به دفترم رفتم. تا ساعت نُه و نیم صبح کارها را انجام دادم. براى مراسم جشن میلاد کوثر، به مناسبت روز زن و مادر، به ورزشگاه آزادی رفتیم. مراسم سرود و نمایش هاى هنرى، گزارش سرتیپ [علیرضا] افشار، [فرمانده بسیج مستضعفین] و خانم [شهلا] حبیبى، [مشاور رییس جمهور
به دفترم رفتم. تا ساعت نُه و نیم صبح کارها را انجام دادم. براى مراسم جشن میلاد کوثر، به مناسبت روز زن و مادر، به ورزشگاه آزادی رفتیم. مراسم سرود و نمایش هاى هنرى، گزارش سرتیپ [علیرضا] افشار، [فرمانده بسیج مستضعفین] و خانم [شهلا] حبیبى، [مشاور رییس جمهور در امور زنان] و اعطای نشان به خانم دکتر [نسرین] معظمى و دو همسر جانباز -که عفت به سینه آنها مدال را نصب کرد- و سخنرانى کوتاه من انجام شد. جمعیت زیادی آمده بودند؛ عمدتاً دختران دانش آموز بسیجى. برنامه پُرشورى بود. عصر عقد ازدواج آقاى [رضا] معلم، پاسدارمان را بستم؛ در یک تصادف، همسرش و فرزندانش کشته شده اند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام