خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ شهریور ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 12:53کد خبر26226

در خانه ماندم و مطالعه مى‌كردم. اخوى احمد و خانواده‌اش كه همراه كاركنان معدن مس سرچشمه با امام ملاقات داشتند، مهمان ما بودند. گفت كه كارگر ما در نوق تكليف خود را در مورد كيفيت ضبط پسته‌هايى كه داريم، نمى‌داند. گفتم كه مى‌تواند اجاره بدهد. عصر

در خانه ماندم و مطالعه مى‌كردم. اخوى احمد و خانواده‌اش كه همراه كاركنان معدن مس سرچشمه با امام ملاقات داشتند، مهمان ما بودند. گفت كه كارگر ما در نوق تكليف خود را در مورد كيفيت ضبط پسته‌هايى كه داريم، نمى‌داند. گفتم كه مى‌تواند اجاره بدهد.

عصر اخوى‏زاده على هاشمى كه از اسپانيا آمده - چشمش را كمى معالجه كرده - از وضع نامطلوب سفارت‏مان - به خاطر اينكه كاركنان سابق هنوز هستند - و وضع خراب‏تر ضدانقلاب كه آواره‌اند و بى‏كار و بى‌انگيزه گفت و پيشنهاد فعال كردن تبليغات خارجى را داشت و گفت كه متأسفانه امپرياليسم، چهره امام و انقلاب را كدر و خشن معرفى كرده‌اند و خيلى بايد كار كنيم. مراسم چهارمين سالگرد هفده شهريور و تشييع جنازه شهداى انفجار خيابان خيام، با شكوه برگزار شد و امام هم پيام گرمى دادند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا