خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ مهر ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 11:29کد خبر31480

صبح زود به فرودگاه [مهرآباد] رفتیم. از دیشب باران سبکى مى بارد. عفت و یاسر هم بودند. بلافاصله به سوى مشهد پرواز کردیم. [آقایان علی محمد بشارتی و اکبر ترکان]، وزیران کشور و راه و ترابری، آقاى میرزاده و آقاى [جلیل] بشارتى، [رییس دفتر امور مناطق محروم] و

صبح زود به فرودگاه [مهرآباد] رفتیم. از دیشب باران سبکى مى بارد. عفت و یاسر هم بودند. بلافاصله به سوى مشهد پرواز کردیم. [آقایان علی محمد بشارتی و اکبر ترکان]، وزیران کشور و راه و ترابری، آقاى میرزاده و آقاى [جلیل] بشارتى، [رییس دفتر امور مناطق محروم] و محافظان و از دفترمان و نمایندگان استان هم بودند.

ساعت هشت و نیم صبح در مشهد فرود آمدیم. استقبال رسمى در فرودگاه انجام شد. مردم در خیابان هاى مشهد، استقبال گرم و با شکوه و پُرشورى داشتند. در دارالزُهد [حرم امام رضا(ع)]، در جمع خانواده هاى ایثارگران شرکت کردم. بعد از استماع گزارش، سخنرانى دلگرم کننده براى آنها داشتم.

سپس در اجتماع عظیم مردم در صحن شرکت کردم و به احساسات بسیار باشکوه مردم پاسخ دادم. آقاى [عباس واعظ] طبسى، [تؤلیت آستان قدس رضوی]، خیرمقدم گرمى گفت و من سخنرانى فشرده اى ایراد کردم. نزدیک ظهر مراسم تمام شد.

در اتاق مُشرف بر حرم شریف، زیارت مختصرى کردم و بعد از نماز ظهر و عصر و ناهار، تا ساعت سه و نیم استراحت نمودم. ناصر، فرزند آقاى طبسى آمد و از جلسه دادگاه تعریف کرد که به شکایت او از آقاى [سید محمد موسوی] خویینى ها، [مدیرمسئول روزنامه سلام] رسیدگى مى کرد؛ از موضع دادگاه و اعضای هیأت منصفه که تلاش مى کردند از او رضایت نامه بگیرند و نداده، ناراضى بود.

عصر در جمع طلاب و علما در دانشگاه رضوى شرکت کردم. بعد از ابراز احساسات بسیار پُرشور و خیرمقدم آقاى طبسى، من دربارة وظایف روحانیت در این مقطع زمانى و ضرورت استفاده از فرصت بى نظیرى که در اختیارمان آمده، در بُعد مدیریت کشور و تبلیغ اسلام خالص و بى پیرایه، مفصل صحبت کردم.

شب در استاندارى خراسان، در جلسه شوراى عالى ادارى شرکت کردم. گزارش هاى خوب و دلگرم کنندة [آقای اسماعیل مفیدی]، استاندار و مدیران کل صنعت و جهاد و برنامه و آب و کشاورزى را شنیدم؛ همگى در جهت سرعت سازندگى و توفیق برنامه اول و نیازها در برنامه دوم بود. تقاضاهاى نمایندگان مشهد نیز مطرح شد. من صحبت کردم.

بعد از صرف شام، مراجعت کردیم. در راه آقاى کریمى، [قائم مقام آستان قدس رضوی]، با عبور از زیرگذر اطراف حرم توضیحات داد. در مسیر رفت و برگشت به احساسات مردم جواب دادم. آخر شب به زیارت حرم مطهر رفتم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا