خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ شهریور ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
6 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 19:09کد خبر32572

بعد از نماز، خاطرات پریروز و دیروز را نوشتم. ساعت هفت و نیم صبح به سوى منطقه سوگا در شمال دارالسلام حرکت کردیم. وزیر همراه، وزیر صنعت و تجارت بود و چون مترجم تأخیر داشت، محسن مترجمى را به عهده گرفت. شصت کیلومتر راه رفتیم. در شهرک هاى مسیر، مردم به عنوان

بعد از نماز، خاطرات پریروز و دیروز را نوشتم. ساعت هفت و نیم صبح به سوى منطقه سوگا در شمال دارالسلام حرکت کردیم. وزیر همراه، وزیر صنعت و تجارت بود و چون مترجم تأخیر داشت، محسن مترجمى را به عهده گرفت.

شصت کیلومتر راه رفتیم. در شهرک هاى مسیر، مردم به عنوان استقبال اجتماع داشتند. در چند نقطه پیاده شدم و جواب احساسات را دادم و یک جا استاندار خیرمقدم گفت. جاده خوبى ندارند و قسمتى از جاده فرعى، خاکى بود. براى افتتاح مرکز آموزشى به آنجا رفتیم که جهاد سازندگى ایران ساخته است. در شانزده هکتار زمین، حدود چهار هزار متر مربع بنا ساخته اند. جمعیت زیادی از مردم روستاهاى اطراف جمع شده بودند و شادمانى مى کردند و جشن گرفته بودند. آقاى مهندس ملکى، مسئول جهاد در آنجا توضیحات داد. پرده برداشتیم و سپس در مراسم شرکت کردیم.

نماینده شهر، با شور و هیجان از اقدامات ایران تشکر کرد و هدایاى مردمی را به من و به عفت داد. اجازه گرفت که مرکز را به نام من نام گذارى کنند. استاندار هم صحبت خوبى کرد. هر دو به زبان سواحیلى حرف می زدند که یک نفر تاجر مسلمان براى ما ترجمه مى کرد. من هم صحبت کوتاهى کردم و او ترجمه کرد.

به سوى دارالسلام مراجعت کردیم. تمامى منطقه را اشجار بادام هندی پُرکرده است که خیلى پُرسود است؛ هر کیلو ده دلار. یکسره به فرودگاه رفتیم و به سوى زنگبار پرواز کردیم. در فرودگاه زنگبار هم مثل دارالسلام استقبال بود؛ به اضافه حضور جمع زیادی محصلین علوم دینى دختر و پسر که سرودهاى عربى مى خواندند و گاهى هم خود را تکان مى دادند. زنگبارى ها تلاش داشتند که به صورت یک کشور مستقل جلوه کنند. خودشان را قدیمى تر و متمدن تر از سرزمین اصلى مى دانند و استقبال مردمى هم انصافاً خیلى منظم و باشکوه بود. تقریباً تمامى زن ها باحجاب اند جز دو سه نفرى که معلوم نیست، اهل آنجا باشند. 90 درصد مردم مسلمان هستند.

به کاخ اقامتگاه رفتیم. ساختمان قدیمى خوبى در کنار اقیانوس هند است. ابتدا مذاکره خصوصى و سپس مذاکره رسمى علنى داشتیم که همان حرف هاى جلسه خصوصى را مطرح کردند. گفتند عمده جزیره را قرنفل می کارند و بخش عمده درآمدشان از قرنفل بوده. بازارشان منطقه شرق دور است. اخیراً اندونزى قرنفل تولید مى کند و بازارشان کساد و قیمت 90 درصد ارزان شده است. از ما خواستند که فکرى براى رونق جزیره بکنیم.

معلوم شد، در سواحل آنها نقطه خط عبور گله هاى ماهى تُن است که پذیرفتیم صیدشان را فعال کنیم. به آقاى فروزش، [وزیر جهاد سازندگی] گفتم اقدام کنند. او هم خوشحال شد؛ دنبال اجاره صید چنین مواردی است. همچنین گفتند ده هزار هکتار زمین براى کشت برنج آماده کرده اند و سرمایه و امکانات براى کار ندارند. به جهاد منطقه دستور دادم، ترتیب کار را بدهد. در صورت بودن آب، گفتند در چند نقطه که براى آب شرب چاه زده اند در بیست مترى آب خوبى یافته اند. گرچه باران در جزیره زیاد است، ولى عمده هرز مى رود. خواستند که پلیس مرزى شان را تقویت کنیم و دارو به آنها بدهیم.

براى ناهار به قصر سلطان سعید در کنار بندر رفتیم. ناهار خوبى دادند. همه غذاها را یکباره روى میزها چیده بودند؛ شبیه مهمانى هاى معمول خودمان. گوشت ها و ماهى هاى خوش طعمى داشتند؛ خوش نمک و بعضى ها تند شبیه قاره هند. سپس موزه را که در همان قصر است، تماشا کردیم. بیشتر آثار سلسله سلاطین مسلمان عثمانى است. وضع خانه ها و تشریفات شان را گفتند. سیزده سلطان در مدت 137 سال در اینجا حاکم بوده اند و توسط انگلیسى ها منقرض شده اند.

[رییس جمهور] در سخنرانى گفت، تاریخ جزیره خیلى از خودش بزرگ تر است. هزاران سال مرکز پشتیبان قاره بوده و بسیار آباد و پُررونق. جالب است که مردم آنجا خودشان را از اصل شیرازى مى دانند که اوایل اسلام، شخصى به نام حسن شیرازى از شیراز به اینجا آمده و آنها را مسلمان کرده و سپس نسل توسعه یافته است.

گشتى هم در بخش قدیمى شهر زدیم؛ جالب است. در بازدیده موزه، شعر فارسى به ما نشان دادند؛ به علامت نفوذ فارسى در گذشته. «خوش است باده گلرنگ با کباب شکارى، ز دست ساقى گلرخ، در کنار بُخارى» به خط نستعلیق خوبى بود. از ساحل در اقیانوس، جزیره هاى فراوان کوچکى دیدیم که همگى سرسبزند و گفتند کسى در آنها ساکن نیست؛ جز یک جزیره بزرگ دیگر که جمعیت زیادی دارد.

کلمه زنگبار هم فارسى و نشان از سابقه ایرانى بودن مردم است. بعد از مقدارى استراحت براى ملاقات علما، به مسجد رفتیم. مسجد زیبایى در ساحل است و اطرافش را آب گرفته. دو طرف پل ورودی، نوجوانان زیادی با طبل و سرود و اشعار عربى از ما استقبال کردند و شعر عربى «طلع البدر علینا» را که مردم مدینه هنگام ورود پیغمبر (ص) به مدینه مى خواندند، قرائت مى کردند.

وضو گرفتم و نماز عصر را با امامت یکى از علمایشان خواندیم. خواستند که من پیشنماز باشم؛ من نمازم را قبلاً خوانده بودم. چند نفر آنها صحبت هایى در تجلیل انقلاب اسلامى و من داشتند و یکى از آنها، شعرى در همین خصوص گفته بود که به عربى خواند. نوجوان کاملاً سیاهى که عمامه و عباى جالبى داشت و گفت طلبه است، قرآن خواند. از حفظ آیاتى از سوره جن که اشتباهى داشت، اصلاح کردم. صد دلار و چیزهاى دیگرى به او جایزه دادم. در کنار من بود که عکس و فیلم هم گرفتند. اسم او را پرسیدم؛ یادم رفته است. قیافه و رنگ مردم، شبیه هندی ها است.

به نمایشگاه کالاهاى ایرانى رفتم. شرکتى از وزارت اطلاعات، در آفریقا کارهاى اقتصادی راه انداخته است. آقاى خسروجردی که شخص پُرانرژى و داراى ابتکاراتی است، آنها را اداره مى کند. بیش از هزار قلم جنس از ایران دارد و بیشتر کاسب ها مى خرند. استقبال خوبى شده؛ فعلاً ماهى 150 هزار دلار فروش دارد. آنجا منطقه آزاد است و براى خروج از آنجا صددرصد مالیات مى گیرند. در شهر دارالسلام هم کارخانه کاشى سازى دارند و کارهاى دیگر او. آقاى فروزش، طرحى براى تأسیس شرکت یا بنیاد جامعى از سوى من براى انجام کارهاى مفید در آفریقا ارایه داد؛ گفتم بنویسد.

به دارالسلام برگشتیم. فقط چند دقیقه در پرواز بودیم. 250 کیلومتر فاصله دارد. برق جزیره را با کابل از زیر آب انتقال داده اند. شب در مسجد شیعیان، مراسم باشکوهى داشتیم. خوجه هاى اثنى عشرى اینجا هم نیرومندند. تاجر و صنعتگر و سرمایه دار، اسماعیلى ها و بُهره ها هم بودند و علماى اهل سنت را هم دعوت کرده بودند.

آقاى على حسن اموینى، رییس جمهور سابق هم آمده بود. چند نفر سخنرانى کردند و هدیه دادند. نماز جماعت به امامت من خوانده شد. من هم سخنرانى کوتاهى در اهمیت اتحاد مسلمین و انقلاب اسلامى و مظلومیت آفریقا و آمادگى ما براى کمک نمودم که به سواحیلی ترجمه شد. شام مفصلى هم دادند. به مقر برگشتیم و خوابیدم. سرماخوردگى دارم با مسکن خودم را نگه مى دارم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا