خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ شهریور ۱۳۶۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/05/15 - 12:53کد خبر26229

امروز هم در خانه ماندم. آقاى حامد الگار استاد مسلمان دانشگاه بركلى آمريكا آمد و مصاحبه‌اى كرد. درباره عملكرد جمهورى اسلامى، درباره اراضى و كارخانه‌ها، برخورد ما با انجمن‌هاى اسلامى و نقش آنها، منافقين و عزل بنى‌صدر و سياست خارجى پرسيد. ظاهراً آدم

امروز هم در خانه ماندم. آقاى حامد الگار استاد مسلمان دانشگاه بركلى آمريكا آمد و مصاحبه‌اى كرد.  درباره عملكرد جمهورى اسلامى، درباره اراضى و كارخانه‌ها، برخورد ما با انجمن‌هاى اسلامى و نقش آنها، منافقين و عزل بنى‌صدر و سياست خارجى پرسيد. ظاهراً آدم خوبى است و محقق و استاد تاريخ اسلام و شيعه.

با معاون مدرسه راهنمایى جماران درباره انتقال بچه‌ها از مدرسه نيكان به اينجا به خاطر ملاحظات امنيتى صحبت كردم. آقاى غرضى وزير نفت هم آمد. راجع به جزيره خارك، وضع مطلوب صادرات نفت و كشيدن لوله به جاهاى ديگر  به عنوان احتياط، سفرش  به آفريقا و نياز كشورهاى مستقل آفريقايى به ما صحبت كرد و از برخورد بعضى از وزرا گله داشت. عقد ازدواج يكى از پاسداران را خواندم و هديه‌اى به همسرش دادم.

كتابى را كه دفتر مشاورت امام [در ارتش] در مورد تجاوزهاى مقدماتى عراق به ايران، قبل از شروع رسمى جنگ تهيه كرده، خواندم كه حدود سيصد تجاوز را با ذكر نامه اعتراضيه ايران به عراق در همان تاريخ آورده است. اسناد خوبى براى متجاوز معرفى شدن عراق دارد و نظرم اين است كه منتشر شود. بيشتر به مطالعه پرداختم. تلفنى با آقاى دكتر ولايتى درباره اخبار مربوط به كنفرانس سران عرب صحبت كردم. سفير سوريه آمد و اطمينان داد كه در رابطه با ايران و عراق، سياست سوريه عوض نشده.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا