خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ آبان ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 12:16کد خبر32266

تا ظهر در منزل مطالعه می کردم. آقای [محمدرضا] توسلی آمد و برای تأمین دارو جهت عمل جراحی پای فرزندش استمداد کرد. ظهر به میهمانی اخوی محمد در لالون رفتیم؛ به خاطر پاگشای یاسر، دیگر بچه ها را دعوت کرده بودند. والده و طیبه هم بودند، من به خاطر والده رفتم.

تا ظهر در منزل مطالعه می کردم. آقای [محمدرضا] توسلی آمد و برای تأمین دارو جهت عمل جراحی پای فرزندش استمداد کرد. ظهر به میهمانی اخوی محمد در لالون رفتیم؛ به خاطر پاگشای یاسر، دیگر بچه ها را دعوت کرده بودند. والده و طیبه هم بودند، من به خاطر والده رفتم. هوای خوبی دارد. عصر کمی کوه نوردی کردیم.

آقای [علی محمد] بشارتی، [وزیر کشور] اطلاع داد که دیروز چند نقطه از جنگل های مازندران دچار حریق شده که خاموش نموده اند. از آقای [علی اکبر] مسعودی[خمینی]، متولی آستان قم، به خاطر سخت گیری نسبت به کسبه اطراف حرم گله داشت.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا