفه امثال ما گفتن حقیقت است نه اینکه دنبال جو باشیم گاهی اوقات ببینیم حرکت جو درست است حتما دنبالشان می رویم ولی گاهی اوقات احساس کنیم اشتباهی هست وظیفه مان هست که بگوییم. خدا وکیلی چنین چیزی نبود همان موقع کسانی که نقدشان کردم با آن نامه، نامه ای در جواب من ندامت نامه ای برای آزادی نوشتند ولی اگر متنش را خوانده باشید حرف های من را رد نکرده اند یک کلمه نامه ها و کسانی که جواب دادند نگفتند حرف های فائزه دروغ است من را زیر سوال بردند با دروغ، که در زندان بود ویژه بود خاص بود امتیاز داشت این طور نبود من یک زندانی مثل بقیه بودم تا الان یک نفر نگفت فائزه دروغ می گوید.عبدی مدیا: جمع بندی در این فصل صحبت شما داشته باشم از این پیامی که هستی نوشته در چت روم استفاده می کنم که می گوید با این احتساب آیا نگاه شما برای اینکه معتقدید این ساختار باید حفظ شود آیا نگاهتان حفظ وضعیت موجود است؟فائزه هاشمی: معتقد نیستیم این ساختار باید حفظ شود من معتقد به اصلاحات ساختاری هستم، چیزی برای خودم ارزیابی داشتم از همان استفاده کنم اعتقاد به اصلاحات ساختاری دارم، ممکن است ظاهر ساختار این است وضع موجود حفظ می شود ولی اعتقاد دارم ما قانون اساسی مان چند ایراد اساسی دارد اگر واقعا اصلاحات درست و واقعی بخواهد انجام شود این اتفاقات باید بیفتد اولا باید چند رفراندم برگزار شود نظر مردم باید در رابطه با هسته ای در رابطه با امریکا در رابطه با سیاست مقاومت در رابطه با سیاست های موشکی در رابطه با سیاست خارجی وقتی می گویم رابطه با امریکا شامل سیاست خارجی از جمله رابطه با امریکا و غرب به نظرم نوع حکومت یعنی من اعتقاد به حکومت دینی ندارم چون معتقدم با این حکومت دینی دو ایراد بزرگ دارد یکی اینکه دین خراب شد که دیدیم شد فقط مال ما نیست هر جا حکومت دینی بوده این اتفاق افتاده دوم اینکه حکومت های دینی که با باورهای مردم سرکار دارند دیکتاتورهای قوی تری می شوند و ماندگاری شان بیشتر است حکومت دینی این نوع حکومت چیزی است که باید به رفراندم گذاشته شود اگر براساس این رفراندم وارد اصلاح قانون اساسی شویم چند نکته را باید داشته باشیم حذف حکومت دینی حذف ولایت مطلقه فقیه، ما اصلا ولایت فقیه لازم نداریم رئیس جمهور نخست وزیر زمانی که داشتیم این ها با هم در تعارض بودند یکی را حذف کردند رئیس جمهور ماند الان هم همین است آن تعارض بین ولایت فقیه و رئیس جمهور اتفاق می افتد رئیس جمهور رای مردم را می گیرد مطالبات را باید پاسخگو باشد ولی وقتی پیروز می شود عملا نمی تواند کارهایی انجام دهد یا خوب نمی تواندعبدی مدیا: مثل آقای پزشکیان که گفت می خواست مذاکره کند آقای خامنه ای گفت نه و تمام شدفائزه هاشمی: قانون اساسی ما تبعیض دارد تبعیض جنسیتی، نژادی دارد نژادی صراحت در قانون اساسی ندارد تبعیض دینی اعتقادی دارد که مثلا رئیس جمهور باید شیعه باشد یک سری اما و اگرهایی قانون اساسی دارد مثلا بگویم زن و مرد حقوق برابر دارند در چارچوب موازین اسلامی خب این موازین را کی تفسیر می کند هزار تا برداشت هست که نتیجه این شده است این اما و اگرها باید در بیاید اصول قانون اساسی باید جامع و مانع باشد شرط و شروط نمی تواند داشته باشد خود اصل بازنگری قانون اساسی قابل عمل شدن نیست سخت عملیاتی می شود که باید تغییر پیدا کند مواردی که در بازنگری قانون اساسی قابل تغییر نیست باید تغییر پیدا کند اعتقاد ندارم این ساختار باید حفظ شود ساختار باید این تغییرات را داشته باشد عبدی مدیا:مواردی که می فرمایید به نظر می رسد در چارچوب نگاه آقای میرحسین موسوی و بیانیه شان برای اصلاحات ساختاری در چارچوب آن می گنجد درست است؟فائزه هاشمی: آره، من همان موقع که آقای میرحسین بیانیه داد مطلبی در آن کنفرانس برای آینده دادم چی می خواهیم چه نمی خواهیم آنجا یک سری مطالبی مطرح کردم که در این چارچوب بود.عبدی مدیا: خطی را مشخص کنیم اصلاحات یعنی اینکه با وضعیت موجود یک جاهایی درست بکنیم و یک اتفاق آن چیزی که شما می گویید یک جورایی شخم زدن است یعنی اصلاحات ساختاری شاید در اصلاحات انگلیسی برای این شاید قشنگ تر باشد شاید بیشتر قابل فهم تر باشد شما دنبال رفورم نیستید شما دنبال ترنس فورمیشن هستید یعنی دنبال تبدیل نوع حکومت با حفظ ساختار موجود بدون رویکرد انقلابی هستید آیا فکر می کنید این رویا عملی هست؟ یک رویا است؟ چون به هر صورت این چیزهایی که می گویید خیلی قشنگ است برای خیلی هایی که دنبال تغییر هستند کسانی که با جمهوری اسلامی یا با حکومت آخوندی بحثشان با ساختار فعلی با تمام ارکان حکومت مشکل دارند بحث جدایی است ولی بعضی از این چیزها که می گویید برای خیلی ها ممکن است جالب باشد اینکه دین را از سیاست جدا بکنی اینکه ساختار قانون اساسی تغییر پیدا کند اینکه روی خیلی از مسائل شما رفراندم و همه پرسی بگذارید و بعد به همه پرسی توجه کنید این موارد جذاب هستند ولی این رویا آیا واقعی است؟ یا مسئله مردم این است می گویند با این رویا ممکن است ما را از مبارزه برای اینکه اصلش را شخم بزنیم متوقف می کنید با این کار به نظرتان این رویا دست یافتنی است؟فائزه هاشمی: باورمان شد که یک روزی دختران با بی حجابی در خیابان باشند اصلا امکان پذیر بود؟ اصلا می توانستیم تصور کنیم چنین صحنه ای را؟ هر چیزی می شود باشد شما باورتان می شد با امریکا مذاکره کنیم؟ بالاخره شرایطی پیش می آید حاکمیت ممکن است نه به خاطر اینکه دلش برای مردم بسوزد دلش برای منافع ملی بسوزد برای حفظ خودش مجبور باشد خیلی کارها را بکند همین الان این اتفاقات می افتد می تواند همان اتفاقات بیفتد ما مثلا بازنگری در قانون اساسی را داریم اصل 177 دارد ولی اگر شش مرحله دارد 5 مرحله اش را باید رهبر تایید کند وارد ششمین مرحله که می شویم مردم رای می دهند یا رفراندم در قانون اساسی پیش بینی شدهعبدی مدیا: یعنی تبدیلی که در ذهنتان هست نظرتان این است جمهوری اسلامی ایران بماند؟ یا تبدیل به جمهوری ایران شود؟ یا اصلا تبدیل بشود به ایران؟ مد نظرتان چیست؟فائزه هاشمی: جمهوری می بینمعبدی مدیا: یعنی اسلامی حذف شودفائزه هاشمی: من حکومت جمهوری می بینم ایده آلم حکومت جمهوری با مشی سوشیال دمکرات می بینیم یک سری خدمات اجتماعی باید داده شود کشورهای اسکاندیناوی مثال خوبی هستند که هم خدمات اجتماعی خوبی دارند آموزش بهداشت یک سری چیزهای خدمات عمومی برای مردم رایگان هست ضمن اینکه اقتصاد آزاد دارند بخش خصوصی فعال است. نگاهم جمهوری استعبدی مدیا: از نظر حاکمان جمهوری اسلامی طبعا کسی که به اسلامی یعنی به حذف اسلام از قاموس جمهوری اسلامی معتقد باشد یعنی بگوید حکومت از درون تهی می شود چیزی که هست و خود به خود در صف براندازها او را قرار می دهد قبول دارید؟فائزه هاشمی: نه قبول ندارم البته نمی دانم نگاه حکومت چیستعبدی مدیا: نگاه حکومت را می گویم. باز برگردم به دو گزاره ای که در صحبتتان گفتید یک تعامل دانشگاه آزاد با شما که در ابتدای صحبت تان گفتید و دوم هم بحث کشته شدن پدرتان که می خواستم از این لفظ استفاده کنم جمهوری اسلامی با شما پدرکشتگی دارد؟فائزه هاشمی: با شخص منعبدی مدیا: با شخص فائزه هاشمی پدرکشتگی دارد؟فائزه هاشمی: اصلا داشته باشد موضوع که این نیست.عبدی مدیا: اگر مثلا گزاره هایی در صحبت شما راهکاری بود برای برون رفت حکومت از این بستگی ها از این فشارها از این مشکلات شما دارید راهکاری می دهید که هم حکومت بتواند درست اداره کند هم مردم بتوانند زندگی راحتی داشته باشند این نظر شما و نظریه شما که در واقع نظریه پردازش شاید اصلی ترش آقای میرحسین موسوی که همچنان در حصر هست بقیه کسانی که نگاه مشابه داشتند یا خود شما که در زندان رفتید یا تاج زاده که در زندان هست این را قرائت حاکمیت از این نوع نگاه شما نگاه اصلاحات نیست، اصلاحات تعریف شده در آن نیست یک نگاه مخالفت جدی با خودش استفائزه هاشمی: این طور بگویم ممکن است با روش های این ها مخالفم به نظرم روش های درستی نیستند و من این طور بگویم موضوع حجاب و رفتن در مذاکره با امریکا بود که از وقتی ترامپ آمده من دیدم خیلی از این حکومتی ها که در مقابل تندروها که مخالفت می کردند که چرا قانون حجاب تعلیق شده چرا مذاکره می کنیم آمدند گفتند اصل حفظ نظام است و الان برای مصلحت نظام باید این کارها اتفاق بیفتد اگر قرار است نظام حفظ شود این را تعمیم بدهید اگر قرار بوده نظام حفظ شود بعضی می گویند ماهیت نظام دینی است اگر قرار است دینی نباشد نظام حفظ نشده این طور می بینم مقایسه ای زمان شاه و جمهوری اسلامی را بکنید زمان شاه مردم دین دارتر بودند یا الان؟ قطعا زمان شاه یکی از نگرانی های پهلوی این بود که روز به روز دختران با حجاب در دانشگاه زیاد شده بودند مردم ریشو زیاد می شوند مردم به دین و ایمان روی آورده اند این گروه های جوان مومن می شدند یک آدم عاقلی در حکومت بگوید این عملکرد و حکومت دینی دین زدایی دین ستیزی ایجاد کرده است اگر ما هدفمان حفظ نظام و حفظ دین است زمان شاه را الگو بدانیم نه که آن کارها را بکنیم که دین لقلقه زمان شاه نبود ولی مردم دین دارتر بودند ما این تجربه و تاریخ را داریم اگر می خواهیم مردم دوباره دین دار شوند پس بیاییم نوع حکومتمان که دینی است را برداریم از عنوان حکومت مان چون خطاهای ما به پای دین نوشته نمی شود مردم اگر ما اشتباهی می کنیم اگر مشکل پیدا می کنند نمی گویند اسلام به درد نمی خورد خوب حکومت اشتباه کرده مثل هر حکومت دیگریعبدی مدیا: جمهوری اسلامی این قرائت را قبول نداردفائزه هاشمی: ممکن است برسد همان طور که رسید قانون حجاب را تعلیق کرد اگر اصل نظام را حفظ کنیم با امریکا وارد گفتگو شویم خیلی ها مخالف هستند چه اشکال دارد این خوش بینی را داشته باشیم قرار است مردم دین دارتر شوند اگر قرار است جامعه به طرف دین حرکت کند واقعا دغدغه مان دین باشد این عنوان حکومت دینی را برداریم مردم خطاهای ما را پای دین نگذارند به طور طبیعی دوباره ممکن است گرایش مردم به دین افزایش پیدا کند عبدی مدیا: دغدغه جمهوری اسلامی دین مردم است واقعا؟ البته در فومن جهنمی ساخته اندفائزه هاشمی: نه من اعتقاد دارم با این عملکردی که دارند دغدغه شان دین نیست ولی ممکن است 4 فرد عاقل پیدا شوند اگر می خواهیم دین را نجات دهیم عنوان دینی را برداریم ما حکومت مان را بکنیم آدم بالاخره چه اشکالی دارد خوشبین باشیمعبدی مدیا: فعلا که جهنم ساختند ببینیم بهشت را کی می سازند نظرتان در مورد جهنمی که ساختند چیست؟ می دانید که پروژه سپاه بودهفائزه هاشمی: فرمانده سپاه فومن اعلام کرد به نظرم خیلی کار اشتباهی بود معمولا چیزهای تشویقی و ایجابی جواب بهتر می گیرد تا چیزهای سلبی و منفی اگر قرار است که مردم را به دین داشتن تشویق کنید بهشت بسازید یکی از پیام های مردمی جالب بود می گفتند بهشت را بسازند باید شراب و حوری داشته باشد این ها را چه طور می خواهند نمایش بدهند قوانینی که ساختند اینجا نمی توانند نمایش بدهند پس اونوری رفتند. خیلی کار اشتباهی بود به نظرم خطای بزرگی بود.من این انتظار را ندارم چیزهایی که می خواهم فوری اتفاق بیفتد ولی فکر می کنم می تواند در مرور زمان نه خیلی طولانی بالاخره به آن سمت برویم احتمالش را می دهم با توجه به شرایط حاکم چنین اتفاقاتی بیفتدعبدی مدیا: متوجه نگاه شما شدم و امیدوارم این هم برای بینندگان هم این شفاف شده باشد. اگر اجازه بدهید می خواهم وارد بحث بعدی بشوم و موضوع انتقال قدرت است به هر حال امشب هم یک مناسبتی دارد یعنی سی و هفت سال پیش اگر اشتباه نکنم آقای هاشمی رفسنجانی نقش کلیدی در انتقال قدرت داشت در بحث رهبری بعد از فوت آقای خمینی انتقال رهبری به آقای خامنه ای، خاطره ای داریدفائزه هاشمی: چیزهایی که خواندیم همین هاست خاطره ای که می توانم بگویم خنده دار هم هست واقعی است ولی می شود باهاش خندید اینکه هر کی من را در خیابان یا جاهای عمومی می بیند می گویند هر چی آقای هاشمی را ببخشیم این انتقال قدرت را نمی توانیم ببخشیم و این خطا را ایشان کرد و این بلا را سر مملکت آورد این را خیلی مردم می گویندعبدی مدیا: موضوع این است که خب به هر حال یک شاید شباهت های تاریخی ببینیم و شاید بشود این روزها ما راجع به انتقال قدرت صحبت کنیم گروه هایی از قدرت به دنبال سهم خواهی از قدرت هستند دنبال این هستند که به هر حال گزینه های خودشان را به نحویی مطرح کنند به نحویی نشان بدهند فکر می کنم زمانی که انتقال قدرت اتقاق افتاد شما خیلی سنتان کمتر بود و در واقع خیلی شاید به سیاست وارد نشده بودید به نظرتان آیا شما ساختار جمهوری اسلامی و ساختار قدرت را در حال آماده سازی برای انتقال قدرت در سطح رهبری می بینید اگر بله چه شواهدی را می بینید برای این انتقال قدرت؟فائزه هاشمی: آن موقع همان طور که گفتید سال 68 من اصلا وارد سیاست نشده بودم یعنی من اولین کار سیاسی ام سال 74 که کاندیدای انتخابات مجلس پنجم شدم بنابراین واقعا خیلی یادم نمی آید که چه اتفاقاتی افتاد دنبال هم نمی کردم موضوعات سیاسی را، اگر بوده یادم نیست چون حافظه قوی هم ندارم به خصوص در مسائلی با فاصله دور.یک داستانی را یکی از این آقایان تعریف می کرد البته خودم در جریانش نبودم ولی مثلا همین سال های اخیر بود که بعد از فوت بابا بود که تعریف می کردند که زمانی که آقای خمینی فوت می کنند احمد آقا مخالف بوده خیلی ها می گویند چرا بابات خودش رهبر نشده می گویم دنبال این موضوع نبوده یاد این داستان می افتم احمد آقا مخالف بوده یکی شورای رهبری که بابا رهبر بشه من دارم نقل قول می کنم اینکه خودم شاهدش باشم یا از بابا شنیده باشم نه، دلیلش این بوده که نگران بود اگر آقای هاشمی رهبر شود آقای منتظری را چون به هر حال ایشان قبلا قائم مقام رهبری بودند دوباره چون بابا در ان زمانی که آن رهبرها با آقای منتظری می شود همیشه از آقای منتظری حمایت می کرده شاید علنی نبوده ولی در خفا با آقای خمینی در این مورد حرف می زده که نباید این رفتارها باشه یک بخشی هم علنی شد اینکه آقای منتظری را احیا خواهد کرد و بر می گرداند به عنوان قائم مقام یا هر چیزی، اگر شورای رهبری شکل بگیرد آقای هاشمی یک عضو را آقای منتظری می گذارد خیلی فضا در جواب آنهایی می گویم که خودش رهبر نشد البته معتقدم با این ساختار قانون اساسی حتی اگر خود ایشان هم می شد احتمال اینکه باز به این دیکتاتوری برسیم وجود داشت چون ساختار قانون اساسی آدم ها را خراب می کند شما کنارش تقدس و این چیزها را قرار بدهید که فاجعه می شود.اما در شرایط فعلی اینکه شرایط برای انتقال رهبری یا جریانات برای این قضیه وجود دارد به هر حال آقای خامنه ای نزدیک 90 سال دارند از بابا کوچک تر بودند الان چند سالشان هست؟عبدی مدیا: آقای خامنه ای متولد 1317 هستندفائزه هاشمی: الان 86 ساله هستند، به طور طبیعی می تواند اتفاقی بیفتد و ایشان نباشند و فوت کنند و بعد جریان انتقال رهبری اتفاق بیفتدعبدی مدیا: البته این را بگویم آقای خامنه ای در انتخابات اخیر در مراسمات اخیر یک جورایی سلامتی خودش را رخ کشیده حتی آقای محمدی گلپایگانی در بعضی از مراسم نماز هست که پخش زنده می شود روی صندلی می نشیند نشسته نماز می خواند ولی آقای خامنه ای سلامت خودش را به نحوی به رخ می کشدفائزه هاشمی: بله، طولانی مدت صحبت می کنند ولی به هر حال می تواند پیش بیاید سن و سالی است که هر اتفاقی می تواند بیفتد خیلی ها هیچ مشکلی ندارند ولی یهو سکته می کنند، به خصوص سکته بین جوانان زیاد شده است بنابراین این اتفاق می افتد بیفتد حتی الان سال هاست شنیدم کمیته ای سه نفره ای شکل گرفته برای جانشین رهبری کار می کنند اگر آقای خامنه ای نباشد جایگزین کی باید باشد بنابراین انتقال رهبری در این سن و سال و شرایط دور از ذهن نیست.عبدی مدیا: شما خودتان می بینید که آیا نظام در حال آماده سازی برای انتقال قدرت باشد؟فائزه هاشمی: یک کمیته سه نفره روی این قضیه کار می کنند که کاندیداهای این قضیه را داشته باشند که اگر آقای خامنه ای نبود بتوانند جایگزین کنند و از نگاه خودشان کشور دچار خلع رهبری نشود. در زمان آقای خمینی سریع موضوع را جمع کردند عبدی مدیا: به نظرتان می رسد که چه پارامترهایی اگر بخواهیم مقایسه ای بکنیم با دوران انتقال رهبری به آقای خامنه ای چه پارامترهایی یا چه عامل هایی تاثیرگذار در انتقال رهبری به رهبری سوم هستند؟ آن زمان نقش آقای هاشمی رفسنجانی نقش غیرقابل انکاری هست سخنرانی صحبت مقبولیت آقای خامنه ای شاید بشود گفت در خیلی از زمان ها بعد از ابتدای انقلاب آقای هاشمی نزدیک ترین فرد به آقای خامنه ای بود حتی در صحبتی که با آقای محمد هاشمی عموی شما داشتم ایشان گفتند که آقای خامنه ای حتی پیشنهاد جانشینی به پدر شما را دادند و ایشان نپذیرفتندفائزه هاشمی: آقای توسلی این خاطره را نقل کرده بودعبدی مدیا:بعد دفتر آقای خامنه ای یک صوتی را منتشر کردند در واکنش به آن مصاحبه آقای محمد هاشمی بود که شما رهبر بشوید و خاطره ای هست که از آقای خامنه ای نقل کرده اند. الان چه پارامترهایی مطر ح هست فکر می کنید روحانی هست که نفوذ کلامی مثل نفوذ کلام هاشمی را داشته باشد که بقیه ازش حرف شنوی داشته باشند؟فائزه هاشمی: الان نمی دانم واقعا کسی باشد فکر می کنم سپاه بیشترین نقش را در همه امور دارد در هر موضوعی وارد شوید نقش سپاه برجسته تر از همه هست ضمن اینکه اگر مقایسه ای بکنیم آن موقع خبرگان خبرگان آزادتری بود تا خبرگان الان چون خبرگان است که تعیین رهبری را دارد خبرگانی که نظارت بر رهبری را دارد جزو وظایف خبرگان محسوب می شود آن موقع این همه رد صلاحیت ها و مهندسی کردن انتخابات اینقدر نبود اگر هم بود خیلی به ندرت اتفاق افتاده بود آن خبرگان خبرگان آزادتری از لحاظ اندیشه بود ولی خبرگان الان کاملا خبرگان پالایش شده است مجلس نقشی ندارد ولی تاثیرگذار هستند مجلس پالایش شده است از این نظر کسانی که قرار است بنشینند و تصمیم بگیرند برای این قضیه افرادی هستند که در مسیر خاص تعریف شده اند یکی از دلایل مهمش همین تفکر جانشین رهبری باشد که خیلی سعی کردند آن کسانی که می خواهند بنشینند آنجا که این خیلی بحث آزادی صورت نگیرد یا به صورت آزاد این اتفاق نیفتد این مقایسه را می توانم الان با آن موقع داشته باشم. همان طور که در ابتدا گفتم فکر می کنم شاید سپاه یکی از نقش های عمده را در این قضیه داشته باشد ضمن اینکه بگویم نگاه خودم را بگویم من از همان اول که گفتم با خود ولایت فقیه موافق نیستم یعنی فکر می کنم تفکیک قوا را زیر سوال برده اختیارات رئیس جمهور و سایر روسای قوا محدود شده اند و آزادی عمل را ندارند رای مردم که به رئیس جمهور یا نماینده های مجلس می روند در نهایت می تواند تحت الشعاع نظرات ولایت فقیه قرار بگیرد یعنی جمهوریت با آن ولایت مطلقه فقیه به خصوص قدرت کلمه مطلقه اش با هدف بازنگری در زمان آقای خمینی مطلقه را نداشت متاسفانه بعدش اضافه شد مطلقه در واقع آن نقش مردم را در انتخابات یک خرده محدود کرده است یک خرده نه البته شدید شده این قضیه ولی من خودم با این مخالفم به نظرم یکی از اصلاحات اساسی قانون اساسی باید حذف ولایت فقیه باشد ما انتخابات جمهوری داشته باشیم و رئیس جمهور به رای مردم و همه کاره باشد به هر حال مجلس نهادهایی هستند که همدیگر را نظارت می کنند قوه قضاییه هست که بر همدیگر نظارت دارند که اصول قانون اساسی اجرا شود ولی اگر قرار است بعد از آقای خامنه ای را قرار است که هست این قانون وجود دارد رهبر دیگری انتخاب شود ترجیح خودم این است که مثلا مجتبی باشد چرا؟ چون ممکن است عبدی مدیا: فرزند آقای خامنه ایفائزه هاشمی :بحثش هست مجتبی باشد یا دیگران باشد خیلی ها برنامه ریزی می کنند مجتبی جانشین آقای خامنه ای بشود اینکه موروثی بشود من خیلی باهاش موافق نیستم ولی از این نگاه می گویم بن سلمان عربستان که نگاه کنیم حاکمان عربستان همه افراد دارای سن بالا بودند بن سلمان که آمد خیلی تغییرات ایجاد شده شاید دری به تخته ای بخورد مجتبی هم یک چنین نقشی ایفا کند یک نسل فاصله دارد جوان محسوب می شود نسبت به دیگران، تصور کنید آقای مکارم شیرازی که می گوید همه چیز حرام است جانشین رهبر شود یا علم الهدی مشهد بشود جانشین رهبر آقای احمد خاتمی تهران بشود جانشین رهبر خب بین این ها آدم حساب می کند بین موجودی من فکر می کنم اگر مجتبی باشد من معتقدم ولایت فقیه نباید باشد ولی اگر قرار است باشد که هست مجتبی باشد ممکن است اتفاقاتی که در عربستان افتاده به عنوان نیروی جوانتر با یک ذهنیت متفاوت اینجا هم بیفتد و واقعا آن چیزی که مردم می خواهند بروند به سمت رای و نظر مردم مطالبات مردم و اکثریت جامعه می خواهند.عبدی مدیا: به نظرتان آقای سید مجتبی خامنه ای مشروعیت اجتماعی دارد؟ یا ایجاد می کنند؟ زمان خود آقای خامنه ای هم مقداری طول کشید تا ایشان جا بیفتد همین طور از اول خیلی مورد پذیرش همه نبودفائزه هاشمی: نه به نظرم که شعارهایی که در مورد آقا مجتبی می دادند را یادمان نرفته در مورد رهبری ایشان، نه آن مشروعیت را ندارد ولی مجموعه ای که می خواهد رهبر تعیین کند دنبال مشروعیت است کدام کارشان با مشروعیت و نگاه مردمی است که این یکی باشد یا دیگرانی که قرار است انتخاب شوند مگر مشروعیت دارند ندارند، یعنی مشروعیت دارند مقبولیت ندارند به نظرم وجود ندارد.عبدی مدیا: فکر می کنید سپاه موافق باشد مشروعیت امنیتی اگر مشروعیت اجتماعی را شما باهاش موافق نیستید به نظرتان مشروعیت امنیتی را دارد؟فائزه هاشمی: مقبولیت آن نگاه عمومی جامعه به موضوع است مشروعیت قانونی بودن و روند قانونی طی شدن است. ممکن است یک موضوع یا قانون یا فردی مشروعیت داشته باشد خبرگان انتخابش می کند ولی مقبولیت نداشته باشد شما می بینید قانون حجاب مقبولیت را نداشت اکثر علما باهاش مخالفت کردند اکثر سیاسیون مخالفت کردند اکثر افراد مطرح و جامعه مخالفت کردند بنابراین مشروعیت و مقبولیت جدا هستند عبدی مدیا: اگر این فرض باشد که فردا آقای سید مجتبی خامنه ای رهبر سوم شد آیا فکر می کنید که می تواند تغییرات سریعی ایجاد بکند به هر صورت معمولا جامعه ایرانی یک جامعه ای هست بعد از فوت آقای رئیسی خیلی نتوانستند ازش انتقاد کنند یعنی حتی کسانی که جایش آمدند حتی اگر در همین مراسم سالگرد و بزرگداشت و این مراسماتی که گرفتند کسی نتوانست انتقاد تند و تیزی بکند بعد از آقای خامنه ای هم قطعا چه سید مجتبی باشد چه هر کس دیگری باشد باید مسیر را تا یک مدتی اگر سید مجتبی یا هر کس دیگری باشد باید تا مقطعی روی ریل آقای خامنه ای جلو برود نمی دانم این مقطع چه قدر است فکر می کنید چه طور می شود یعنی چه قدر زمان می برد تا تغییراتی ایجاد کند؟ تغییرات سریع یا زمان بر است؟فائزه هاشمی: بستگی به روحیه افراد دارد به نظرمن این خیلی چیز تعیین شده ای نیستعبدی مدیا: ساختار سیاسی تغییرات آنی را می پذیرد؟فائزه هاشمی: اگر بخواهند می توانند این فضا را در بین خودشان ایجاد کنند، در قانون اساسی هست خیلی از مشکلات به خاطر انحراف از قانون اساسی هست اگر واقعا به دنبال اصلاحات واقعی باشند با همین قانون اساسی فعلی هم کاملا قابلیت این را دارد که آن اصلاحات اتفاق بیفتد مهمترینش فصل سوم حقوق ملت است اکثر موارد و اصول اجرا نمی شود از آزادی بیان از آزادی انجمن ها بگیرید از وضعیت زندانیان سیاسی بگیرید هر چیزی که بگویید وضعیت آموزش و پرورش بگیرید از اشتغال و کار بگیرید چند تا مثال بزنم یا نیازی نیستعبدی مدیا: یک سوال شاید یک خرده بامزه بپرسم شاید یک خردهفائزه هاشمی: همه در قانون اساسی هست فقط خود آقای خامنه ای الان اصلاحات عمیق بخواهد انجام بدهد برگشت به اصل و حقوق قانون اساسی، درست است با یک سری اصول موافق نیستیم ولی اصول خوب هم زیاد دارد همان ها را اگر اجرایی کند اتفاقات خوبی می افتد اگر اجرایی شود زندانیان سیاسی و عقیدتی باید آزاد شوند که برخلاف قانون آنجا هستند اصلا برگشت به قانون اصلاحات هم نه برگشت به قانون اصل قانون اساسی این خودش کفایت می کند به نظرم اگر بخواهند اراده ای باشد بله می توانند زود هم می توانند این کار را بکنند چون محملش وجود دارد نیاز نیست یک چیز جدیدی و عجیب و غریب ایجاد شود که یک عده مخالفت کنند.عبدی مدیا: به نظرتان در این جابه جایی و انتقال قدرت به مثلا به فرض مثال سید مجتبی خامنه ای شرایط کشور اعتراضاتی اتفاق نمی افتد آیا قابل کنترل است؟ اگر اعتراضاتی به وجود بیاید برخی از مردم دنبال براندازی هستند قابل کنترل می بینید فضا را برای انتقال قدرت؟فائزه هاشمی: الان آقای بشیری یک تحلیلی دارد 8 شرط برای بقای حکومت ها دارد -قدرت سرکوب حکومت دچار مشکل شود اختلافات عمیق بین خود حکومتی ها بیفتد از این طرف وحدت بین مردم باشد و رهبر داشته باشند این 4 تا موجود هست یعنی هم قدرت سرکوب قوی است هر اتفاقی می افتد جمعش می کنند نکته خوبی گفتید فکر می کنم یکی از پرهزینه ترین کارهایی که در این حکومت انجام می شود غیر از برنامه مقاومت همین نگاه امنیتی است یعنی چیزی که از اطرافیان می شنویم من چند روز پیش رفسنجان بودم الان دونه دونه آدم ها کنترل می شوند این دوربین هایی که در شهر می بینید بیشترینش امنیتی است راهنمایی رانندگی نیست آنهایی که راهنمایی رانندگی است اکثرا خراب است واز کار افتاده اند بیشتر امنیتی هستند یعنی این ها طرف نفس نکشیده می فهمند قرار است فلان اعتراض را بکند صدایش می کنند احضارش می کنند یک پلیس خوب یک پلیس بد می نشیند از این طرف تهدیدش می کنند حرف های دیگر می زنند چنان همه چیز را کنترل می کنند تعجب می کنم اگر عملتان خوب باشد چه نیازی به نگاه امنیتی شدید در جامعه وجود دارد که همه زیر ذره بین باشند یعنی از نگاهشان همه مجرم امنیتی هستند مگر اینکه خلافش ثابت شود این طور همه چیز را کنترل می کنند این موضوع را گفتم که به قدرت سرکوب برسم چون قدرت سرکوب شدید هنوز در حکومت هست. وحدت بین اپوزسیون نیست وجود رهبری که همه اپوزسیون قبول داشته باشند نیست قدرت سرکوب هست اتحاد عمیق بین حکومتی ها نیست با شرایط فعلی اصلا ببینید گاهی اوقات اتفاقاتی می افتد که قابل پیش بینی نیست مثلا شوروی چه شد که فروپاشید در زمان کوتاهی؟ ممکن است یهو اتفاقی بیفتد که قابل پیش بینی نباشد ولی با شرایط فعلی فکر می کنم قابل جمع کردن است این ها توانش را دارد جمع کند اگر اعتراضی باشد. عبدی مدیا: سوال دو گزینه ای بپرسم اگر شما این اختیار را داشته باشید که مثلا در یک انتخابات آزاد رهبری را انتخاب کنید و دو گزینه داشته باشید یکی سید مجتبی خامنه ای با تمام پیش زمینه ای که دارد و یکی شاهزاده رضا پهلوی است کدام را انتخاب می کنید؟فائزه هاشمی: سوال سختی است، من هیچ کدام را انتخاب نمی کنم من به رهبر رای نمی دهم اعتقاد به ولایت فقیه ندارم فکر می کنم یکی از مشکلاتی که داریمعبدی مدیا: ولایت فقیه نمی شود شاهزاد رضا پهلویفائزه هاشمی: ولی خوب آقا مجتبی را به جای رهبری می گذاریدعبدی مدیا: می خواهم بگویم دو گزینه داریدفائزه هاشمی: به هیچ کدام رای نمی دهم در عین اینکه هر کدام را انتخاب کنند قابل قبول است.عبدی مدیا: دو گزینه دیگر بین شورای رهبری و شورای گذار انتخاب کنید کدام را انتخاب می کنید؟فائزه هاشمی: شورای گذار. شورای گذار به سمت این اصلاحات ساختاری فکر می کنم شورای گذاری نیاز داریم که واقعا این اصلاحات ساختاری را عملیاتی کند. به رضا پهلوی چرا رای نمی دهم؟ اینکه بعضی ها معتقدند ایشان خارج از کشور است ایشان فرزند پهلوی است نباید بیاید این ها را قبول ندارم ایشان یک ایرانی است به نظرم می تواند بیاید و از نظر من هیچ مشکلی برای ورود ایشان به داخل کشور برای اینکه در معرض انتخاب مردم قرار بگیرد از نگاه من وجود ندارد ولی چرا رای نمی دهم؟ در زندان افرادی داشتیم که این ها به شدت طرفدار پادشاهی بودند خودشان می گفتند پادشاهی مشروطه ولی به شدت فاشیزم بودند و یکی از معضلات زندان این دو پادشاهی خواهان بودند که به شدت دیگران را اذیت می کردند آزار می دادند دعوا مرتب راه می انداختند گاهی کار به کتک کاری می کشید عین زندان های عمومی و من این نگاه را داشتم اگر آقای پهلوی اطرافیان خودش را نمی تواند جمع کند اگر اعتقاد دارد به این کارها که اصلا قابل قبول نیست چون می گفتند همان چیزی که می گوییم اگر کسی غیر از ما بگوید برایش حقی قائل نبودند دعوا راه می انداختند کسی می گفت بالای چشم محمدرضا شاه ابرو است دعوا راه می انداختند کار به کتک کاری می کشید این عبارت خوب نیست بگویم شکمش را سفره می کنیم کسی که این حرف را زده خانم ها این را می گفتند البته دو نفر بودند که پادشاهی بودند و این ادبیات را داشتند اگر ایشان مخالف است باید بتواند طرفداران خودش را در خط حقوق دیگران را رعایت بکنند آزادی بیان وجود داشته باشد افراد بتوانند نقد کنند مخالفت را بیان کنند اگر اعتقاد دارد اگر اعتقاد دارد نمی تواند کنترل کند پس فرقی نمی کند رهبر قبلی یعنی کسی که نتواند طرفداران خودش را در مسیری که خودش صحبت می کند نگه دارد و آنها یک رفتارهای دیگری بکنند برخلاف آن حرف ها پس رهبر قوی نیست در هر دو صورت به نظرم ایشان خیلی کار سختی است که بخواهد بیاید اداره کشور ایران را برعهده بگیرد نمی گویم توانایی را در ایشان نمی بینم چون معمولا در مبارزه آدم متحدتر است وای به حال اینکه قدرت بگیرد اصلا نمی شود هیچ کاری کرد در مبارزه آدم ها متحد می شوند یک مسیر و خطی را دنبال می کنند الان در طرفداران آقای پهلوی چنین چیزهایی نیست و آن آزادی و چیزی که به هر حال مبارزین دنبالش هستند خود من دنبالش هستم نمی بینم در آن مسیر و روندی که طرفداران آقای پهلوی عمل می کنند.عبدی مدیا: یکی از مسائلی که وجود دارد نسل واقعا تغییر کرده و نسل جدید که معروف به نسل زد هستند این ها هم صاحبان این مملکت هستند آنها هم باید ببینیم چه قدر این چارچوب ها را می پذیرند و می پسندند شما به نظرتان نسل زد نمی دانم ارتباط دارید باهاشون مرتبط هستید دغدغه ها و نگاهشان را می بینید آیا همان طور که گفتید ما باورمان نمی شد که روزی زنان بدون حجاب باشند یا باورمان نمی شد روزی ماهواره آزاد شود نوار کاست باشد خیلی چیزها روزی باور نمی شد، آیا فکر می کنید که نسل زد می تواند این نظام را برپایه حکومت ولایت فقیه بپذیرد یعنی اگر انتقال قدرتی بشود و فردی بیاید مثل همین سید مجتبی خامنه ای البته بگویم من صراحتا نوشتم به نظرمن بعید بلکه عبعد است فردی همچون سید مجتبی در ساختار قدرت به رهبری برسد این را بعید می دانم یعنی اصلا خیلی از ذهن من دور است آیا فکر می کنید نسل زد این را می پذیرد؟ چه طور می تواند حکومت با این نسل کنار بیاید 5 سال بعد ده سال بعد باید با این نسل کنار بیاید نسل ما تمام می شودفائزه هاشمی: بعید می دانم بپذیرد. تعدادی از همین بچه های نسل زد بودند که در زندان کنار من بودند چون با هم زندگی می کردیم خیلی با روحیاتشان آشنایی بهتر و عمیق تری نسبت به تفکرات و روحیات و اعمالشان پیدا کردم به نظرم نسل زد بی خیال همه چیز است و زندگی خودش را می کند به این چیزهای جمهوری اسلامی و این حرف ها و این باورها و اعتقادات پایبندی ندارد و آن چیزی که خودش می خواهد را دنبال می کند و موفق هم بوده یعنی کار خودش را می کند البته حداقل آن چیزی که می بیند و در جامعه می بیند چون دارد کار خودش را انجام می دهد و آن چیزهایی که خودش دنبال می کند را تا حدود خیلی زیادی توانسته دسترسی داشته باشد خیلی هم شاید برایش مهم نباشد کی روی کار است کی قرار است رهبر شود چه حکومتی هست او مسیر خودش را می رود نمی دانم درست تشخیص دادم یا نه ولی چیزی که دریافت کردم این را می بینم. عبدی مدیا: فکر می کنید که این انتقال قدرت در زمانی که باید اتفاق بیفتد آیا خیلی نرم و مثل انتقال قدرت از آقای خمینی به آقای خامنه ای به نظرمن نرم و راحت اتفاق افتاد اصلا درگیری نبود مدیریت شد اگر در داخل هم اختلافی بود توسط افراد ذی نفوذی همچون آقای هاشمی یا افراد دیگری این مدیریت شد یعنی صداهای اختلاف بلند نشد که ما این فرد را نمی خواهیم مثلا می گویم آقای مجتبی خامنه ای یا هر فرد دیگری باشد به اسم کاری ندارم هر فرد دیگری باشد چون به هر حال کسی که می خواهد در جایگاه رهبری باشد باید قدرت رهبری داشته باشد و باید مقبولیت حداقل در ساختار قدرت را داشته باشد فکر می کنید که این انتقال با توجه به اینکه شاید خیلی از کسانی که می توانستند گزینه هایی باشند بزرگ نشده اند قرار نشد که بزرگتر شوند به نحوی در واقع از چرخه خارج شدند هر نحوی یکی از بحث ها این بود که مثلا در آن مصاحبه قبلی هم بحث بود که آقای هاشمی رویای رهبری در سر داشت یا افراد دیگری که مثلا برخی می گویند آقای سید ابراهیم رئیسی هم رویای رهبری در سر داشت ولی دیگر نیست که بخواهد این را داشته باشد فکر می کنید آیا این تغییر و ترنسفرمیشن انتقال قدرت آیا انتقال راحتی خواهد بود یا در واقع چه در داخل چه در ساختار قدرت چه در بدنه مردمی همراه با اعتراضات خواهد بود و این اعتراضات اگر باشد فکر می کنید چه طور مدیریت می شود؟ قابل مدیریت هست؟فائزه هاشمی: یک بار پرسیدید گفتم نگاه امنیتی و مدیریت اعتراضات در کشور خیلی همه چیز را جمع می کند تجربه های مختلف هم داشتیم نشان دادند این گونه هستند و قوی در قسمت امنیتی کار می کنند اگر یک هزارم نگاه امنیتی که کشور را اداره می کند در مسائل عمومی جامعه در نظر گرفته می شد الان به خدا ایران گلستان بود آنقدر که نیرو و بودجه اهمیت به آن قسمت می دهند جای دیگر رها شده اند نمی دانم من خیلی پیش بینی اعتراض ندارم ممکن است بله حتما بحث خواهد شد حتما نظرات مختلف بیان خواهد شد کم هم نخواهد بود ولی اینکه اعتراضات عمومی سراسری راه بیفتد نمی دانم چنین چیزی را نمی بینم ولی نمی شد الان پیش بینی کرد باید شرایط آن موقع را ببینیم ولی الان چنین ذهنیتی ندارم که اعتراض شود.عبدی مدیا: در بخش حاکمیت هم اشاره نکردید در بخش حاکمیت فکر می کنید اعتراضی باشدفائزه هاشمی: به هر حال این طور نیست در حاکمیت بحث های زیادی می شود بحثش آدم های زیادی درگیر می شوند فکر می کنم گفتگو در این زمینه زیاد شود.عبدی مدیا: مثلا حزب پایدارچی ها دنبالفائزه هاشمی: اختلاف عقیده و تفاوت دیدگاه در حاکمیت یا حداقل در مجموعه ای که می توانند در حاکمیت باشند یعنی بالقوه زیاد است، این طور نیستعبدی مدیا: جناح پایداری دنبال گزینه خودش است بعضی مطرح می کنند میرباقری را، جناح اصلاحات حتما برنامه ای داشته باشد اعتدالیون مثلا کسانی که قدرت را در دست دارند زندان و اسلحه را در دست دارند به هر صورت این پوزیشن یعنی این جایگاه جذاب است هر کس سعی می کند سهم خودش را از کیک قدرت حفظ کند آنجا فکر می کنیدفائزه هاشمی: دقیقا، همه چیز با ولایت فقیه است جایی است که همه چیز آنجا تعیین می شود اختیارات همه آنجا هست همه چیز از آنجا هدایت می شود بنابراین جای مهمی است طبیعی است همه جریانات فکری به آن جایگاه نگاه دارند.عبدی مدیا: دعوای اسمش را می ذارم دعوا سهم خواهی فکر می کنید قابل مدیریت است ساختاری که الان داریمفائزه هاشمی: فکر می کنم بله قابل مدیریت است من این موضوع را خیلی بحران نمی بینمعبدی مدیا: چرا در مورد عرض کردم الان یک سری اعتراضاتی وجود دارد که این اعتراضات پررنگ تر می شوند با توجه به مسائل اقتصادی اعتراضاتی کشاورزان پیازکاران پسته کاران و... وجود داشت به لحاظ آب، برق، کسری هایی که وجود دارد مسائلی که وجود دارد مردم را یک جورایی، در موضع کامیون داران به اعتصاب کشید اعتراض به مرحله اعتصاب تغییر پیدا کرد با توجه به اینکه کشور در حال یک سیر تاریخی هست ممکن است هر لحظه ای ما به این برسیم که بخواهیم تغییر قدرت بدهیم یا انتقال قدرت بدهیم یا هر چیز دیگری این اعتراضات را شما چه طور می بینید این اعتصاباتی که در مملکت وجود داردفائزه هاشمی: اعتراضاتی که وجود دارد همه به حق هستند یعنی به هر حال از زمان آقای احمدی نژاد سال 84 مملکت افتاد در سراشیبی افول و الان داریم همه و آن روند هم غیر از دوره اول آقای روحانی همچنان ادامه پیدا کرد در دوره دوم آقای روحانی در دوره آقای رئیسی ادامه پیدا کرد و مشکلات عمیق تر شد اسمش را ناترازی می گذارد این ها ناترازی نیست سومدیریت است و مشکلات عدیده ای که می توانست نباشد اگر واقعا براساس اسناد و قوانین و منافع ملی و حقوق مردم یعنی اینقدر دلمان برای جاهای دیگر می سوزد یک هزارمش برای مردم و منافع ملی خودمان می سوخت خیلی شرایط فرق می کند یک خرده با تدبیر عمل می کردیم الان شاید شرایط این نبود الان به جایی رسیدیم که اعتصابات و اعتراضات اکثرا صنفی هستند بعد از جنبش مهسا که آخرینش بود همه اعتراضات به حق هست این اعتصابات کامیون داران کاملا محق بودند که اعتراض می کردند چون روز به روز مشکلات عمیق تر شده اند مشکلات اقتصادی چیزی نیست مذاکره اگر به نتیجه برسد تحریم های امریکا برداشته شود پشت سرش مکانیزم ماشه و تحریم های سازمان ملل فعال نشود البته اگر به نتیجه برسد آن هم دنبالش نخواهند رفت و اگر با یک شرایط خوب و قابل قبولی برای آن طرف به نتیجه برسد این ها شاید کمک کند ولی به شرطی می تواند کمک کنند که مدیریت قوی وجود داشته باشد یک مدیریت براساس تخصص مدیریتی که براساس انقلابی گری و براساس دین و براساس سیاست های حکومتی و هر کی طرفدار حکومت باشد تازه طرفداران حکومت همه این حرف را می زنند دایره خودی ها تنگ و تنگ تر می شود این مدیریت لازم است یعنی می گویم حتی اگر این تحریم ها لغو شود فکر نمی کنیم گلستان شود باز یک مدیریت هوشمند و کارآمد و براساس شایسته سالاری نیاز است که واقعا بتواند مشکلات مردم را حل کند آن هم در طول زمان چون مشکلات اقتصادی با اجتماعی خیلی فرق می کند شما حجاب را می توانید دو روزه تصمیم بگیرید ولی مسائل اقتصادی به زمان نیاز دارند یکی از مشکلات سرمایه گذاری است سرمایه داخلی و خارجی تا به جریان بیفتد انجام شود به نتیجه برسد خودش چندین سال زمان نیاز دارد بنابراین این ها را در کنار همدیگر قرار می دهیم درست است شرایط ایده آل نیست به خصوص مشکل معیشت یک موضوع حاد و بحرانی است ولی با تمام این ها من با آن انتقال رهبری نمی دانم در ذهنم این نیست که فکر کنم بحران عجیب و غریبی در کشور اتفاق بیفتد ضمن اینکه اول که تحلیل مسائل روز را کردم سه عامل گفتم که کورسوی امید ایجاد می کند یکی سناریویی بود که فکر می کنم انتخاب آقای پزشکیان براساس آن سناریو بود که توسط خود آقای خامنه ای مدیریت شد، دوم وضعیت اپوزسیون بود که توضیح دادیم که خودش با خودش درگیر است نمی تواند کار را به جای مثبت برساند سوم اصلاحات کمی که اتفاق افتاده بنابراین این هم باز اگر نگاه کنیم کنار هم بگذاریم به نظر می رسد و این که انتخابات اخیر برخلاف انتخابات قبلی نتیجه 50 درصد شرکت کردند این ها همه را کنار هم بگذاریم به نظر نمی رسد اعتراضات عمیق آن چنانی که منجر به یک بحران های عمیقی بشود اتفاق بیفتد ولی باز حوادثی پیش می آید که قابل پیش بینی نیست که باید در نظر داشته باشیم. عبدی مدیا: پس شما خیلی ایران را در آستانه انفجار نمی بینید؟فائزه هاشمی: از لحاظ مدیریتی از لحاظ وضعیت کشور از لحاظ اقتصادی از لحاظ بحران های اجتماعی بحران های سیاسی بحران های فرهنگی در حال انفجار هستیم به نظرمن فروپاشیده و متلاشی شده هستیم ولی عکس العمل ها را انفجاری نمی بینم.عبدی مدیا: اگر شما قدرت را در اختیار داشتید که چیزی را اصلاح بکنیداولین اصلاحات فوری شما چه بود؟ فائزه هاشمی: همان اصلاحات قانون اساسی که گفتم قدرت داشته باشم اول چند رفراندم برگزار می کنم به نظرمن این کارها می تواند سریع انجام شود نیاز به زمان طولانی ندارد نکاتی که به نظرم می آید باید بازنگری شود یک دور بازنگری قانون اساسی باشد مطالبات جامعه فرق کرده شرایط دنیا عوض شده جهانی شدن اتفاق افتاده تکنولوژی به این سرعت پیشرفت کرده ما هنوز در قدم های اولیه هستیم و هنوز محدود می کنیم اطلاع رسانی را، هنوز نمی بینیم که اینترنت خودش یک انقلاب جهانی شده، هنوز داریم سنتی عمل می کنیم اگر قدرت داشته باشم اول چند رفراندم می گذارم که نگویند براساس نظر خودم عمل می کنم نظر عمومی را باید گرفت 1-نوع حکومت وقتی نوع حکومت را تعیین کردید پشت سرش اصلاح قانون اساسی براساس نوع حکومت اتفاق می افتد دست را باز می گذارد که مشکلاتی که الان داریم را بتوانیم حل کنیم یک سری از نکات مهم که در نوع حکومت نیست در روش حکومتداری است سیاست خارجی ماست یعنی البته یکی از کارهای خوبی که اتفاق می افتد شما دیدید که در عربستان آقای قاسمیان بود که ویدئو را از خودش پخش کرده بود با چند سال پیش در کنار همدیگر بگذارید روابط ما با عربستان حمله به سفارت عربستان اتفاقاتی که قبلا افتاده بود و الان عکس العملی که حکومت دارد به نظرم فقط عکس العمل دولت نبود دولت نمی توانست بدون نظر آقای خامنه ای باشد و این خودش یک نقطه مثبتی بود یا همین الان آقای عراقچی در مصر نشسته استعبدی مدیا: برخورد جدی با آقای قاسمیان نشدفائزه هاشمی: من انتظار آن را نداشتم ممکن است بکنند مهم نیست مهم این است در کنار دولت عربستان ایستادندعبدی مدیا: در همین سطح امیدوارکننده می بینیدفائزه هاشمی: به نظرم حرکت خوبی بود آن یک حرکت خوب بود که خود من انتظار نداشتم این اتفاق بیفتد و جالب این بود که نماینده آقای خامنه ای آقای نواب بود ایشان هم حرکت آقای قاسمیان را غیرمستقیم محکوم کرد و طرفدارای ازش نکرد. سیاست خارجی خیلی مهم است که بتوانیم با تمام کشورهای دنیا روابط متعادل و دیپلماسی فعال به جای مقاومت و میدان داشته باشیم این ها را نمی پسندم و برخلاف منافع ملی می بینم در طول تجربه نشان داد که روش درستی نبود و الان نتیجه اش را می بینیم خیلی ملموس همه می بینیم یادم است آن موقع شنیدیم که آقای قاسم سلیمانی با بابا برای رفتن به سوریه مشورت کرد زمانی که بهار عربی بود که مردم سوریه علیه بشار اسد راه افتاده بودند برای حفظ بشار اسد رفتند آنجا، بابا مخالف بود که آقای سلیمانی برود آنجا و در امور سوریه دخالت کنیم این مقاومت نتیجه خوبی برایمان نداشت برای منطقه هم نداشت برای اسلام هم نداشت برای هیچ چیز نداشت که این کارها را کردیم بنابراین دیپلماسی فعال بسیار مهم است که ما باید بتوانیم.خاطرات اعلم را که می خواندم شاه روابط عالی با امریکا و غرب داشت ولی شوروی هم در کشور ما سرمایه گذاری کرده بود می گفت بعضی از کشورها منافعشان در هم تنیده شود مهمترین چیز منافع است که بتوانید روابط را با همدیگر داشته باشیم در هم تنیده شود که شوروی نتواند به کشور ما طمع کند امریکا نخواهد به کشور ما طمع کند همه باید در کشورهای همدیگر نقش داشته باشند استقلال این است، درست است ممکن است با یک قطبی و کشورهایی روابط بهتر داشته باشید با همدیگر قطب تشکیل بدهید یک پیمان داشته باشید ناتو الان با همدیگر دارند وروشو برای کشورهای بلوک شرق بود این ها درست است پیمان های منطقه ای بسته می شود ولی سیاست خارجی مان باید دیپلماسی بی طرفانه براساس استقلال براساس منافع ملی با همه کشورها باید داشته باشد این را ترجیح می دادم حتما و این سیاست مقاومت را تعطیل می کردم که بهش اعتقادی ندارم و معتقدم به ضرر منافع ملی ما بوده و به ضرر آن کشورها هم حتی بوده به آنها هم خدمت نکردیم به نظرم به آنها هم خیانت کردیم. از همه مهمتر شایسته سالاری می کردم این ملاک های انقلابی بودن دین دار بودن و این چیزهایی که الان در حراست و گزینش دنبال می شود همه این ها را کنار می گذاشتم از نظر من مهم تخصص و سوابق کاری افراد و تجربه افراد است چیزی که باید گزینش بشود فساد اخلاقی و فساد مالی است یعنی این نکته خط قرمز من است بقیه چیزها را تخصص حرف اول را می زند و مدیریت شایستگان و چرخش نخبگان. شتر در خواب بیند پنبه دانه . بازنگری قانون اساسی را در دستور کار می گذاشتم. بعد احیا می کردم اصول قانون اساسی که مغفول مانده و اصول خوبی هستند بر پایه حقوق بشر و آزادی ها و اهدافی که در انقلاب دنبال کردیم هستند جمهوریت را دنبال می کردم که احیا کنم.عبدی مدیا: از پدر خاطرات دیگری دارید به غیر از چیزهایی که منتشر می شوند سند دیگری هست؟ ممکن است دست نوشته های دیگری باشد که شما بخواهید بعدا منتشر بکنید به غیر از چیزهایی که منتشر می شود چیز دیگری هست؟ چرا اینقدر دیر منتشر می شوند؟فائزه هاشمی: الان فکر می کنم سال 82 منتشر شد 95 که بابا در قید حیات بودند سیزده کتاب دیگر می ماند این ها را باید از محسن بپرسید که هر سال یکی منتشر می کندعبدی مدیا: شما نقشی ندارید؟ سال 81 منتشر شدهفائزه هاشمی: خب پس 14 جلد دیگر می ماند واقعا دلیلش را نمی دانم سالی یک بار شاید امکانش نیست بیشتر منتشر کنند یعنی مجموعه ای که این کار را می کند توانایی ندارد این را باید از محسن سوال کنید چون او اداره می کندعبدی مدیا: شما نزدیک تر هستید گفتم بگویید توصیه کنید زودتر منتشر کنندفائزه هاشمی: ضمن اینکه خودم مخالفتی ندارم به نظرم سیاست بدی نیست و اینکه اسناد دیگری موجود هست خاطرات تا جایی که می دانم نه موجود نیست ولی یک نامه بوده که به عنوان سند می توانیم بگوییم که حدود صد صفحه است که بابا به آقای خامنه ای نوشته بودند فکر می کنم هنوز تمام نشده بود عنوانش آقای خامنه ای بوده محسن داده به ایشان این نامه برای ایشان هستعبدی مدیا: خودتان نامه را خواندید دیدید؟فائزه هاشمی: بلهعبدی مدیا:کلیاتش در مورد چی بود؟فائزه هاشمی: نمی دانم بگویم محسن دعوا می کند یا نمی کند شاید نباید بگویم. در واقع این نامه داره مرور می کند همکاری هایی که مثلا به هر حال بابا با آقای خامنه ای قبل و بعد انقلاب و در جریان رهبری که تلاش باباست که آقای خامنه ای رهبر می شودعبدی مدیا: این ها را آقای هاشمی گوشزد و اشاره می کند که نقشش در رهبری آقای خامنه ایفائزه هاشمی: نه اصلا این چیزها را ندارد من به عنوان مقدمه ای از خودم می گویم. یعنی می خواهم بگویم بابا و آقای خامنه ای دوران های زیادی در شرایط بسیار متفاوت با هم بودندعبدی مدیا: از قبل انقلاب هم بند بودند در یک زندان بودندفائزه هاشمی: بابا که رئیس جمهور می شود به خصوص در دوره دوم یک سری اختلاف دیدگاه پیدا می کنند و بعد می رسد به آقای خاتمی و بعد به آقای احمدی نژاد که می رسد خیلی اختلاف دیدگاه عمیق می شود و زیاد می شود تا بعد جریاناتی که اتفاق می افتد همه در جریان هستند در واقع مرور می شود که مثلا اختلاف دیدگاه ها از کجا شروع شد کجا عمیق شد چرا این اتفاقات افتاد و چرا به این شرایط رسیدیمعبدی مدیا: علت اختلاف نظرها و علل کلیدی چی بود رابطه با امریکا بود یا مثلا اختیارات ولی فقیه بود چیا بودش؟فائزه هاشمی: نه اختیارات ولی فقیه نبود اصلا روی رهبری بابا نظری نداشت همیشه می گفت ایشان فصل الخطاب است یعنی چیزی نشنیدیم. نه بیشتر الان یادم نمی آید بخواهم بگویم ولی براساس نامه نمی گویم براساس چیزی که خودم شاهدش بودم یا خودم دیدم و تجربه کردم می گویم بابا وقتی آمد دنبال این بود که کشور توسعه پیدا کند شما لپ کلام ببینید یک چیزی از قول آقای خامنه ای در جواب بابا منتشر شده می گوید اگر کشور توسعه پیدا کند مردم دینشان ضعیف می شود دینشان را از دست می دهند این نگاه را بگیرید این پایه است بابا به فکر توسعه بوده بابا به فکر پیشرفت کشور بوده بابا به فکر این بوده که به عنوان یک کشور توسعه یافته شکل بگیرد بابا به فکر ثروتمند شدن مردم بوده بابا به فکر دمکراسی و آزادی و انتخابات آزاد بوده همه این ها را در کنار عملکرد ایشان بگذارید تناقض وجود دارد. آن تمیز بودن اینکه مردم باید همه به سمت پولدار شدن بروند مردم در رفاه باشند بهش گفتند اشرافی گری یعنی مخالفت هایی شد البته مخالفت هایی که می شد چپ و راست بود یک دوره ای چپ ها یک دوره ای راست ها یک دوره ای هر دو با این تفکرات بابا مخالف بودند ولی الان می فهمیم اگر سند 1404 که آن دوران نوشته شد به نتیجه می رسید و همان روند دنبال می شد الان ما کجا بودیم و نقش بابا در پیشرفت کشور چی بود.عبدی مدیا: طی مصاحبه ای که با آقای روغنی زنجانی داشتم خیلی سر و صدا کرد خیلی واکنش داشت حتی دفتر آقای خامنه ای بهش واکنش نشان داد. آقای روغنی زنجانی می گوید آقای خامنه ای با رفاه موافق نبود شاید همین تعبیر را داشت شما هم چنین روایتی را شنیدید از آقای هاشمی که اقای خامنه ای با رفاه مردم مخالف است؟فائزه هاشمی: نه من از بابا چنین چیزی نشنیدم ولی چیزی که در فضای مجازی می چرخد این است که یعنی گفتگویی بین بابا و آقای خامنه ای هست من خودم موبایل ندارم در فضای مجازی نیستم برایم تعریف می کنند یا گاهی اوقات چیزهای خاص را می بینم می گویم که مثلا بحثی بین بابا و آقای خامنه ای هست برای توسعه کشور و اینکه مردم باید شرایط بهتری پیدا کنند آقای خامنه ای ایشان می گوید نه یعنی اگر وضع مردم خوب شود دین را کنار می گذارند یک چنین چیزی می گویدعبدی مدیا: حضور ذهن ندارم واقعافائزه هاشمی: این را نشنیدید؟عبدی مدیا: ممکن است باشد ولی حضور ذهن ندارم.فائزه هاشمی: این چند ماهه خیلی منتشر شدهعبدی مدیا: نمی دانم، باید رجوع کنم من هم چیزی جز صداقت نمی توانم بگویم. اما بحثی که بین آقای خامنه ای و آقای هاشمی شد در مورد رابطه با امریکا که آقای خامنه ای گفت جواب خدا را من می دهم این هم خیلی واکنش داشت.الان درگیر بحث مذاکرات هسته ای هستیم نگاهی از زمان دولت آقای هاشمی در بحث سیاست خارجی وجود داشت روابط با عربستان آن موقع روابط خاصی بود تا می رسیم به تحولاتی که در روابط ایران با کشورهای مختلف می شود در دولت های مختلف و ...، امروز شما تحلیلتان از روابط و سیاست خارجی جمهوری اسلامی چیست؟ فکر می کنید که با توجه به این موضعی که دونالد ترامپ دارد و به هر حال فضا را به سمتی برده که جمهوری اسلامی پای میز مذاکره بنشیند و با هم مذاکره کنند این طرف آقای ترامپ می گوید غنی سازی بی غنی سازی، این طرف هم می گویند ما از غنی سازی کوتاه نمی آییم تحلیلتان چیست؟ آیا تنش در سیاست خارجی به نظرتان به سمت جنگ می رود به سمت رویارویی نظامی می رود؟ در این فضای سیاست خارجی چه می بینید؟فائزه هاشمی: چیزهایی که می شنویم و می بینیم نه به نظرم به سمت جنگ و رویارویی نظامی نمی روند ممکن است اشتباه بکنم ولی چیزی که می شنوم این است اگر توافق صورت نگیرد شاید حداکثر این باشد که اسرائیل تاسیسات هسته ای را بمباران کند با جنگ فرق می کند . دو نوبت قبلی وعده صادق یک و دو بود از آن طرف اسرائیل در اصفهان و چند جای ایران را زد فکر می کنم در همین حد باشد ممکن است ما هم تعدادی موشک در جواب آن بدهیم ولی من نمی بینم به جنگ برسد من چنین استنباطی ندارم.عبدی مدیا: فکر می کنید این روابطی که الان داریم با شرق خصوصا هم با چین هم با روسیه هست این به چه نحوی ادامه پیدا می کند همینقدر توسعه پیدا می کند آیا در این مدت زمان چون به هر حال هر اتفاقی که الان می افتد یک هماهنگی همسویی حداقل با روسیه می شود اگر نگوییم با چین می شود احساس می شود با روسیه خیلی هماهنگی و چفت و بست انجام می شود چه طور می شود جمهوری اسلامی اینقدر با روسیه عجین می شود روس ها شاید سابقه شان خیلی سابقه عجیبی است و این بار عاطفی که خیلی ها احساس می کنند الان روس ها در کنار ما می ایستند هر اتفاقی بیفتد در کنار ما می جنگند از کجا می آید چه شد ما روس طلب و غرب ستیز شده ایم؟فائزه هاشمی: اولا اینکه روس ها رفتند با اعراب بیانیه امضا کردند برای جزایر سه گانه،عبدی مدیا: تصورشان هستفائزه هاشمی: در همین داستان ترامپ اینکه روسیه رسما اعلام کرد که اگر اشتباه نکنم که اگر به ایران حمله ای باشد ما وارد نمی شویم ولی ما چه کار می کنیم ما می رویم جنگ با اوکراین کنار روس قرار می گیریم اوکراین چه ربطی به ما دارد اروپا چه ربطی به ما دارد که ما سلاح به روسیه بدهیم و در واقع در جنگ اوکراین وارد شدیم الان هم هر جا که قرار بوده روسیه و چین در کنار ما کاری کنند نبودند این یک طرفه است روابط ما با این دو تا، به ظاهر با ما هستند چون ما بیشتر به آنها سرویس می دهیم چین قراردادهایی که با ما دارد نفتی که از ما می خرد با قیمت ارزان و منافعی که می برد آنها پای ما نایستادند این دو طرفه نبوده، متحدین واقعی ما را ببینید همین امروز آقای قالیباف در ونزوئلا و کوبا بودند ونزوئلا کوبا کره شمالی روسیه چین کشور دیکتاتور دیگری هست کنار این ها باشد و ما، یعنی ما هر چی دیکتاتور هست چون در اکثر این کشورها آزادی نیست چین اگر پیشرفتی کرده هنوز که هنوزه حزب کمونیست چین تصمیم می گیرد البته مردم چین بعد از این قضیه میدان ؟؟ نشنیدیم اعتراضات گسترده ای داشته باشند حداقل در خبرها نبود. ولی من بیشتر پایه روابط را بر این می گذارم که ما با یک سری کشورهای دیکتاتور ارتباط داریم و نتوانستیم روابطمان را با کشورهای دنیای آزاد برقرار کنیم چون به هر حال نقدهایی به ما دارند به خاطر رفتارهایی که داریم و سیاست هایی که داریم نقدهایی دارند که این روابط نمی تواند قوی شکل بگیرد همین الان هم کار خوب آقای پزشکیان می کند تقویت روابط با همین اعراب هست خیلی خوب است به نظرم سیاست خوبی است یا کشورهای همسایه ولی چرا نباید مثل زمان بابا با کشورهای اروپایی هم روابطمان تقویت شود چرا نباید با این ها روابط خوب برقرار کنیم و بتوانیم در این سیاست های جهانی مان همه کشورها را ببینیم و این ارتباط را دو جانبه برقرار کنیم با همه کشورهای دنیا، یک خرده این قسمت خوب است این را باید تایید کنیم یک جایی کار خوب انجام شده فکر می کنم ما باید در شورای امنیت پایگاهی داشته باشیم که هر چند همان موقع هم موقعه ای که زمان آقای احمدی نژاد قطع نامه سازمان ملل علیه ما صادر شد و تحریم های سازمان ملل برقرار شد روسیه و چین هم رای دادند و وتو نکردند حتی آنجا به ما خیانت کردند و تحریم های سازمان ملل شامل حال ما شد ولی ما درس نمی گیریم روابطی که با این دو کشور به خصوص داریم روابط یک طرفه است ما مرتب داریم باج می دهیم ما مرتب داریم امتیاز می دهیم و آن چیز متقابل را نگرفتیم. من اینجا دوست دارم مقایسه ای کنم یک خرده تاریخی صحبت کنم رفتارهایی که شوروی با ما داشته رفتارهایی که روسیه و امریکا با ما داشته اصلا نمی فهمم دشمنی ما با امریکا و دوستی ما با روسیه چرا باید اینگونه باشد رفتارهای بد شوروی قرارداد ترکمنچای و گلستان که بخشی از ایران جدا شد اشغال شمال ایران که آن زمان جنگ جهانی دوم یا اول بود که انگلیس از جنوب شوروی از شمال ایران را اشغال کردند جنگ که تمام شد انگلیس بیرون رفت شوروی بیرون نرفت تا اینکه قوام یک کلکی زد و شوروی قبول کرد بیرون برود در زمان نخست وزیری قوام. بعد بستن مجلس به توپ توسط شوروی در زمان قاجاریه است، حمایت از صدام حسین در جنگ عراق با ایران، هم شوروی هم امریکا همه آن طرف بودند تنها کشورهایی که از ما طرفداری کردند لیبی، سوریه بودند بقیه کشورهای دنیا آن طرف بودند این ها برای شوروی است. به روسیه می رسیم وتو نکردن یا رای دادن به قطع نامه سازمان ملل علیه ایران چندین قطع نامه بود که رسید به آن تحریم ها، امضای بیانیه ها علیه مالکیت سه جزیره ایرانی با شورای همکاری خلیج فارس و کشورهای عربی، عربستان و امارات و این ها زمانی که آقای رئیسی سفری به روسیه داشتند آن سفر خیلی تحقیر آمیز بود خیلی هم سر و صدا کرد هفته بعدش یادم نیست نخست وزیر یا رئیس جمهور اسرائیل به روسیه رفت با چه سنگ تمامی از او پذیرایی و استقبال کردند فروردین 1404 که اعلام کرد در صورت حمله امریکا یا اسرائیل یعنی همین امسال حمله امریکا و اسرائیل به ایران دخالتی در حمایت از ایران ندارد وارد قضیه نمی شود مگر ایران در جنگ اوکراین کنار روسیه نبود؟ چرا نباید کنار ما باشند؟ این ها را یادم بود. رفتارهای بد امریکا با ما، چون امریکا به هر حال موقعه ای که استعمار انگلیس روسیه و فرانسه این کشورها بود امریکا جزو کشورهای استعمارگر نبود کودتای 28 مرداد را داریم سال 1332 و سقوط دولت دکتر مصدق این خیانتی بود که امریکا به ایران کرد بعد مسئله کاپیتولاسیون می آید که من تا جایی که یادم است آقای خمینی اعتراض می کنند فکر می کنم در نهایت انجام نشد عبدی مدیا: انجام شد ولی بعدش برداشتندفائزه هاشمی: بعد انقلاب رفتاری از امریکا نداریم طرفدار شاه بود بالاخره شاه خودشان را آورده بودند. بعد از انقلاب می رسیم بعد از انقلاب امریکا انقلاب ایران را به رسمیت می شناسد ولی با گروگانگیری و حمله ما به سفارت امریکا روابط بهم می خورد بعد از آن هر اتفاقی می افتد بعد از گروگان گیری ماست و بعد از اینکه ما 400 و خرده ای روز گروگان ها را نگه می داریم فی البداهه کاری که شوروی و روسیه با ایران کردند امریکا با ایران نکرد هر چی گشتم اگر گروگانگیری ما نبود راحت تر می توانستیم قضاوت کنیم که امریکا چه رفتاری داشته بعد از گروگان گیری و حمله به سفارت امریکا دیگر کارهای امریکا تلافی است یعنی در واقع یک جوری حرکت متقابل است همین طور دشمنی ما ادامه دارد او هم با ما دشمنی می کند یعنی کار متقابلی صورت می گیرد غیر از این دو موردی که خود امریکا فی البداهه با ایران دشمنی کرده ما نداریم چیز دیگری در تاریخ، نمی دانم دلیل اینکه اینقدر با امریکا بد هستیم و با روسیه فعلی و شوروی سابق خوب بودیم چیست. واقعا اصلا در هیچ دلیل عقلی و منطقی نمی توانیم پیدا کنیم که دشمنی ما با امریکا و حالا با غرب چیست.عبدی مدیا: اخیرا تحلیلی را خواندم از آقای عباس عبدی نمی دانم شما آن تحلیل را خواندید یا نه. در مورد انتخابات سال 76 بود می خواهم ازتون بپرسم شما آن تحلیل را خواندید؟فائزه هاشمی: کامل نخواندم. چون در فضای مجازی نیستم ولی جملاتی که مربوط به بابا بود را خواندندعبدی مدیا: آقای هاشمی از آقای خاتمی در انتخابات سال 76 حمایت کرد؟فائزه هاشمی: نه، تعجب کردم آقای عبدی این حرف را می زند چون کسی نگفت آقای هاشمی از آقای خاتمی حمایت کرده کاری که بابا کرد، آقای عبدی نقل می کند اینکه می گویند حمایت کرده اشتباه است اصلا کسی این حرف را نزده حداقل ما چنین چیزی را نشنیدیم بلکه این طور گفته می شود تاریخ این است کاری که انجام شده بابا چون آن زمان در انتخابات مشارکت داشتم و در ستاد اقای خاتمی فعال بودم و برای آقای خاتمی سخنرانی کردم بابا می گفت سخنرانی نکن چون تو که می روی ممکن است تلقی شود چون دحتر من هستی من از آقای خاتمی حمایت می کنم چون من رئیس جمهور هستم نباید موضع داشته باشم در انتخابات و باید بی طرف بمانم حتی به من بابا این حرف را داشت ولی گوش نمی کردم در ستاد آقای خاتمی فعال بودم حتی یک روز یادم است از غرب مازندران شروع کردیم تا شرق مازندران در یک روز 13 جا سخنرانی داشتم برای ستاد آقای خاتمی در شهرهای مختلف 13 شهر استان مازندران بود. چیزی که ما می دانیم و یادمان است این گفته می شود آقای هاشمی ایستاد پای انتخابات سالم و حتی در نمازجمعه قبل از انتخابات یعنی یک هفته قبل از انتخابات هم روی این قضیه تاکید کرد که این انتخابات باید سالم باشد نقل مضمون می گویم عین کلمات را نمی گویم من اجازه نمی دهم این انتخابات غیرسالم برگزار شود و واقعا هم ایستاد نظارت دقیق کرد چون کسی باورش نمی شد در آن انتخابات آقای خاتمی انتخاب شود رای آقای خاتمی خوانده شود به نظر می رسد پیش بینی شده آقای ناطق انتخاب می شود و بابا ایستاد و انتخابات سالم برگزار کرد و آقای خاتمی به خاطر رایی که آورده بود از صندوق درآمد این بود نه اصلا طرفداری بابا از آقای خاتمی بود نه حمایت ایشان بود اینکه آقای عبدی این حرف ها را زد من خودم تعجب کردم یعنی چی چنین صحبتی نبوده چرا اصلا آقای عبدی چیزی که وجود ندارد را اینگونه بیان می کند که این هم سوتفاهم پیش می آورد. این هم اضافه کنم ولی آقای خاتمی انتخاباتی برگزار کرد برخلاف واقعیت که از توش احمدی نژاد درآمد اصلا انتخابات را واگذار کرد دست سپاه و بسیج برگزار کردند. یادم است یکی از مدیران ستاد وزارت کشور اعلام کرد انتخابات دست ما نیست یعنی چنان انتخابات را وا دادند که از صندوق برخلاف حقیقت احمدی نژاد درآمد.عبدی مدیا: نمی دانم به خاطر همین حرفم شاید همین الان اصلاح طلبان خیلی با شما خوب نیستند برخلاف که برخی شما را الان می گویند اصلاح طلب هستید یا چه ولی آن طور که دنبال می کنم خیلی اصلاح طلبان با شما میانه خوبی ندارندفائزه هاشمی: بله حتما همین طور است دلیلش این است انتخابات مجلس ششم کارهای بدی که بخش مهمی از این اصلاح طلبان در آن انتخابات علیه بابا کردند و دروغ بود من هر جا می رفتم علیه آن دروغ ها حرف می زدم و سعی می کردم واقعیت را بگویم آن چیزی که واقعی بود بیان شود یعنی من مقابل آنها ایستاده بودم و حاضر نشدم، در آخر کارگزاران و مشارکت با همدیگر توافقی کردند که من در لیست آنها باشم من قبول نکردم ولی برایم مهم نبود رای بیاورم یا نیاورم برایم مهم این بود که در لیست گروهی که قبولشان ندارند و به سلامت اخلاقی نمی شناسمشان قرار نگیریم چون وجهه خودم برایم مهم بود که جایی قرار بگیرم که اعتقاد دارم و بی اخلاقی را نمی توانم تحمل کنم از همین جا این بحث اصلاح طلبان با من دشمن شدند من هم با آنها دشمن شدم اینها چند سال پیش یعنی یک حرفهایی زدند در زمینه ای مثل حرف های آقای عبدی که واقعیت نداشت من هم جواب داده بودم در همین رسانه ها که سوال کردند بعد آنها انتقاد کردند که چرا فائزه این حرفها را می زند گفتم شما شروع کردید وقتی شما چیزهای غیرواقعی می گویید که درست نیست من احساس وظیفه می کنم باید جواب بدهم نمی توانم بنشینم هر چیزی دلتان می خواهند غیرواقعی نسبت به بابا و جریانات آن موقع بگویید الان حتما این بحث می شود که چرا این حرف ها را می زنیم. آقای عباس عبدی حرفی زد که واقعیت نداشت و من نفهمیدم دلیل حرف چه بود.عبدی مدیا: به نظرم سرنوشت نمی دانم می خواهم ته ماجرا جمله تلخ نگویم ولی به نظرم شاید سرنوشت تلخی باشد برای نام خانوادگی هاشمی رفسنجانی که به هر حال هاشمی رفسنجانی یکی از بنیانگذاران انقلاب 57 بود ولی به جایی می رسد که انقلابیون با او و با شما اصلا پدرکشتگی پیدا می کنند شما اشاره کردید که ایشان کشته شده فاطمه خانم خواهر شما این را اشاره کردند و بحث ها شده نمی خواهیم تکرار کنیم از طرفی اصلاح طلبان چشم دیدن شما را ندارند به نظرم سرنوشت تلخی می شود هم از این طرف افتادید هم از آن طرف تلخ نیست؟فائزه هاشمی: برای من تلخ نیست چون ابتدای صحبت گفتم من به قول شما متعهد به حقیقت هستم هزینه اش را حاضرم بدهم فکر می کنم این چیزی که واقعی است باید بیان کنیم هیچ وقت دنبال این نبودم برای خودم طرفدار با حرف های دروغ یا با مواضعی که اعتقادی ندارم ایجاد کنم من فکر می کنم وظیفه هر کس این است که حقیقت را بگوید افرادی که دوست داشته باشند بپسندند باورشان شود اعتقاد بهش داشته باشند خوب طرفدار می شوند کسانی که دوست ندارند حقیقت گفته شود مطمئنا دشمن می شوند یا به هر حال مخالف می شوند دشمن هم نشوند مخالف می شوند چون هیچ وقت این بعد مهم نبوده اگر می خواستم این طور فکر کنم چرا نباید در این حکومت پست داشته باشم؟ چون از اول نقدها را گفتم نمی توانم خودم را با غیرحقیقت همراه کنم اینکه آدم دنبال حرف آقای زیباکلام را می پسندم افرادی مثل ما یا هر کسی وظیفه اصلی ما این است که بتوانیم با حقایق شرایط را فراهم کنیم نه اینکه دنبال جو باشیم که قدرت کجا برایمان شرایط بهتری ایجاد می کند آن فضا را اشغال کنیم با حقیقت است اگر جامعه فهمید و متوجه شد و بهش اعتقاد و باور داشت طرفدار می شود و اگر نه مخالف هست طرفدار نمی شود برای طنز موضوع هم یک جمله ای از محسن نقل کنم محسن همیشه به شوخی می گوید موقعه ای که در زندان بودم می گفت همیشه خوشحال بودیم می گفتیم اگر اتفاقی بیفتد فائزه آن طرف هست ما از آن طرف حمایت می شویم سرنگونی به وجود بیاید نظام عوض شود چون فائزه در زندان است در جریانات است ما اتفاقی برایمان نمی افتد ولی با این نامه ای که فائزه داد آنجا را از دست دادیم هیچ کس ما را دوست ندارد آن طرف اصلاح طلبان حکومت دوستمان ندارد واقعا چنین شرایطی است ولی به نظرم مهم این است حقیقت را دنبال کنیم.عبدی مدیا: همیشه به زنگ تاریخ خیلی فکر می کنم می گویم اگر زنگ تاریخی جور دیگری می خورد و مثلا سال 1368 قرعه به نام پدر شما می افتاد امروز نمی توانستند با شما صحبت کنند شما می شدید دختر رهبر جمهوری اسلامی من نمی توانستم شما را پیدا کنم می توانست این اتفاق بیفتد یک چیز محتملی بود ولی پیچیدگی تاریخ هست و در واقع این دالان های عجیب و غریب به نظرم در یک جمله خلاصه می شود من یک جمله خیلی متداول دارم خیلی در یادداشت هایم استفاده می کنم می گویم سیاست عجیب بی رحم است سیاست به شدت بی رحم است.فائزه هاشمی: یا یک جمله عامیانه این است سیاست پدر و مادر نمی شناسد. هر چه توسعه نیافته تر باشید سیاست بی رحم تر و عمیق تر است در وجودمان دیکتاتوری ها نهادینه است و نتیجه اش همین چیزها است.عبدی مدیا: می خواهم جمع بندی کنم ولی در این جمع بندی می خواهم یک صدای دیگری به گوش شما برسانم شما به بخشی از مردم معترض اشاره کردید به بخشی از جریان انتقال قدرت اشاره کردید اما برخی از مردم هم دیگر جانشان به لب رسیده می گویند ما می خواهیم بیاییم این رژیم و حکومت را کاسه و کوزه اش را بهم بزنیم حتی اگر خودمان کشته می شویم ما دیگر اصلا جانی نداریم این حکومت دیگر برای ما نفسی نگذاشته اگر قرار است نفسی بکشیم من اول نفس حکومت را می گیریم بگذار هر دو با هم فرو برویم ما نمی توانیم از این قشر چشم پوشی کنیم به این افرادی که شاید اصلا طرف خواستگاه سیاسی نداشته باشد خواستگاه اقتصادی داشته باشد به لحاظ اینکه اینقدر طرف را محدود کردیم جانش رسیده با مردم جان به لب رسیده این حکومت چه می خواهد بکند؟فائزه هاشمی: من تمام صحبتم این ها بودعبدی مدیا: به این ها اشاره نکردیدفائزه هاشمی: ولی متاسفانه رفتار حکومت در تایید صحبت شما موقعه ای که فرمانده سپاه فومن اعلام دارد جهنم را بازسازی می کند اکثر پیام ها در کانال های آن طرف می خواندم می گفت ما الان در آن جهنم زندگی می کنیم چه جهنمی می خواهید نشان بدهید وضعیت را تشریح می کردند که ما الان در جهنم هستیم بله درست می گویید ما چی باید در موردشان بگوییمعبدی مدیا: یا اینکه آقای ترامپ در عربستان که حرف هایی زده بود آقای پزشکیان ناراحت شد و گفت این آمد دزد هستند یک واژه عبارت این چنینی انتخاب کرد آقای پزشکیان خیلی بهش برخورد کلیپ هایی ساختند گفتند این دزدی را ببینید اختلاس اینجا را ببینید اختلاس آن بانک را ببینید این موارد هست پس آن طرف خیلی بیراه هم نگفته این ها را ببینید بخشی از این صداها وجود دارد و در جریان انتقال قدرت در جریان اعتراضات برخی از مردم هستند دیگر تفکرات حتی اینکه مثلا یک تبدیلی را نه اصلاح تبدیلی را انجام بدهیم ساختار قانون اساسی را عوض کنیم می گویند هر چی می خواهد باشد باشد، بدتر از جمهوری اسلامی نمی شود هر چی می خواهد بشود می خواهد پهلوی بیاید این نگاه هست می گویند ما می خواهیم حداقل برای اینکه آینده بچه هایمان تامین کنیم حتی یک نگاه خطرناک تری بعضی جاها هست که نمی خواهم بیان کنم می گویند ما زیر دست هر کس دیگری باشیم زندگی مان این نیست یعنی مقایسه می کنند با کشورهای همسایه می گویند اینجا این طوری می شد ما این منابع را داریم اصلا هنر است کشور را به اینجا رساندن با این همه منابع و امکانات. به غیر از معترضین و اعتصاب کنندگان یک جماعتی هستند که شاید مثلا کفن پوشانی که سال 57 کفن می پوشیدند طرف می گفت من از جانم گذشتم برایم فرقی نمی کند فقط مشکل اینجاست که آن موقع یک نفری به عنوان رهبری بود الان برای آنها مهم نیست هر کس می خواهد بیاید دستش را می گیریم چون من دیگر نمی کشم یعنی جوانی هستم که رویایم سوخته اختلاف طبقاتی وجود دارد زندگی ندارم و اصلا برایم مهم نیست دیگی که برای من نمی جوشد سر سگ در آن بجوشد از این تفکر نمی شود چشم پوشید چند تا را می شود زندانی کرد سر قضیه مهسا امینی هم یک تعدادی را گرفتند و مجبور به عفو عمومی شدند چون زندان جایی نداشت پر بود خودتان هم اشاره کردید. من می خواهم جمع بندی از شما داشته باشم در مورد موضوع گفتگویمان که یک اشاره کلی می کنم به موضوع گفتگو آینده گریزناپذیر جمهوری اسلامی از مردم معترض تا انتقال قدرت، می گویم این شاید توجه جدی به این بخش از مردم نکردیم که جانشان به لب رسیده است و در مرز کار انتهاری هستند.فائزه هاشمی: همین طور است حرفتان را قبول دارم. سوال چیستبدون فیلتر در کستباکس بشنوید عبدی مدیا: می خواهم جمع بندی از شما در پایان اگر نکته ای مانده بهش اشاره کنیدفائزه هاشمی: من این حرف ها را قبول دارم من خودم یک بار گفته بودم که فکر می کنم اگر یک میخ به جای مدیران یا حاکمیت بود مفیدتر بود چون میخ خرابکاری ندارد وقتی شما اثر مثبتی ندارید میخ نه مثبت است نه منفی است ما اینجا اکثرا منفی بودیم نمی گوییم مثبت نداشتیم متاسفانه شرایط کشور رو به زوال رفته از دوران احمدی نژاد به نظرمن شروع شد دقیقا یعنی اگر میخ باشد اقلا آثار منفی ندارد حالا مثبت هم ندارد بهتر از مجموعه حاکمیت الان هست من در تایید صحبت شما آدم یک چیزهایی می بیند سیاست های غلطی می بیند کی تصمیم می گیرد یعنی سومدیریت بیداد می کند همه اش سیاسی و دیکتاتوری نیست متاسفانه انتخاب افراد چون معیارهای اشتباهی دارد نتیجه اش این می شود.من پریشب از رفسنجان دیشب برگشتم در رفسنجان و در جاده کرمان منتهی به رفسنجان 4 پمپ بنزین رفتم خودم راننده بودم با ماشین از تهران رفته بودم 4 تا پمپ بنزین رفتم کارت بنزین من که برای تهران بود دستگاه قبول نمی کرد خود جایگاه هم به علت اینکه سهمیه بنزین را کاهش داده بودند کارت نداشت به من بدهد فرض کنید ملت در آن شرایط وسط جاده گیر کنند چه کار کنند وقتی بنزین نیست؟ یک آقایی آنجا بود در جایگاهی که کارت من می خواند کارتم را دادم بزند در جایگاه دیگری آقای دیگری به من کارت داد که کارتش برای رفسنجان بود بنزین زدم من می گویم چرا چنین تصمیمی گرفتند می گویند به خاطر قاچاق است وقتی آقای احمدی نژاد می گوید برادران قاچاقچی ما وقتی خبر می آید بنزین میلیون لیتری لوله کشی شده جاهای دیگر به صورت قاچاق می رود اینکه مردم را این جور آزار بدهیم سفر تفریحی سفر کاری شهر خودش این جور آزار می دهیم که بنزین، ما در نفت و گاز خوابیده ایم بنزین بخواهیم بزنیم اینقدر مشکلات باید باشد چرا که ممکن است حداکثر من نوعی سی لیتر چهل لیتر به اندازه کارت خودم بروم قاچاق کنم یک جایی بفروشم خب این واقعا مدیریت درستی است؟ همین را تعمیم بدهیم به همه چیزهایی که در مملکت اتفاق می افتد یعنی همه چیز شده عذاب و سومدیریت، یا موارد دیگر شما قبلا جریمه می دادید ادارات پلیس +10 می رفتید آنجا پرینت جریمه راهنمایی و رانندگی می داد همان جا پرداخت می کردی حالا می روی آنجا پرینت می گیری باید بانک ملی پرداخت کنی در این ترافیک و نبودن جای پارک و گرفتاری یعنی هر چیزی را دنبالش می روی مشکل سومدیریتی و مشکل بی فکری وجود دارد. بعضی از این مشکلات به سیاست های غلطی برمی گردد که ما داریم یکی از آن چیزهایی که گفته شده بود که پول ملت را برمی دارند در جاهایی خرج می کنند که ملت ناراضی هستند یا اکثریت ملت ناراضی هستند مثلا مقاومت، خدا کند این خبر غلط باشد قرار شده یا داده جمهوری اسلامی 400 میلیارد دلار برای مقبره سید حسن نصرالله داده یا می دهد این خبر را شنیدم تکذیبش را نشنیدم یا برای مراسم یادبودآقای رئیسی سالگرد فوتش خرجی که شده این همه برنامه و مراسم بود اگر واقعا این مشکل مالی و بودجه و ناترازی که هست چرا اصلا باید این سازمان هایی که تا حالا عملکردشان نتیجه اش هست سازمان های فرهنگی را می گویم سازمان تبلیغات اسلامی حوزه علمیه بقیه را شما بگویید 22 23 سازمان دوباره آقای پزشکیان در برنامه هفتم بودجه گذاشته است خب این ها عملکردشان منفی بوده جامعه بیدار شده مردم نانی برای خوردن ندارند بعد پول برای این ها بگذاریم که کار فرهنگی کنند نتیجه اش بی دینی مردم شده است خب یک خرده فکر و تعقل و تدبیر و تجربه و عقل لازم است در اداره مملکت باشد متاسفانه تقریبا هر چی می بینیم آخرش سومدیریت است و متاسفانه آقای پزشکیان بعضی چیزها را سمت اصلاح می رود اتفاقات خوبی افتاده ولی آقای پزشکیان همان مسیر را می رود همان کارها تکرار می شود نتیجه را دیده ایم خود آقای خامنه ای مگر نگفتند در این سر مذاکره با امریکا می گویند چرا نه؟ عقل و تجربه گفتند تجربه اش را داشتید سر قضیه اینکه از برجام خارج شدند تجربه به ما می گوید نباید این کار را بکنیم خب این همه مشکلات مملکت تجربه نمی گوید چه کار کنیم چرا در آنجا از تجربه استفاده نمی کنیم یا مثلا حرف خوب زده می شود مثلا آقای خامنه ای در صحبت هایشان گفته بودند ملاقات با استانداران برویم بین مردم حتی اگر مردم حرف تند بزنند اشکالی ندارد برخورد باهاشون نشود اگر این سیاست آقای خامنه ای درست عملی شود و آقای خامنه ای واقعی این حرف را زده الان همه زندانیان سیاسی باید آزاد شوند چون عمدتا حرف زده اند حرف تند زده اند یا حرف کمتر تند زده اند چرا در زندان هستند؟ خود من چرا در زندان بودم؟ برای اینکه حرف زده بودم، من تفنگ دستم بود؟ ترور کردم؟ مبارزه کردم برای براندازی؟ حرف زدم به قول خودم ور زدم، باید زندان باشم؟ در زندان به من خیلی خوش گذشت هزینه اش را حاضرم بدهم هر جا لازم باشد ولی اقلا به حرفمان عمل کنیم اگر به آقای اژه ای واقعا ولایت فقیه را قبول دارد اگر آقای خامنه ای حرفش واقعی است کلی زندانی باید آزاد شود همه حرف تند زده اند خود آقای خامنه ای گفت برخورد نکنید بشنوید حرف هایشان را. عمدتا حرف هایشان درست بوده نمی گویم همه، مشکلاتی که بوده وجود داشته که بیان شده اندعبدی مدیا: گفتند این ها تعبیر دوستان بوده گفته اند این مسائلی که اشاره می کنید صدای سازی است که ابوی محترم شما چند سال پیش زده اند یعنی این مواردی که می گویید پدرتان را می گویند چه قدر در این وضعیت کشور مقصر می دانید؟فائزه هاشمی: این را خیلی ها می گویند و می پرسند به ما خیلی نقد می کنند که شما حاضر نیستید پدرتان را نقد کنید طبیعتا ایشان هم نقد دارد ولی می خواهم بگویم برخلاف واقعیت فکر می کنند بابا یک آدم قدرتمندی بوده که هر چی او می خواسته اتفاق می افتاده و تمام سیاست های مملکت را بابا نوشته اینقدر قوی و فرد اصلی نظام بوده در صورتی که این طور نبوده من چند تا چیز را نام می برم به عنوان نمونه و خیلی بیشتر از این ها هست بابا اعتقاد به رابطه با امریکا داشت حتی به آقای خمینی نامه می نویسد و می گوید دو موضوع را تا هستید حل کنید چون بعد از رفتن شما حل نمی شود یکی رابطه با امریکا دومی پایان جنگ هست آقای خمینی پایان جنگ را زیر بار می رود و تمام می شود اما امریکا می ماند. یا شورای رهبری، خود آقای خامنه ای وقتی در انتقال رهبری دنبال شورای رهبری بود ولی موفق نمی شوند رای نمی آورد یا مثلا خود بابا به خصوص در دوره دومش نتوانست وزیرانی که می خواست بگذارد یعنی از آن طرف روزنامه کیهان اصولگرا آن موقع چپ و راست می گفتند مخالفش بودند و برنامه هایش تعلیق بود و مجبور شد برنامه هایش را اجرا نکند وسط کار متوقف کند می خواهم بگویم این طور نیست که واقعا هر چی ایشان خواسته و هر سیاستی که داشته انجام شده و تا اینجا آمده الان کتابهای خاطرات منتشر می شود یا بحث هایی که در فضای مجازی صحبت هایی که بین بابا و آقای خامنه ای منتشر می شود نشان می دهد که باز بابا با خیلی چیزها مخالفت کرده زورش نرسیده اجرایی کند و نتوانسته کاری بکند بنابراین من اعتقاد دارم که بگذریم از بحث های انقلاب هم جنگ بود هم انقلابی گری ها تندرویی ها رفتارهای انقلابی کارهای اشتباه زیاد بود ولی دوره ای که بابا بود و دوره ای که آقای خاتمی بود ریل گذاری درست بود ممکن است اشتباهاتی بوده ولی اگر همان مسیر در دوران ریاست جمهوری های بعدی هم اتفاق می افتاد و با آمدن آقای احمدی نژاد همه چیز منتفی نمی شود روش های ریلی که این دو نفر گذاشته بودند بابا گذاشته بود تا حدودی آقای خاتمی ادامه داد مملکت الان درست و حسابی بود.در زمان بابا وقتی ایشان رئیس جمهور بود خود بهایی ها نقل می کردند زندانی بهایی نبود، زمان بابا و خاتمی نبود دوباره آقای احمدی نژاد که میاد با بهایی ها برخورد می کنند. این طور نیست که بگوییم هر چه می شود بابا جزو سیاست گذاران و پایه گذاران بوده طبیعتا بله یک سری راه ها بوده یک کارهایی کرده اشتباه بوده نباید می کرده یا در قانون اساسی این هم به نظرم نکته جالبی است سال اول انقلاب که قانون اساسی نوشته می شود پیش نویسش بابا نظرش این بود که این نرود در خبرگان و حتی خاطرات آقای ابراهیم یزدی در کتابش هست شما هم لباسی های من را نمی شناسید بروید آنجا چیزی می شود که به درد نمی خورد به رای مردم بگذارید خب زیر بار نمی روند البته استدلال آقای بازرگان این بوده که این جوری دمکرات تر هست بحث های کارشناسی هست مردم بیشتر آگاهی پیدا می کنند و بعد مردم رای می دهند همین طور فی البداهه به رای مردم بگذاریم آگاهی وجود ندارد.عبدی مدیا: خود شما به پدرتان در زمان حیاتش نقد کردید؟ در مورد تصمیمش در مجلس خبرگان نقدی نکردید که بابا اگر این کار را نمی کردی یک اتفاق دیگری می افتاد اگر نقش آفرینی نمی کردی در انتخاب آقای خامنه ای چنین اتفاقی نمی افتادفائزه هاشمی: نه، اولا آن موقع این آقای خامنه ای آن آقای خامنه ای نبود.عبدی مدیا: اواخر عمر آقای هاشمی را می گویم.فائزه هاشمی: نمی دانم شاید آره شاید نه. من اعتقادم این نیست که آن انتخاب اشتباه بوده ساختار قانون اساسی دیکتاتورپرور است چون قدرت مطلق دارد این چیزی است که تمام فلاسفه در تمام دنیا از غرب تا شرق این تفکیک قوا این فسادآوری و دیکتاتور پروری قدرت مطلق این ها را متعهد هستند این چیزی که تاریخ در دنیا همین اتفاق بوده قدرت مطلق همه جا خراب شده این ساختار اگر خود بابا بود معتقدم همین می شد خیلی اعتقاد ندارم اگر کس دیگری بود غیر از این بود این ساختار خراب است و گرنه انتخاب آقای خامنه ای در آن زمان اشتباه نبوده این ساختار این نتیجه را داده است.نگاه خودم هست موضوع سیاسی نیست اقتصادی است آمدند آن زمان ایشان شرکت های پیمانکاری درست کردند شرکت های پیمانکاری یک سری آدم استخدام می کردند فلان وزارت خانه یک سری آدم استخدام می کرد هنوز هم ادامه دارد آن موقع گفتم یعنی چی یک واسطه دلالی این وسط است. اتفاقا پریروز سوار تاکسی بودم راننده تاکسی این نقد را از بابا می کرد می گفت من با این همه سال سابقه 22 میلیون حقوق دارم یک فرد جدید چون استخدام رسمی است چون من شرکتی هستم پیمانکاری من را آورده فرد جدیدی که می آید سابقه من را ندارد 40 میلیون می گیرد آتش نشانی بود ولی خب چرا آقای هاشمی این خیانت را در حق ما کرد شرکت های پیمانکاری را چرا ایجاد کرد که هنوز که هنوزه رسمی نمی شویم نوع قراردادمان فرق می کند حقوق و مزایایمان فرق می کند و این تبعیض هست عبدی مدیا: یا ورود سپاه به اقتصاد از آن دوران اتفاق افتادفائزه هاشمی: ورود سپاه چیز اقتصادی نبود یک جور کمک بود چون تشکیلات و همه این ماشین آلات و این چیزها به خاطر جنگ در اختیار سپاه بود و احتمالا نیروهای سپاه بیکار می شدند باید یک جوری این ها را مشغول می کردند که خودش بحران نشود آمدند شرکت اقتصادی نزدند همان ها را سپاه با ارزان قیمت می گرفت با تشکیلات و تنظیماتی که داشت اجرا می کرد بعد تبدیل به شرکت زدن، اقتصادی عمل کردن و پروژه گرفتن شد چیزی که در ذهنم هست این است، شاید همان هم اشتباه بود، اگر همان طور هم سپاه وارد نمی شد کار به اینجا نمی رسید، شاید این ها سپاه را باز می آوردند. بله قبول دارم.عبدی مدیا: از اینکه گفتگوی ما تجدید شد. در فضای مجازی به من اتهام می زنند می گویند عبدی مدیا یک جورایی از طرف خانواده هاشمی ساپورت می شود اگر شما حمایتی کردید به جایی کسی به من نگفتید خلاصه من خودم اینجا هستم به خودم مستقیم حمایت کنید من چیزی از شما دریافت نکرده امفائزه هاشمی: نه از من نه از خانواده ام دریافتی نداشتید از آقای هاشمی هم دریافتی نداشتید. من دفعه دوم هست که با شما گفتگو داشتم.عبدی مدیا: از این جهت که من خاطرات آقای هاشمی را به عنوان یکی از مهمترین اسناد تاریخ معاصر ایران می دانم فارغ از تحلیل خودم نسبت به آقای هاشمی اینکه ایشان این خاطرات را دقیق نوشته اند که به هر حال این سند مانده و می شود تاریخ را فهمید با جزییات خودش به نظرم کار ارزشمندی است به خاطر همین چند باری هم یادداشت نوشتم هم خواستم به طروق مختلفی این خاطرات زودتر منتشر شود و به هر حال تاریخ و اینجا خدمت شما عرض می کنم حتما به آقای محسن هاشمی برادر محترمتان بگویید هر سانسوری که بشود چه توسط ناشر چه توسط خواننده ها و ناظرین به نظر بنده و مخاطبین خاطرات علاقه مندان به تاریخ یک خیانتی در تاریخ ایران هست به نظر من نباید سانسور شود تا حداکثری که امکانش هست سانسورها بعدا می تواند چاپ شود و بدانیم چه چیزهایی هست از اینکه وقت گذاشتید متشکرم.فائزه هاشمی: در مورد سانسور توضیح بدهم تا جایی که من می دانم خود محسن یا ما هیچ سانسوری در کتاب نداریم زمانی که بابا بود خودش می نوشت برای ویراستاری داده بود ولی بعید می دانم سانسور شود بابا خاطراتش را طوری نوشته یعنی سیاستمدارانه نوشته این نیست که همه چیز به اسرار نظام در آن باشد طوری بیان شده که نیاز به سانسور ندارد دلیلش این بود آن موقع که ایشان خاطرات می نوشت ما که اعضای خانواده بودیم همه می خواندیم بعد میهمانان نزدیک اکثرا خاطرات بابا را می خواندند در دفترچه که در کشوی کنار تخت ایشان بود یکی از دلایلی که کامل نوشت این بود که همان موقع خوانده می شود شاید خیلی چیزها نمی خواست بیان شود البته ایشان با تدبیرتر از این حرفهاست که با این دلایل بخواهد خاطراتش را جور دیگری بنویسد ولی سانسور در دوره آقای رئیسی فکر می کنم چند سالی چند مورد سانسور در بعضی از کتاب ها بود و الان دیگر در آمدن آقای پزشکیان و دوباره تغییر سیستم دولتی امسال خبر ندارم چه شده ولی فکر می کنم حدس می زنم که این دفعه شاید سانسوری نبود یک جوری دولت تغییر کرده آن دولت اصولگرا دیگر نبود دولت اصلاح طلب با یک سری تفکرات متفاوت نشست و آقای صالحی که وزیر ارشاد هست ایشان یک خرده وزیر آقای روحانی هم ایشان بودند فکر می کنم متفاوت با وزرایی که در زمان آقای رئیسی هست فکر می کنم دوباره با آمدن آقای پزشکیان سانسور نباشد البته مطمئن نیستم ولی چند سال سانسور کردند ولی جهت اطلاع شما روزنامه شرق دومین سالی که سانسور شد را کامل قبل از اینکه چاپ شود چاپ کردند.فایل کامل گفتگوی عبدی مدیا با فائزه هاشمی کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید. پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد. ثبت نام در ادامه بخوانید زنان و آینده حکمرانی | گفتگو از مهدی مطهرنیا، با حضور فائزه هاشمی (قسمت دوم) خواندن 0 فائزه هاشمی: پیش از دولت آقای پزشکیان، وزیر زن برای عدهای در بالا تابو بود خواندن 1 دقیقه فائزه هاشمی: با کاندیداتوری من برای مجلس پنجم، فشارها بر من بیشتر شد خواندن 1 دقیقه فائزه هاشمی: آثار جنبش ۱۴۰۱ ادامه دارد و قویتر هم خواهد شد خواندن 1 دقیقه فائزه هاشمی: رئیس جمهور ما اختیار این را ندارد که [در حوزه زنان] هر تصمیمی که میخواهد را بگیرد خواندن 1 دقیقه باید خواند خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اسفند ۱۳۷۸ - ملاقات عبدالله جاسبی و نگرانی از نتایج انتخابات فیلم/ سردار مرتضی طلایی کجاست؟ خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ شهريور ۱۳۷۸ - مذاکرات دو نفره سیاسی با واعظ طبسی تا هنگام بدرقه به سوی تهران هم ادامه داشته که در نهایت هاشمی ظاهرا از اینجا تصمیم به شرکت جدی در انتخابات مجلس ششم گرفت سوابق ادوار اخیر مجلس شورای اسلامی نشان داد که مجلس در راس امور نیست و در اختیارات فرمانده کل قوا و نیروهای مسلح در هیچ سطحی نمیتواند دخالت و یا مصوبه طی کند، چه برسد که نظارت کند آینده ایران با نامزدهای اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری چه میشود؟ / گفتگو با دکتر تقی آزاد ارمکی میشه با شما احساس خستگی کرد؟ یک دامپزشک بسیجی بجای جراح گوش و حلق و بینی سرپرست شبکه بهداشت ایذه شد! خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ شهريور ۱۳۷۸ - دیدار مدیران ارشد دستگاه قضایی با هاشمی رفسنجانی و گله آنان از بی توجهی هاشمی شاهرودی رییس جدید قوه قضاییه ادامه دارد خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ شهريور ۱۳۷۸ - در ادامه تلاش های مرحوم واعظ طبسی که در دیدارهای مکرر برای تشویق هاشمی به شرکت در انتخابات اقدام میکرد این بار هم او با هاشمی ملاقات کرد خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ شهريور ۱۳۷۸ - ادامه بازدید ها از متعلقات و ابنیه و آثار آستان قدس