خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اردیبهشت ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
سه شنبه 1405/07/28 - 06:01کد خبر30943

پیش از ظهر کارهاى دفترم را انجام دادم. براى رسیدن به کار میهمانان، ملاقات هاى متفرقه را حذف کردم. ساعت یازده صبح دو هیأت آذرى و ارمنى آمدند. براى روان شدن کار در جلسه رسمى و علنى، ساعت ها وقت مان را صرف مذاکرات مقدماتى کردیم. معلوم شد آقایان محمداوف و

پیش از ظهر کارهاى دفترم را انجام دادم. براى رسیدن به کار میهمانان، ملاقات هاى متفرقه را حذف کردم. ساعت یازده صبح دو هیأت آذرى و ارمنى آمدند. براى روان شدن کار در جلسه رسمى و علنى، ساعت ها وقت مان را صرف مذاکرات مقدماتى کردیم. معلوم شد آقایان محمداوف و پتروسیان، [روسای جمهور آذربایجان و ارمنستان]، در گذشته تا این لحظه همدیگر را ندیده بودند؛ گرچه تلفنى مذاکره داشته اند.

در اتاق حوض خانه، در دایره اطراف حوض نشستیم. من بین دو نفر آنها نشستم و ابتدا در کلیات مانند ضرر نزاع و مصالح صلح و سپس دربارة متن سند تنظیم شده براى امضاى دو طرف صحبت کردم. در موردکلیات اتحاد نظر بود، اما در بعضى از مضامین و عبارات سند، اختلاف پیش آمد.

هیأت ارمنى منسجم و مطیع رییس شان بودند، اما هیأت آذرى اختلاف داشتند و بعضى ها مرموزانه عمل مى کردند که رییس شان موفق نشود و یا ایران در میانجی گرى اش موفق نباشد؛ وزیر امورخارجه اش چنین بود. بعد از توافق کارشکنى مى کردند. بالاخره ناچار خلوت نمودیم و توافقى نیم بند درست کردیم. به جلسه رسمى رفتیم. بعد از اظهارات رسمى و کلى من و دو طرف، مضامین را مشخص کردم که در بیانیه مى گنجد. ساعت سه بعد از ظهر جلسه ختم و قرار شد کارشناسان بیانیه را تنظیم کنند و به امضاى سه طرف برسانند.

براى استراحت رفتند. من هم برای نماز و ناهار و استراحت و انجام کارهاى دفتر آمدم. هیأت آذرى براى دور دوم مذاکرات آمد. قرار بود، امروز به مشهد بروند؛ گفتند منصرف شده اند و امروز به آذربایجان برمى گردند. براى متن نهایى سند مذاکره کردیم. معلوم شد کارشناسان شان شبهه ایجاد کرده اند. بیانیه هاى همکارى بین ایران و آذربایجان را امضا کردیم. پانصد میلیون دلار اعتبار براى خرید کالاهاى ایران به آنها دادیم. چون کار آتش بس ناتمام مانده بود، قرار شد شب را بمانند که مجدداً با ارامنه توافق شود.

بعد از نماز مغرب و عشا، هیأت ارامنه آمدند و مجدداً مذاکره کردیم. به خاطر پیشنهادهای جدید آذرى ها به نتیجه نرسیدیم. با راهنمایى هاى کلى، کارشناسان را مأمور تهیه متن نهایى کردیم. آذرى ها به مقر برگشتند و با ارامنه براى امضای توافق نامه ها در مراسم رسمى با حضور خبرنگاران شرکت کردیم.

سپس به جلسه ضیافت رفتم. عفت هم به همسر رییس جمهور ارمنستان، ضیافت شام در مهمان سراى نفت داد. سر میز شام، سئوالات زیادى از وضع ارمنستان پرسیدم. روابط شان با روسیه بد نیست و برخلاف دیگران به آینده روسیه خوش بین هستند. انتظار دارند در تقسیم نیروهاى مسلح، سهم خوبى بگیرند. با سوریه هم رابطه خوبى دارند. مشکل سوخت، مواد غذایى و کار دارند. به خاطر بسته شدن راه شان از آذربایجان و به خاطر همین نقطه ضعف، تمایل به صلح دارند. قرار شد فردا ساعت هشت صبح هر دو هیأت براى تصویب و امضاى متن نهایى مصالحه نامه بیایند.

شب در دفترم ماندم. ساعت دوازده شب خوابیدم. در گزارش ها، خبر فرار [عبدالرحمان] نبى اوف، رییس جمهور تاجیکستان، تحت فشار رقباى مخالفان اسلامى و دموکراتش و عدم توافق حکمتیار و مؤتلفان در افغانستان مهمترین است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا