خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آبان ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 04:17کد خبر27477

ساعت هشت ونیم صبح به پادگان 01 در قصر فیروزه براى شرکت در مراسم سردوشى گرفتن فارغ التحصیلان لیسانس و دیپلمه تحت تعلیم رفتم. مراسم به خوبى انجام شد و من هم براى آنها صحبت کردم. ساعت ده ونیم به مجلس رسیدیم و تا ساعت دو بعد از ظهر کارهاى دفترم را انجام

ساعت هشت ونیم صبح به پادگان 01 در قصر فیروزه براى شرکت در مراسم سردوشى گرفتن فارغ التحصیلان لیسانس و دیپلمه تحت تعلیم رفتم. مراسم به خوبى انجام شد و من هم براى آنها صحبت کردم. ساعت ده ونیم به مجلس رسیدیم و تا ساعت دو بعد از ظهر کارهاى دفترم را انجام دادم.

خبر رسید عراق کارخانه نورد اهواز را بمباران کرده است. عده اى شهید و زخمى شده اند و به تأسیسات هم آسیب رسیده. به فرمانده نیروى هوایى گفتم که تلافى نمایند. عصر با حضور اعضاى کمیسیون برنامه و بودجه هیأت رییسه داشتیم. پیشنهاد دادن کمک اضافى به نمایندگان براى جبران نیازها مطرح شد، ولى تصویب نشد.

اول شب آقاى [مسیح] مهاجرى مسئول روزنامه جمهورى اسلامى آمد و نگران بود که روزنامه را بگیرند یا خط آن را عوض کنند. اطلاع داد در جلسه گذشته شوراى مرکزى حزب [جمهورى اسلامى] به جاى مهندس [میرحسین] موسوى و [ابوالقاسم] سرحدى زاده - که غیبت زیاد دارند - على البدل ها را دعوت کرده اند. از مهندس موسوى خواستم که به حزب بیاید و پذیرفته شد. آقایان نخست وزیر و موسوى اردبیلى ، شام در مجلس مهمان من بودند. احمدآقا و آقاى [آیت الله] خامنه اى به خاطر مسافرت نبودند. تا ساعت یازده ونیم درباره مسایل مملکتى مذاکره و تبادل نظر کردیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا