خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اردیبهشت ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
4 دقیقه
سه شنبه 1405/07/28 - 06:01کد خبر30945

ساعت نُه صبح با وزیران بازرگانى، اقتصاد، راه و ترابری، امورخارجه، نفت و محسن و مهدى و یاسر، براى سفر به ترکمنستان به فرودگاه [مهرآباد] رسیدیم؛ قرار بود عفت و فاطى و فائزه هم باشند، ولى به خاطر عدم آمادگى همسر رییس جمهور ترکمنستان براى استقبال، منصرف شدند.

ساعت نُه صبح با وزیران بازرگانى، اقتصاد، راه و ترابری، امورخارجه، نفت و محسن و مهدى و یاسر، براى سفر به ترکمنستان به فرودگاه [مهرآباد] رسیدیم؛ قرار بود عفت و فاطى و فائزه هم باشند، ولى به خاطر عدم آمادگى همسر رییس جمهور ترکمنستان براى استقبال، منصرف شدند. بعداً معلوم شد، همسر او یهودى و روسى است و نمى تواند در مراسم استقبال در ترکمنستان باشد.

با بدرقه رسمى پرواز کردیم و یک ساعت بعد در فرودگاه عشق آباد فرود آمدیم. استقبال گرم با سان و رژه انجام شد. همراه با آقاى صفر مراد نیازُف رییس جمهور ترکمنستان، مصاحبه کردم. همراه او به محل اقامتم رفتیم.

در راه دربارة شهر عشق آباد توضیح مى گرفتم. شهر سرسبزی است. ساختمان ها کوتاه و خیابان ها خلوت و کم ماشین است. ماشین سوارى خیلى کم به چشم مى خورد. اقامتگاه ما کاخى است در باغ تحقیقات کشاورزى سابق که میهمانخانه شده است.

مذاکرات خصوصى و رسمى کوتاهى با نیازف داشتیم. او براى استقبال سایر میهمان ها رفت و ما براى نماز به مسجدالاقصى رفتیم؛ این مسجد اخیراً ساخته شده است. گفتند پنج مسجد در شهر دارند. مفتى ترکمنستان خیرمقدم گفت. من نمازجماعت اقامه کردم و برایشان صحبت نمودم. علما خواستار اجازه آمدن طلاب آنها به ایران براى تحصیل شدند.

از یک کلاس تعلیم قرآن بازدید کردیم. بچه هاى مدرسه را در ساعات فراغت تعلیم مى دهند. بچه ها نیمه وقت به مدرسه مى روند؛ پیش از ظهر یا بعد از ظهر. مطابق سنت خود غذایى آماده کرده بودند، کمى خوردیم: پلو و گوشت و سبزى.

آقاى آتاچاریف، معاون رییس جمهور همراه مان بود و در راه توضیحات مى داد. بعد از ناهار و استراحت، در مورد اوضاع ترکمنستان مطالعه کردم.

آقای عسکرآقایوف، رییس جمهور قرقیزستان به ملاقات آمد. مذاکرات عمومى و بر محور همکارى بیشتر دو کشور بود. فضا خیلى دوستانه بود. وقتى که صحبتم را با «بسم الله الرحمن الرحیم» شروع کردم، دست هایش را به حالت دعا بلند کرد. ما هنوز مذکرات مان ادامه داشت که آقاى اسلام کریم اوف، رییس جمهور اُزبکستان رسید.

مذاکرات صریح و دوستانه بود. صراحتاً گفت که جمهورى هاى آسیاى میانه از نفوذ بنیادگرایى ایران مى ترسند. اوضاع تاجیکستان و اظهارات شاه احمد مسعود را که گفته به نفع مسلمین در تاجیکستان دخالت خواهد کرد، به عنوان نمونه ذکر کرد. به او اطمینان دادم که ایران قصد تحمیل عقیده ندارد و دیگران هم چنین ذهنیتى دارند.

مقدارى با همراهان در باغ قدم زدیم. وزیران همراه دربارة پیشرفت مذاکرات شان گزارش دادند. بعد از نماز مغرب و عشا، براى جلسه سران به کاخ ریاست جمهورى رفتیم؛ کاخ وسیعى است.

قبل از جلسه رییس جمهور قزاقستان آمد. اصرار داشت که قبل از جلسه مرا ببیند. خواستار استفاده از خاک ایران براى انتقال نفت و ترانزیت کالا است و نگران فشار شوروى از اَهرم راه ها و خطوط لوله هاست.

ساعت ده شب به جلسه رسمى سران رفتیم. رؤساى جمهور ایران، ترکمنستان، قرقیزستان، قزاقستان و اُزبکستان، نخست وزیران ترکیه و پاکستان و وزیران امور خارجه بودند. هیأت تاجیکستان به خاطر درگیرى ها نیامده بود. ابتدا خبرنگارها عکس و فیلم گرفتند.

آقای نیازف جلسه را با صحبت کوتاهى شروع کرد. سپس من و دیگران هم صحبت کوتاهى در خصوص دستور جلسه داشتیم. مذاکرات دوستانه و بیشتر در مورد توسعه همکارى ها بود. دربارة مسأله قره باغ و افغانستان و تاجیکستان صحبت شد. ساعت دوازده و نیم شب به مقرم برگشتم.

امروز صبح آقای [یعقوب] محمداوف، رییس جمهور آذربایجان، تلفنى از حملات روس ها در شوشا شکایت کرد و خواست که زودتر براى آتش بس اقدام کنم. از عشق آباد با آقای پتروسیان، رییس جمهور ارمنستان تلفنى صحبت کردم؛ او هم اظهار ناراحتى کرد و خواست که آقاى [محمود] واعظى زود به منطقه برود.

آقایان [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی]، [محمود] واعظى، [معاون وزیر امور خارجه] [عبدالحسین] وهاجى، [وزیر بازرگانی] و [ محمدحسین] عادلى، [رییس بانک مرکزی] آمدند. دربارة دستور جلسه فردا نظر دادند. شام خوردم و خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا