آقاى [سیدحسین] موسویان، سفیرمان در آلمان آمد. گزارشى از مسایل مربوط به بحران اخیر بین ایران و آلمان را داد و گفت، مسئولان آلمان هم اصرار دارند که جواب من منتشر نشود، چون جنبه تهاجمى دارد و دادستان را تحت فشار قرار مى دهد. برخلاف نظر ایشان، استدلال کردم که
آقاى [سیدحسین] موسویان، سفیرمان در آلمان آمد. گزارشى از مسایل مربوط به بحران اخیر بین ایران و آلمان را داد و گفت، مسئولان آلمان هم اصرار دارند که جواب من منتشر نشود، چون جنبه تهاجمى دارد و دادستان را تحت فشار قرار مى دهد. برخلاف نظر ایشان، استدلال کردم که در مجموع به نفع ایران تمام شد. ستاد تنظیم بازار جلسه داشت. مسایل صادرات و توزیع و تعزیرات و چاى و مشکل اتومبیل هاى وارداتى از عراق، مورد بحث بود.
عصر براى افتتاح مسابقات بین المللى حفظ و قرائت و تفسیر قرآن، به حسینیه ارشاد رفتیم. در برنامه، یک دختر سیزده ساله به نام نسرین جعفرى که تمام قرآن را حفظ داشت، اجراى برنامه کرد که خیلى جالب بود و به سئوالات من و دیگران، به خوبى جواب داد. در دفترچه اش، با جملاتى تشویقش کردم. آقاى [سیدمهدی] امام جمارانى، [رییس سازمان اوقاف و امور خیریه]، خیرمقدم گفت و من هم در نقش مهم قرآن در هدایت جامعه و فرد صحبت کردم.
به دفترم برگشتم. تا ساعت هفت و نیم شب، کارها را انجام دادم. به جلسه هیأت دولت نرفتم. شام میهمان رهبرى بودم. دربارة سفر به یاسوج و بزرگراه تهران – شمال، مسایل آلمان و عراق، تأسیس بنیاد توسعه آفریقا، شوراى عالى انقلاب فرهنگى و مجمع تشخیص مصلحت نظام صحبت کردیم. ایشان خبر دادند که آقاى [مهدی]کروبى با ایشان ملاقات داشته و اجازه گرفته که مجمع روحانیون مبارز، آقاى [سیدمحمد] خاتمى را احتمالاً نامزد کنند. من هم جریان ملاقات آقایان [سیدمحمد موسوی]خویینى ها و [محمدرضا] توسلى را تعریف کردم. مقدارى دربارة خاطرات دوران قبل از انقلاب مان صحبت کردیم. ایشان جزییات بیشتری از من، دربارة دوران هم منزلى در تهران و همراهى در ملاقات مشهد و زندان ها در خاطر دارند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام