خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ مهر ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 11:28کد خبر31479

ساعت هشت و نیم صبح براى معرفى آقاى [مرتضی] محمدخان، به مجلس رفتیم. صحبت کوتاهى در صلاحیت هاى او نمودم و به دفترم برگشتم. مراجعات و نامه هاى زیادی از نمایندگان داشتم. مخالفت جدی با او نشد و تأیید شد. گروهى از پاسداران جماران و سعدآباد آمدند. به خاطر

ساعت هشت و نیم صبح براى معرفى آقاى [مرتضی] محمدخان، به مجلس رفتیم. صحبت کوتاهى در صلاحیت هاى او نمودم و به دفترم برگشتم. مراجعات و نامه هاى زیادی از نمایندگان داشتم. مخالفت جدی با او نشد و تأیید شد.

گروهى از پاسداران جماران و سعدآباد آمدند. به خاطر زحمات اضافى که در دوره تعمیر منزل و اقامت ما در میهمانسراى سعدآباد کشیده اند، از آنها تشکر کردم.

آقایان [مصطفی] پورمحمدی و حمید[رضا] نقاشیان آمدند. گزارش کارهاى اقتصادی و آثار آن را که با اهداف خاص انجام مى دهند، دادند و از شایعات و مخالفت هایى که مى شود، و مخصوصاً از مخالفت هاى نظامى ها که باعث مخالفت رهبرى هم شده است، شکایت کردند؛ صحبت ها ناتمام ماند.

یکى از کارکنان گمرگ آمد. حرف مهمى نداشت. بى خود وقت داده بودیم، با اصرار فاطى. شوراى عالى استاندارد جلسه داشت. مصوباتى براساس قانون جدید داشتیم.

عصر در جلسه هیأت دولت شرکت کردم. استان شدن قزوین و [آقای محمدرضا رحیمی به عنوان] استاندار کردستان تصویب شد. استان شدن قم به کمیسیون رفت. تا ساعت نُه شب کارها را انجام دادم و به خانه آمدم. چمدان را براى سفر فردا بستم.

آقاى [علاءالدین] بروجردی از وزارت امورخارجه اطلاع داد، در رسانه هاى ترکیه اعلان شد که گروهى تُرک و ایرانى در ترکیه بازداشت شده اند که قصد انتقال اورانیوم به ایران داشته اند. نام ایرانى هایی که برده اند، مأموران اطلاعات ما هستند؛ این اتهام بی اساس است. گفتم سفیرشان را احضار کنند و به عنوان یک توطئه معرفى کنند و اعتراض نمایند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا