خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ آبان ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
دوشنبه 1405/05/19 - 17:24کد خبر27094

براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم و نزدیک ساعت دو بعد از ظهر، به منزل برگشتم. آقاى [محسن] رفیق دوست اطلاع داد که امروز در باختران، در جلسه اى از طرف بعضى از پاسداران، به [محسن رضایى] فرمانده [سپاه پاسداران] اعتراض و اهانت شده است. آقاى [صادق]

براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم و نزدیک ساعت دو بعد از ظهر، به منزل برگشتم. آقاى [محسن] رفیق دوست اطلاع داد که امروز در باختران، در جلسه اى از طرف بعضى از پاسداران، به [محسن رضایى] فرمانده [سپاه پاسداران] اعتراض و اهانت شده است. آقاى [صادق] خلخالى هم تلفنى، از قول پاسدارى، همین خبر را نقل کرد و گفت در برنامه فردا هم، مى خواهند اعتراض کنند. این پاسداران دو سه شب پیش، به خود من هم گفتند که نصیحت شان کردم. به برکنارى آقاى عبدالوهاب از فرماندهى منطقه 10 سپاه، اعتراض دارند و مدعى برخورد خطى او هستند.

آقاى [سیدعباس] سالارى، کاردار ایران در آرژانتین آمد و از اینکه قانون، از ادامه سفارت، پس از گذشت یک دوره چهار ساله منع کرده است، ناراحت بود. پیشنهاد مى کرد، مجلس این قانون را اصلاح کند تا از تجربه سفرا، بهتر استفاده شود. همچنین از عملکرد مستقل مأموران فرهنگى وزارت ارشاد [اسلامى] در خارج از کشور، انتقاد داشت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا