خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ شهریور ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
4 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 19:13کد خبر32574

چون برنامه را عوض کردیم، زودتر از خواب بیدار شدم. در گزارش ها، ادامه تحرک عراق و شلیک موشک به طرف هواپیماهاى آمریکایى و تهدید آمریکا به تجدید حمله مهم است و اقدام میانجی گرى ایران در نزاع اوگاندا و سودان، انعکاس وسیع یافته است؛ تاکنون مراکز خبرى غربى، سعى

چون برنامه را عوض کردیم، زودتر از خواب بیدار شدم. در گزارش ها، ادامه تحرک عراق و شلیک موشک به طرف هواپیماهاى آمریکایى و تهدید آمریکا به تجدید حمله مهم است و اقدام میانجی گرى ایران در نزاع اوگاندا و سودان، انعکاس وسیع یافته است؛ تاکنون مراکز خبرى غربى، سعى داشته اند سفر را کمتر مطرح کنند و آمریکا هم رسماً از

سفر من و هم از میانجی گرى، اظهار ناراحتى کرده است.

اول وقت به نمایشگاه تراکتور ایران رفتیم. شرکت تراکتورسازى ایران و یک تاجر زیمبابوه اى، براى فروش و مونتاژ تراکتور ایران، مرکزى ایجاد کرده اند. توضیحات شنیدیم و تشویقشان کردم و از لوح پرده برداشتیم. به محل خانه سازى رفتیم که آقاى رضاپور با آنها قرار گذاشته که ده هزار واحد مسکونى ارزان بسازد، به قیمت هر مترمربع 200 دلار که 75 درصد بهاى آن را سه ساله بپردازند. روش ساخت و هزینه را توضیح دادند.

براى نثار تاج گل، به محل قهرمانان ملى رفتیم. از تاریخ انقلاب توضیحات دادند. کُره شمالى براى آنها ساخته؛ جالب است. براى سفر به آبشار ویکتوریا به فرودگاه رفتیم. آقاى موگابه و همسرش هم رسیدند. عفت و فائزه هم رسیدند. با هواپیماى 737 میزبانان، پرواز کردیم. هواپیماهاى خودمان به خاطر کوچکى باندآنجا، قادر به نشستن نبودند، لذا بسیارى از همراهان را نبردیم. قبلاً قرار بود وزراى دو طرف باشند و در آنجا جلسه مذاکره و امضاى اسناد داشته باشیم که به این وضع مقدور نشد.

یک ساعت در پرواز بودیم. از فرودگاه به هتل کنار آبشار رفتیم. منطقه جنگلى است. نام هتل «کمپ فیل» بود. پس از استفاده از دستشویى و عوض کردن لباس، با موگابه و همسرش به آبشار رفتیم. خیلى جالب است. حدود 1700 متر پهناى آبشار است که در موقع پُرآبى به هم پیوسته است و از بالا در دره اى به عمق 103 متر مى ریزد. راهنما توضیح مى داد، ولى ارقام را درست نمى دانست. بعداً روى تابلویى خواندیم، حجم آب 300 تا 1000 مترمکعب، در ثانیه نوسان دارد. رودخانه ای به نام زیم زى با طول2700کیلومتر، در چند کشور جریان دارد و سرانجام از زامبیا به اقیانوس مى ریزد.

بنا بود هواپیماى دیگرى، بقیه هیأت ما را بیاورد که نیاوردند. به ناچار بدون توقف به هتل مراجعت کردیم، ولى به خاطر رفتن عفت و همراهان براى دیدن مزرعه تمساح ها، من هم ساعتى معطل شدم. با تأخیر مراجعت کردیم. چند نفر خبرنگار که دیر رسیده بودند، جا ماندند. در فرودگاه حراره، در حضور ما دوازده سند توافق نامه امضا شد و مصاحبه کوتاهى نمودیم.

با بدرقه رسمى به آفریقاى جنوبى پرواز کردیم. در مسیر، جزوه اطلاعات مربوط به آفریقاى جنوبى را خواندم. نزدیک غروب وارد فرودگاه ژوهانسبورگ شدیم. آقاى [نلسون] ماندلا، [رییس جمهور آفریقای جنوبی] و جمعى از کابینه به استقبال آمده بودند. تشریفات شان نامنظم بود. تقریباً نود درصد افراد گارد احترام، خانم هاى سفیدپوست بودند. فرمانده آنها هم خانمى سفیدپوست بود. با مقدارى تفاوت، سان دیدیم.

آقاى ماندلا خداحافظى کرد و قرار شد که در اقامتگاه از من استقبال کند. چند دقیقه اى براى آماده شدن ماشین ها معطل ماندیم. عفت خیلى ناراحت شده بود و این وضع را توهین مى داند. آقاى [محمد شریف] مهدوی [شاهرودی]، سفیرمان به جاى وزیر همراه، در اتومبیل من سوار شد. به سوى پروتوریا حرکت کردیم. حدود شصت کیلومتر راه است. آقاى مهدوى هم از نحوه تشریفات کمى شرمنده است.

در اقامتگاه که یکى از کاخ هاى قدیمى است، آقاى ماندلا و دخترش استقبال کردند. بلافاصله مذاکره خصوصى شروع شد. از ماهیت مسأله کردستان عراق سئوال کرد؛ توضیحات دادم. از ناامنى کشورش پرسیدم. اعتراف به ناامنى و وسعت جنایات کرد و گفت پلیس با آنها همکارى مى کند. توضیحاتى در کیفیت تأمین امنیت در ایران پس از انقلاب، با تأسیس کمیته و سپاه دادم؛ برایش جالب بود و تجربه ما را راهى براى نجات از بن بست دانست. گفت براى کسب تجربه، به زودی به ایران مى آید.

بقیه اعضاى هیأت هم از بى نظمى دچار مشکل شده بودند و با تأخیر رسیدند. ناچار صبر کردیم تا همه رسیدند. سپس سر میز شام رفتیم. صحبت هاى گوناگون کردیم. او هم صحبت خوبى کرد و من هم سخنرانى مفصلى در حفظ موفقیت هاى ایران نمودم و شباهت های دو انقلاب را توضیح دادم و تشویقشان کردم از تجربه ما استفاده کنند و از اروپا و آمریکا انتقاد کردم. میهمانان از سفیدها و سیاه ها و حضور زنان مکشفه نیمه لخت عجیب بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا