خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ آبان ۱۳۶۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 04:20کد خبر27492

نامه اى از امام به مجلس رسیده بود که از انتقادها و عیب زدن هاى بى حساب به مجریان در نطق هاى قبل از دستور نمایندگان به سختى ابراز نارضایتى کرده بودند. پیش از شروع جلسه [آن را] خواندم و مقدارى توضیح دادم. در عین حال نماینده بابل در نطق خود تندروى کرد که

نامه اى از امام به مجلس رسیده بود که از انتقادها و عیب زدن هاى بى حساب به مجریان در نطق هاى قبل از دستور نمایندگان به سختى ابراز نارضایتى کرده بودند. پیش از شروع جلسه [آن را] خواندم و مقدارى توضیح دادم. در عین حال نماینده بابل در نطق خود تندروى کرد که مورد اعتراض نمایندگان قرار گرفت. دستور جلسه همان لایحه حدود فعالیت بخش خصوصى بود که پیشرفت نکرد. با اینکه جمعى از نمایندگان تقاضاى تفسیر آیین نامه داشتند، اعلام کردم اعضاى شوراى سرپرستى صداوسیما انتخاب شده اند.

بعد از تنفس به دفترم آمدم. فرمانداران شهرهاى خوزستان آمدند و راجع به اوضاع خوزستان گزارش دادند. سلمانى براى اصلاح آمد. ظهر پدر دو شهید آمد. صدهزار تومان براى جبهه داد و من یک ساعت - که سوغاتى رسیده بود - به او هدیه دادم. شغلش جوشکارى است. خیلى روحیه بالایى داشت.

نماینده سلسله و دلفان آمد و براى مدرسه علمیه آنجا کمک خواست. آقاى فاضل هرندى که از طرف من عازم شرکت در کنفرانس صحرا در پاریس است، آمد و راجع به مطالب مشورت کرد و گفت فرانسه از دادن ویزا به هیأت خوددارى مى کند. عصر یک خلبان آمد و از سیاست حاکم بر نیروى هوایى شاکى بود.

جمعى از اهالى گناباد آمدند و نیازهاى شهر را گفتند. از مجله زن روز آمدند و در مورد بحث هاى خطبه هاى جمعه مصاحبه کردند. اول شب آقاى شمخانى آمد و راجع به جنگ و عملیات آینده صحبت کردیم. تا ساعت هشت در دفترم کار کردم و سپس به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا