قرار بود، با هواپیما به زابل برویم؛ چون رادیو خبر را اعلان کرده بود، دفتر مشاورت [ارتش] از لحاظ امنیتى - به خاطر خطر از داخل افغانستان - نگران شدند و تصمیم گرفتند که من از راه زمین بروم. ساعت شش و نیم صبح با چند ماشین مسلح حرکت کردیم. جاده خشک و
قرار بود، با هواپیما به زابل برویم؛ چون رادیو خبر را اعلان کرده بود، دفتر مشاورت [ارتش] از لحاظ امنیتى - به خاطر خطر از داخل افغانستان - نگران شدند و تصمیم گرفتند که من از راه زمین بروم. ساعت شش و نیم صبح با چند ماشین مسلح حرکت کردیم. جاده خشک و بیابان لم یزرع است. در یکى از پاسگاه هاى بین راه، بى مقدمه پیاده شدیم و رسیدگى کردیم؛ وضع شان بد نبود. آقاى [سیدحسن] حسینى نماینده زابل، توضیحات خوبى داد و اطلاعات ما را بالا برد. ماشین در بین راه، بنزین تمام کرد؛ از زاپاس همراهان گرفتیم.
از اینکه آب هاى دریاچه هامون را که آب آن به افغانستان برمى گردد و از وسط زمین هاى مساعد مى گذرد و هیچ استفاده نمى کنند، تعجب کردم. پیشنهاد استفاده دادم. قرار شد اقدام شود. مردم بیرون شهر به استقبال آمده بودند و تعداد زیادى گاو و گوسفند،
قربانى کردند. قبل از نمازجمعه، در استادیوم زابل سخنرانى کردم. احساسات انقلابى مردم، خیلى خوب بود. نمازجمعه را خواندیم.
ناهار را در منزل فرماندار بودیم. درباره بهره گیرى از دریاچه هامون و رود هیرمند با وزراى مربوطه و مسئولان محلى، مشاوره شد و تصمیماتى اتخاذ گردید. چون در باند فرودگاه زابل، [هواپیماى] شاهین نمى تواند بنشیند، با [هواپیماى] سى ـ 130 بارى به زاهدان برگشتیم. از فضا، دریاچه هامون را خوب مشاهده کردم.
به سوى [بندر] چابهار حرکت کردیم. در پایگاه چابهار، استقبال رسمى به عمل آمد. بلافاصله با اتومبیل، به طرف اسکله نصب سریع رفتیم. در شهر چابهار، مردم اجتماع پرشورى به مناسبت ورود ما داشتند. در آن شرکت کردم و سخنرانى نمودم. سنى هستند؛ خیلى گرم استقبال کردند. به اسکله رفتم. یک شرکت سنگاپورى، در ظرف نه ماه، اسکله اى ساخته و آورده و نصب کرده است که تکنیک جالبى دارد. مهندسان توضیح دادند.
شب به پایگاه برگشتیم. نماز جماعت خواندیم و شام را در رستوران خوردیم. جانشین فرماندهى پایگاه آقاى سرگرد توانگریان، توضیحات خوبى از وضع آنجا داد. سپس از اتاق
فرماندهى، دیدن کردیم. آخر شب، با خلبان ها جلسه داشتیم. سئوالاتى درباره آینده نیروى هوایى و نوع هواپیماهاى جنگى آینده نمودند. جواب دادم. با شوراى استان سپاه، جلسه داشتیم؛ درباره خطر اشرار و توطئه و ناامنى جاده جدید چابهار، مطالبى گفتند و تصمیماتى گرفتیم. صبح زود، دو نفر روحانى عقیدتى- سیاسى و... آمدند و مذاکره و مشاوره کردیم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام