خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آبان ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
دوشنبه 1405/05/19 - 17:24کد خبر27084

بعد از نماز صبح، به مجلس رفتم. گزارش ها حاکى از این بود که دیشب دو نفر یمنى یک هواپیماى عربستان سعودى را آورده اند، در فرودگاه مهرآباد نشانده اند. با [آقاى ولایتى] وزیر خارجه در این باره صحبت کردم. قرار شد که هواپیما را سعى کنیم صحیح و سالم بگیریم و

بعد از نماز صبح، به مجلس رفتم. گزارش ها حاکى از این بود که دیشب دو نفر یمنى یک هواپیماى عربستان سعودى را آورده اند، در فرودگاه مهرآباد نشانده اند. با [آقاى ولایتى] وزیر خارجه در این باره صحبت کردم. قرار شد که هواپیما را سعى کنیم صحیح و سالم بگیریم و [به عربستان سعودى] پس بدهیم. ظهر گفتند که خود مسافران، هواپیمارباها را دستگیر کرده اند و سپس نیروهاى انتظامى وارد عمل شده و آنها را تحویل گرفته اند. بعداً معلوم شد که خبرها را اشتباهی گفته اند، نیروهاى ما، آنها را وادار به تسلیم کرده اند.

تا ساعت 10 صبح، در مجلس کار کردم و سپس به خاطر بحث درباره اعتبارنامه آقاى [اکبر] حمیدزاده [نماینده بوئین زهرا] به تقاضاى نمایندگان مجلس، جلسه را خصوصى و غیررسمى و سرى کردیم. مخالفان و موافقان درباره اعتبارنامه او صحبت کردند. مصلحت نبود که از تریبون پخش شود. این جلسه تا نزدیک ساعت سه بعد از ظهر، طول کشید. نمایندگان از مصاحبه تلویزیونى من درباره مجلس راضى بودند و نامه اى مبنى بر تشکر، امضا کردند.

عصر، ملاقات هایى داشتم. شب، در مجلس ماندم. کارهاى عقب افتاده را انجام دادم. چند روزى است، دست راستم کمى درد دارد. دکتر [موسى] زرگر با تشخیص اینکه اعصاب دست متورم شده، قرص هایى داده است. وقتى قرص ها را مى خورم، مقدارى خمارآلود مى شوم. شب، دو فیلم «خط قرمز» و «خانه عنکبوت» را دیدم که علیه ضدانقلاب ساخته شده است. اولى را چپى ها ساخته اند؛ فیلم خوبى نیست. دومى، بد نیست.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا