خاطرات اکبر هاشمی - ۶ آذر ۱۳۷۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
یکشنبه 1405/08/03 - 07:19کد خبر33381

در خانه بودم. وقت بیشتر به مطالعه و تنظیم کتابخانه و معاشرت گذشت. ظهر، بچه ها جمع بودند، جز فاطى که به قبرس سفر کرده است. دربارة سفر به کیش و پارس جنوبى مذاکره شد. همشیره فاطمه و طاهره آمدند؛ بناست فردا چشم طاهره براى گذاشتن لنز، عمل شود. شب، همشیره

در خانه بودم. وقت بیشتر به مطالعه و تنظیم کتابخانه و معاشرت گذشت. ظهر، بچه ها جمع بودند، جز فاطى که به قبرس سفر کرده است. دربارة سفر به کیش و پارس جنوبى مذاکره شد. همشیره فاطمه و طاهره آمدند؛ بناست فردا چشم طاهره براى گذاشتن لنز، عمل شود.

شب، همشیره صدیقه و دخترش مهدیه آمدند. اذان در گوش نوزاد مهدیه، على،گفتم. خبر دادند، آشیخ محمد [هاشمیان] در رفسنجان، دچار کسالت است و براى معالجه مراجعه نمى کند. هفته آینده عازم عُمره اند.

بعد از ضربه خوردن اسراییلى ها در جنوب لبنان، منطقه در آستانه بحران است و احتمال عقب نشینى اسراییل، باز مطرح شده و [بنیامین] نتانیاهو، [نخست وزیر اسراییل]، سفرش به اروپا را نیمه تمام گذاشته و به اسراییل بازگشته است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا